Giorgio Agamben is one of the leading figures in Italian and contemporary continental philosophy. He is the author of Homo Sacer: Sovereign Power and Bare Life; Remnants of Auschwitz: The Witness and the Archive; Profanations; The Signature of All Things: On Method, and other books. Through the 1970s, 1980s, and early 1990s he treated a wide range of topics, including aesthetics, literature, language, ontology, nihilism, and radical political thought.
In recent years, his work has had a deep impact on contemporary scholarship in a number of disciplines in the Anglo-American intellectual world. Born in Rome in 1942, Agamben completed studies in Law and Philosophy with a doctoral thesis on the political thought of Simone Weil, and participated in Martin Heidegger’s seminars on Hegel and Heraclitus as a postdoctoral scholar.
He rose to international prominence after the publication of Homo Sacer in 1995. Translated into English in 1998, the book’s analyses of law, life, and state power appeared uncannily prescient after the attacks on New York City and Washington, DC in September 2001, and the resultant shifts in the geopolitical landscape. Provoking a wave of scholarly interest in the philosopher’s work, the book also marked the beginning of a 20-year research project, which represents Agamben’s most important contribution to political philosophy.
3.5 حقیقتا ایده جذاب جستار که پشت جلد کتاب ازش گفته شده، دلیل اصلی من برای مطالعهاش بود؛ اما نمیدونستم با چه متن چغری قراره درگیر شم!
داستان زندگی اتوره مایورانا و پژوهشهای او، به خودیِ خود جالبه. البته که همزمان شدن مطالعه این کتاب با معرفی شدن کامپیوتر کوانتومی مایورانا 1 مایکروسافت ( که بر اساس نام همین دانشمند نامگذاری شده)، به جذابیت روایت زندگی مرموز این دانشمند خیلی افزود.
اما متن آگامبن به هیچوجه یه زندگینامهٔ صرف نیست؛ حتی میشه گفت کمتر از 20 درصد از این کتاب جیبی صدصفحهای، به زندگی مایورانا پرداخته. اما بقیه کتاب چیه؟ متنی تحلیلی که برای من کاملا سختخوان و سختفهم بود (البته احتمالا نه انقدر سخت برای فلسفهخونهای عزیز). جدای مقدمه سنگین مترجم و فلسفهبافیهای نویسنده و زبان نوشته که به صورت مسلسلوار کلمات قلمبه سلمبه پرت میکنه تو صورت ادم، سطح علمی یه بخشی از کتاب هم واقعا بالا بود (اینطور بگم که من که شیمی خوندم در کارشناسی و با کوانتوم اشنایی نسبتا خوبی دارم و پایه و اساس خیلی از دروسم بوده، برای این قسمت از متن کلی سرچ کردم تا ببینم از چی حرف میزنه؛ تهشم به مکانیک کوانتوم و مکانیک اماری رسیدم؛ البته این بخش پایانی کتاب یکی از نوشتههای خود مایوراناست).
راجع به ترجمه میخواستم یه چیزایی بگم اما الانا بیشتر درک میکنم که چقدر ترجمه چنین اثری تسلط نیاز داره و عمیقا چالش برانگیزه. پس خودمو در جایگاهی نمیبینم که تحلیل و نقدی بخوام از چنین متنی بکنم اما، میتونم نظرمو راجع به انتخاب معادلهای فارسی بگم. برای من خوندن زبانِ فارسی این کتاب هم خیلی سخت بود، چون تا سر حد امکان از معادلهای فارسیشده برای تمام اصطلاحات ( واقعا تمام اصطلاحات چه عام و چه علمی و چه فلسفی) استفاده شده که به شدت متن رو برام بیگانه و نامانوس کرده بود. شاید اگه یکم سادهسازی و معادلسازی یواشتری میشد، لذت و فهم من از کتاب هم بیشتر میشد.
در نهایت، قسمت هایی که از کتاب فهمیدم و به خصوص بخش هایی که از سیمون وی نقل شده بود و همزمان شده بود با کار خودم که به سیمون وی ربط داشته، برام بسیار جالب بود. اگه با آثار و قلم اگامبن اشنایید و دوستش دارید و سرتون برای مکانیک کوانتوم و اماری درد میکنه و دنبال کلی معادل فارسی برای اصطلاحات این حوزه ها هستید، این کتاب کوتاه اما بدبدن برای شماست!
کتابِ "واقعی چیست؟" نوشته جورجو آگامبن حول محور ناپدید شدن مرموز فیزیکدان ایتالیایی، اتوره مایورانا، شکل گرفته است. آگامبن از این رویداد تاریخی برای کاوش در مفهوم واقعیت در عصر مکانیک کوانتومی استفاده میکند. مایورانا در سال ۱۹۳۸ پس از نوشتن سه نامه متناقض ناپدید شد: نامه اول از فرار او خبر میداد، دومی خودکشی قریبالوقوع را اعلام میکرد و سومی میگفت که او بازخواهد گشت. هیچکدام از این سناریوها به طور قطعی اثبات نشد و این عدم قطعیت، از نظر آگامبن، بازتابی از دیدگاههای علمی خود مایورانا است. بررسی مقاله مایورانا با عنوان "ارزش قوانین آماری در فیزیک و علوم اجتماعی" نشان میدهد که اصل عدم قطعیت هایزنبرگ فراتر از یک محدودیت در دانش است. آگامبن معتقد است این اصل به دانشمندان اجازه میدهد تا به سیستمهای فیزیکی "دستور" دهند. به همین ترتیب، قوانین آماری در علوم اجتماعی نیز بیشتر برای "حکمرانی" بر پدیدههای اجتماعی به کار میروند تا صرفاً شناخت آنها. کتاب در بخش دیگری به بررسی تاریخی مفهوم احتمال میپردازد. از زمان جیرولامو کاردانو در قرن شانزدهم تا مکاتبات پاسکال و فِرما، احتمال به ابزاری برای مدیریت ریسک و محاسبه سود و زیان تبدیل شده است. آگامبن استدلال میکند که احتمال هرگز به طور کامل محقق نمیشود، بلکه به انسان اجازه میدهد در واقعیت مداخله کند تا آن را کنترل کند.1
در بخش پایانی، آگامبن به متافیزیک ارسطویی بازمیگردد و استدلال میکند که مکانیک کوانتومی مرز بین پتانسیل و عمل را از بین برده است. در دنیای مدرن، امکان جایگزین واقعیت شده و دانش تنها میتواند خودش را بشناسد. از این منظر، ناپدید شدن مایورانا را میتوان نوعی اعتراض به دنیایی دانست که از واقعیت فاصله گرفته است. این کتاب کوتاه، گرچه شاید از نظر تاریخی کاملاً دقیق نباشد، اما مشارکتی مهم در زمینه نظریه اجتماعی کوانتومی محسوب میشود. آگامبن با مهارت موضوعات پیچیدهای چون فیزیک کوانتومی، متافیزیک و تاریخ علم را با داستانی مرموز درهم آمیخته تا پرسشی بنیادین را مطرح کند: در عصری که احتمال جایگزین قطعیت شده، واقعی/ واقعیت چیست؟ این اثر همچنین اولین تعامل جدی آگامبن با اندیشههای سیمون وِی را نشان میدهد، هرچند این تعامل محدود است و درک عمیقتر ارتباط بین اندیشههای این دو متفکر، نیازمند مطالعه آثار دیگر آگامبن است. 1: اشاره به اصل شرطبندی پاسکال پ.ن: مطالعه و فراگیری کتاب نیاز به درک معقول نسبت به برخی مفاهیم فیزیک و احتمال دارد.