خوانندهی جوان و عزیزم. تو باید بدانی که من از سالهای جنگ و اشغال کشورمان نفرتی عمیق در دل دارم؛ زمانهای که به جای کتاب و قلم، تپانچه و نارنجک در دستهایمان میچپاند و به جای اینکه به ما راه زیستن را بیاموزد، امر به مردن میکرد. چه قرن بد و روزگار دهشتناکی است که بچهها را به جای مدرسه به پشت سنگرها میفرستد... شاید تو دوست داشته باشی باز هم از پسران نترس گروههای پارتیزانی که قهرمانانه جان باختند برایت روایت کنم ، اما باور کن که من دیگر قادر نیستم و جرئت نوشتن دربارهی آن حوادث را ندارم.
( تائوش بوروفسکی . ۱۹۲۲ _ ۱۹۵۱ )
*********
شش داستان از نویسندگان لهستانی که هرکدام جنگ جهانی دوم را به نوعی تجربه کردهاند.
اغلب داستانها به رنجها و ناکامیهای انسان میپردازد.
۹۹/۶/۲۰