كتاب رو خیلی دوس داشتم فقط کاش فصل ۷ رو نمینوشت. فصل ۷ (سفرنامه به ژاپنش) به شدت کتاب رو به نظرم ضعیف کرده بود. بقیهش به زبون ساده «تفكر نقاد» بود و یه مشت خلاصه از توسعهفردی.
خيلى تيكه به اينستاگرامىها انداخته بود تو کتاب، اما گاها فصول همین کتاب هم به زبون اینستاگرامیها نوشته شده بود.
و همچنان هوتن هاشمى واسم یه پرروعه مغروره که حرفاش رو دوس دارم بشنوم.
اگه اینجایین و دارین این نوشته رو میخونین احتمالا یکی از چیزهایی که میخواین بدونین اینه که این کتاب واقعا خوبه یا همش مارکتینگ اینستاگرامی هوتن هاشمیه. در جواب باید بگم هر دو!
من این کتاب رو با نگاه انتقادی خوندم و بیشتر دنبال این بودم تا ببینم که کجاها چرت و پرت گفته تا مچش رو بگیرم! اما از اواسط کتاب دیگه این حس رو نداشتم. کتاب رو میخوندم چون با چیزهایی که میگفت همزاد پنداری میکردم. هر چند که هوتن هاشمی توی کتابش هم همون نگاه (تقصیر مردمه) رو داره و کتابش رو هم حول محور همین اصل نوشته.
در مورد کتاب کیومی باید بگم اون جوری که فکر میکردم (بیشعوری 2) نبود. یعنی بود ها اما همه کتاب اون طوری نبود. بخوام دقیق تر بگم 30% ابتدایی کتاب به سبک کتاب بیشعوری نوشته شده بود و در بقیه کتاب خلاصه ایده های سایر کتاب های توسعه فردی مثل اصل گرایی، چرا میخوابیم و... اورده شده بود.
نویسنده توی 11 فصل اول کتاب ویژگی ادم های کم کیفیت (همون بیشعور) رو نوشته و توی فصل های بعدی در مورد این موضوع صحبت کرده که چطوری میتونیم کیفیت خودمون رو افزایش بدیمو در نهایت هم یه فصل سفر به ژاپن داره که به نحوی مدینه فاضله چیزهاییه که توی کتاب بهش اشاره میشه.
برای خوندن کتاب کیومی پیشنهاد میکنم اون رو به یکباره نخونین. جمعه و یا اول هفته یه فصلش رو بخونین و سعی کنین توی اون هفته موضوع و مشکلی که کتاب بهش اشاره میکنه رو توی خودتون اول از همه پیدا کنین و بعد بهبود بدین.
در نهایت من به این کتاب به دلیل خلاصه خوب از سایر کتاب های توسعه فردی، مارکتینگ خوب، لحن و زبان عامیانه (اینستاگرامی) نمره 6 از 10 رو میدم و به بقیه هم پیشنهاد میکنم این کتاب رو طوری که گفتم و با نیت رشد خودشون بخونن. (نه با نگاه نویسنده (تقصیر مردمه) و پیدا کردن بیشعور های اطرافتون.)
البته کتاب به نظر من مشکلاتی هم داشت که ازش گذر کردم. مواردی مثل نقض کردن حرف خود کتاب در جای دیگه ای از کتاب، اوردن مثال هایی از رشته تخصصی خودش که به فهم و درک بهتر کتاب کمکی نمیکرد و صرفا باعث طولانی تر شدن کتاب و حتی شاید پیچیده تر شدن موضوع میشد.
هوتن هاشمی رو خیلی وقته در اینستاگرام دنبال میکنم و کتابش فضای خیلی شبیهی به پست های اینستاگرامش داشت. کتاب خوبی بود و نگاه هوتن به مسائل رو تا حدی میپسندم هر چند که نقد بسیاری به نگاه «تقصیر مردمه» ش دارم. به هر حال در کل کتاب جالبی بود و برای توسعه فردی مطالب رو خلاصه توضیح و شفاف توضیح داده بود.
کتاب جالب و روونی بود. یه جاهایی زیادی اینستاگرامی بود، میتونست در بعضی گزارهها استناد علمی بیشتری داشته باشه ولی انگار یک سری چیزها رو دیفالت فرض کرده بود. برای یکبار خوندن جالب بود و توصیه میکنم همه یکبار رو بخونن.
کتاب دیدگاههای مرسوم و جا افتاده زیادی رو به چالش میکشه و از خوندنش لذت بردم. به آدم تلنگر میزنه و مجبور به فکر شدم خیلی جاها. ایراد از نظر من، گفتن یه سری حرفای عامیانه و غیر تخصصی بود. استناد کردن به کتاب «چرا میخوابیم» که مورد نقد زیادی قرار گرفته به علت دستکاری نمودار و … . یا مثلا یه جا اشارهمیشه که فلانی میره جلوی آینه وزنه سنگین میزنه و مفصلش بهمان میشه. در صورتی که وزنه سنگین هیچ چیزی نشون نمیده. آیا کسی که با دمبل ۵۰ کیلو، ۴ تکرار پرس سینه با تکنیک درست میزنه کار اشتباهی میکنه؟ اونی که با دمبل ۵ کیلویی ۱۲ تکرار با تکنیک بد و غیر اصولی میزنه کار خوبی میکنه؟ و از این مدل استنادها بود در کتاب که یه نظر من خوب نیست.
یک عبارت کتاب خیلی دوست داشتم. با اینکه زیاد شنیدم ولی باز هم تلنگر به موقع در زمان مناسب بود.
«يكم به اطرافتون نكَاه كنيد. ببينيد كيا پاشنه شون رو كشيدن بالا، از دايره امن شون خارج شدن و به كجا رسيدن. كيا نشستن خوندن و ديدن و دارن حرف مى زنن و به جاى خاصى نرسيدن.»