Jump to ratings and reviews
Rate this book

اتاق صادق

Rate this book
محمد تاج نویسنده و روزنامه نگار جوانی ست که دغدغهٔ اصلی روایی اس «هراس» است. هراس از آنچه پیرامون ما و آن‌ها به مبارزه می‌طلبد. مجموعه داستانِ اتاق صادق چهار داستانِ تکان دهنده دارد. داستان‌هایی که تمامشان با محوریت هراس از موجود یا حسی هولناک که قصد نابودی دارد پیش می‌روند.

ما در این جهان هول آور تهدید آدم‌ها یا موجوداتی را می‌شنویم که هر لحظه به ما نزدیک‌تر می‌شوند. مثل صادق هدایت که در اتاق عجیب خود مدام حس می‌کند کسانی او را زیر نظر دارند. یا مردی که باید یک ساختمان را برای پروژه‌ای تخریب کند ولی چیزی در خانه وجود دارد که با او مبارزه می‌کند. در داستانی دیگر شخصیت اصلی پی رژیم لاغری است. او نمی‌تواند وزن کم کند و این میان آخرین امیدش به مؤسسه‌ای ست که تضمین می‌دهد از او چیزی نماند و چنان احساس سبکی بکند که حتی مردگان هم به او رشک برند…

در ادبیات ایران در سال‌های اخیر نویسندگان معدودی توانسته‌اند از هراس و وحشت بنویسند و قطعاً محمد تاج به یکی از آن‌ها تبدیل می‌شود. نویسنده‌ای که در داستان‌هایش واقعاً کسی پشت در می‌خواهد بیاید و کار را تمام کند. آن بیرون امن نیست حتی بری مردی که می‌خواهد فقط یک زندگی ساده و راحت داشته باشد.

109 pages, Paperback

First published October 1, 2024

Loading...
Loading...

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
5 (9%)
4 stars
27 (52%)
3 stars
12 (23%)
2 stars
4 (7%)
1 star
3 (5%)
Displaying 1 - 10 of 10 reviews
Profile Image for Saman.
390 reviews228 followers
January 30, 2026
صبح تا ظهر آدینه‌ام درگیر این مجموعه داستان ترسناک شدم و از این صرف زمان برای این مجموعه کاملا راضی‌ام. کتاب از چهار داستان اتاق صادق ، رژیم، لامپ و پادکست تشکیل شده که همه یک تم ترسناک با المان‌های وحشت دارند. تا جایی که می‌دونم تو این سبک نوشتن توی ادبیات ایران بسیار کمیابه. داستان اتاق صادق که شخصیت اصلی اون رو صادق هدایت به عهده داره، کلا به صورت نامه نگاری است. هدایت خانه ای رو اجاره کرده و مالکینش یک پیرمرد و پیرزن تنها هستند که طبقه بالا زندگی می‌کنند. در خلال نامه هایی که برای دوستی که این خانه رو به هدایت معرفی کرده، پرده از اتفاقات عجیب و غریب و مرموز این خانه برداشته میشه. در نامه ها هدایت اتفاقاتی که براش رخ میده رو برای دوستش تعریف می‌کنه. کم کم میبینیم که مرز واقعیت و اوهام و خیالات ذهنی هدایت تشخیصش مشکل میشه و انگار ما وارد خیالات هدایت شدیم. چند روز پیش کتاب کوچ شامار از فرهاد گوران رو می‌خوندم که جمله‌ قابل تاملی داشت به این شکل که: « افتاده بودم تو حفره خیالاتی که ته نداشت.» اینطور بگم که این داستان برای من تجسم این جمله بود. انگار وارد ذهن و خیالات هدایت شدم و خوندنش خیلی تجربه خوبی بود.برای من این بهترین داستان کتاب بود.

داستان دوم کتاب تحت عنوان رژیم مربوط به فردی است بسیار چاق به نام مهران که بارها و بارها رژیم گرفته و شکست خورده و حالا به یک موسسه به عنوان آخرین امید جهت کاهش وزن رو آورده. کل این داستان که در طول سی و سه روز دوره رژیم مهران هستش به صورت ارتباط تلفنی مهران و اپراتور اون موسسه روایت میشه. همه چی عادی است تا هر چه داستان و مکالمات تلفنی این دو پیش میره ، سر و کله‌ی مسائل غیرعادی سر میرسه. این داستان در سبک وحشت جسمی یا بادی هارر نوشته شده. با این نکته توجه داشته باشید انتهای داستان برای کسانی که روحیه لطیفی دارند گزنده و مشمئز کننده خواهد بود.

داستان سوم که طولانی ترین داستان مجموعه هم بود،لامپ، حکایت فردی است به نام فرید که مهندس ساختمان است و مدتها با بیکاری دست و پنجه نرم می‌کنه و فشار مالی اجاره خانه و سایر مسائل و فشارهای همسرش مژده باعث میشه که به دنبال کار باشه و سرانجام کار رو پیدا می‌کنه . او قراره مسئول تخریب یک ساختمان قدیمی باشه. در همین اثنا که کبوتر خوشبختی روی شانه‌های فرید نشسته و بالاخره دوران بیکاری واسش تموم شده، اما خیلی سریع کلاغ بی‌رحم بدبختی سر میرسه و فرید متوجه میشه همه چی به این سادگی‌ها نیست و قبل او هم دو سه نفری میخواستند این خونه رو تخریب کنند و نتونستند. وقتی فرید وارد خانه میشه در حالی که داستان در یک روز سرد زمستانی پربرف داره روایت میشه ،نویسنده نوشته : « وارد حیاط شد، احساس کرد هوای خانه از بیرون سردتر است» همین جمله ساده حکایت از ماجراهای پر رمز و رازی داره که داستان رو با یک ریتم مناسب پیش می‌بره. آیا اتفاقاتی که در ادامه رخ میده واقعی است یا حاصل تخیلات فریده؟ مرز بین خیال و واقعیت کجاست؟ برای دونستن پاسخ این پرسش‌ها خودتون رو به مطالعه این داستان دعوت کنید.

داستان آخر مجموعه تحت عنوان پادکست هم ماجرای پادکستر جوانی است که کارش روایت ماجراهای جنایی است و قسمت بیست و چهارم پادکستی که میخواد روایت کنه دستخوش ماجراهای عجیب و غریبی میشه.

مجموعه خوب و قوی‌ای بود. نویسنده متولد 70 هستش و این کار نخستین تجربه نویسندگی‌اش حساب میشه. به عنوان کار اول، به نظرم قابل قبول و خواندنی بود و من حتما در آینده باز هم از آقای تاج خواهم خوند. به ادبیات ایران و نویسندگان تازه کارش فرصت دیده شدن بدیم.
Profile Image for Mohaaaamin.
69 reviews19 followers
December 10, 2024
هراس! ترس! وحشت!
تک‌تکِ داستان‌ها عرقِ سردی روی شقیقه‌تان می‌نشاند و دستِ آخر میخکوبتان می‌کند.
همه‌ی ما کم‌و‌بیش در کودکی و نوباوگی ترس‌هایی را تجربه کرده‌ایم. تاریکی، گم‌شدن، کمد و فضاهای بسته و خفه. و حالا مجدد به این ترس‌ها بازمی‌گردیم و لمسشان می‌کنیم.

نبودن! گم‌شدن! حل‌شدن!
در هر کدام از این داستان‌ها، مدام آدم‌ها احساس می‌کنند کسی یا چیزی آن‌ها را زیر نظر گرفته‌ است. چه سایه‌ای وهم‌آلود، چه اپراتورِ کلینیکِ لاغری. و آنقدر آن موجود نزدیک شده و درگیرشان می‌کند که نهایتا چیزی باقی نمی‌ماند.

کارِ جالبِ توجهی که محمد تاج می‌کند این است که در داستانِ اول، نامه‌های صادق خان هدایت به حسن شهید نورایی را تقلید می‌کند و در خلالِ چند نامه، داستانی خیالی می‌آفریند و در داستانِ‌ پادکست، پادکستِ ساختگیِ راوی را دستمایه قرار می‌دهد.
اتفاقِ ویژه‌ی دیگری که می‌افتد آشنایی‌زدایی با حاشیه‌ی امن بودنِ خانه است. خانه در این داستان‌ها جایی برای هراس می‌شود.
پیشنهاد می‌کنم داستان‌ها را با آهنگِ "تماس" از فرشاد بخوانید(البته اگر به رپ ذره‌علاقه‌ای دارید). دو چندان حظ می‌برید!
Profile Image for Parvaneh.
160 reviews
November 14, 2024
یک نویسنده آلن‌پویی . چیزی که ادبیات ما بسیار کم داشته. نویسنده‌ای که بتواند عناصر وحشت را در عینی‌ترین شکل‌هایش استفاده کرده و سراغ ذهن‌بافی نرود.
در چهار داستان کتاب از نیروی شر ویرانگری که می‌خواهد ذره‌ذره گوشت و پوست را بگسلاند بهره می‌برند. اما چهار موقعیت کاملا متفاوت که فقط یک نکته متفق هستند : خانه.خانه‌هایی که بزرگترین مکان‌های داستان هستند و غیر قابل‌اعتمادترین‌های آنها.
محمد تاج اگر با همین روند جلو برود یک صدای بسیار شنیدنی میشود.
بخوانیدش.
Profile Image for Bobak.
60 reviews9 followers
November 8, 2024
۴ مجموعه داستان ترسناک و جذاب.
حتما بخونید.
من داستان اتاق صادق رو بیشتر دوست داشتم.
Profile Image for محمد.
78 reviews3 followers
March 15, 2025
هر چهار داستان‌ کم و بیش قابل پیش بینی‌اند. شاید تنها داستان در مورد مرد چاق، کمی میخکوب‌کننده باشد. اما بقیه، مخصوصا "اتاق صادق" قابل پیش بینی‌است.
نویسنده به جای عیان کردن داستان، آن را می‌پیچد در فضا و در بو. بویی گس که مدام تکرار می‌شود و آدم با خودش گمان می‌کند نویسنده چیز دیگری در چنته نداشته جز تکرار مدام فضاها یا گاهی حتی چنگ زدن به فضا، برای کش دادن داستان.
اتاق صادق از همه بدتر است. لحنش ادایی است و ترسی در کار نیست. انتخاب کلماتش خوب نیستند. داستان نمی‌گوید. شخصیت هم نمی‌سازد.
Profile Image for Ehsan Movahed.
Author 1 book157 followers
May 7, 2026
بازاریابی کتاب اینه که تعداد اندکی از نویسندگان ایرانی سراغ هراس و وحشت رفتند که خب من نمی‌دونم پس ساعدی و گلشیری و بهرام صادقی و از جدیدترها پیمان اسماعیلی که تازه از معروف‌ها هستند پس چکاره بودن. به نظرم هم جدا از برخی فضاسازی‌های کتاب، الگوی فکری اسطوره‌ای خاصی پشت هراس داستان‌ها نمی‌بینیم اونطور که مثلا گلشیری این‌کار رو انجام میده یا مثلا ساعدی جنبه‌ی روان‌شناسانه به وحشت میده. اگر هم منظور نوشتن داستان ژانر وحشته که به نظرم اونم جای کار داره.
Profile Image for Sasan.Sarmasti.
18 reviews
December 9, 2024
دو داستان عجیب و غریب دارد که بی نظیرند. لامپ و اتاق صادق که اسم کتاب هم هست.
برای من که خیلی وقت بود از ادبیات ایران لذت نمی‌برم این دو داستان کتاب لذت زیادی داشت و یادم رفت دارم کار نویسنده تازه کار می‌خوانم.
نکته‌هایی را دوستان این‌جا نوشتند و من هم باید اضافه کنم که یک جور شوخی در داستان‌ها وجود دارد که ترس را دو برابر می‌کند.
یک نوع جبر طنازانه در آن‌ها هست.
Profile Image for Behrang.
21 reviews
November 2, 2024
امتیاز واقعی سه و نیم و حتی چهار است اما این‌قدر دلم بک زده بود واسه داستان تر و تمیز که کردمش پنج تا.
عجب نویسنده‌ای که. زبان بسیار پخته و منسجمی داره و سوژه‌هایش هم خیلی عجیبه.
من به جای نرسیدن بیشتر توهم رو تجربه کردم. خیلی خوب این کار رو بلده.
Profile Image for Mehdi Sharghian.
38 reviews1 follower
July 11, 2026
به‌نظرم داستان اول که همان اتاق صادق نام دارد، جزو اتفاق‌های زیبا در داستان‌نویسی فارسی است. کم‌تر نویسنده‌ای قدرت چنین کاری را که محمد تاج در این داستان کرده دارد، اما سه داستان دیگرِ مجموعه معمولی بود. اما سبک نویسنده روی‌هم‌رفته در داستان فارسی کم‌نظیر است.
Profile Image for Mehdi Yazdanikhorram.
121 reviews50 followers
February 27, 2026
سه داستان این کتاب به نظرم کیفیت بالایی دارند. داستان آخر بوی ترجمه می‌دهد اما سه داستان اول سه ریتم و جهان غافلگیرکننده دارند که باعث شده این مجموعه را بسیار پیشنهاد کنم.
Displaying 1 - 10 of 10 reviews