این جاده جنگ است که روسها با ابزار و ادوات جنگیشان هموار کردهاند و آغاز جاده، شرق ایران است. اما پیش از آنکه قوای روس به بهانه دفاع از ایران در مقابل آلمانها به این سرزمین حمله کنند، همه چیز در آرامش بوده است. اصلاً جلد نخست از رمان بلندبالای «جاده جنگ» از آنجا آغاز میشود که یک سوار با زنی زیباروی در هاله نقرهگون سپیدهدم به قریه ساکت بینالود میرسند. منصور انوری ادامه این فصل را میرساند به کوچ ایل قافله عشایری به رهبری گلمراد. بعد هم مخاطب را میبرد به تماشای گشتزنی ژاندارمها که برای مقابله با قاچاقچیان تریاک است. رضا دوست آن سوار و گلمراد هم جزو سربازان این ژاندارمهاست. اما دوستیها نمیتواند برقرار بماند؛ چراکه شهریور ۱۳۲۰ است و زمان حمله روسها به ایران. جنگندههایشان هم به آسمان بینالود تجاوز میکنند، اما بمبی نمیاندازند و به جایش اعلامیههایی پایین میریزند که بگوید آنها برای مقابله با فاشیسم به ایران آمدهاند. اما از سویی دیگر غرش تانکهای روس در محور سرخس شنیده میشود. صحبت از تکتیرانداز ماهری هم هست به اسم مرگان که روسها را کلافه کرده است. رضا سخت در پی آن است که این مرگان مرموز را پیدا کند. نهایتا هم برای عملی شدن نقشههایش، دعوت روسها را برای همکاری با آنان میپذیرد و همراه آنان به شاهرود میرود تا جلد نخست از «جاده جنگ» به پایان برسد و مخاطب، مشتاق و منتظر، جلد دوم را آغاز کند.
منصور انوری متولد ۱۳۳۴ توابع نیشابور، نویسندگی را ابتدا با داستان کوتاه (بیبی سی) در سال ۱۳۶۴ آغاز و ادامه آن مجموعه داستانی مصافحه با ارواح (انتشارت نیستان)، ۲- جاده جنگ (مجموعه ۱۲جلدی). ۳- از عشقاباد تا عشق آباد (۲ جلدی) (جاده جنگ و از عشقاباد تا عشق آباد را سوره مهر چاپ و حوزه هنری حمایت کرده است). ۴- کتاب بر فراز آشیانه عنقا- درباره شهید کاوه - که ۳ جلد آن نگارش یافته و ۲ جلد آن چاپ شده است (بنیاد حفظ آثار و انتشارات صریر پشتیبانی و چاپ کردهاند. ۵- قربانگاه عشق ( بیوگرافی شهدای خراسان) جوایز و رتبههای منصور انوری: جاده جنگ برنده: ۱- کتاب فصل ۲- قلم زرین ۳- کتاب سال ۴- جایزه یکصد و ده سکهای جلال آل احمد شده است. همینطور کتاب [از عشقاباد تا عشق آباد] برنده دوم رمان انقلاب [جایزه هفت میلیونی] و نیز در بخش شایسته چاپهای آستان قدس رضوی (ع) رتبه نخست را کسب کرده است.
از سال 96 منتظر این کتاب بودم! یجایی خونده بودم از کلیدر قویتره... چندتا جلدشو خریدم ولی جذبم نکرد! کلام این کتاب واسه من گیرا نیست و درگیر ماجراهاش نمیشم و بستیم گذاشتیم توی طاقچه! و آدمی ناچار به مطالعه کتابی که چند جلدش رو داره نخواهد بود:))