Jump to ratings and reviews
Rate this book

ابن ‌الوقت

Rate this book

207 pages, Hardcover

First published January 1, 1392

1 person is currently reading
30 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
9 (23%)
3 stars
10 (25%)
2 stars
6 (15%)
1 star
14 (35%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for M.
18 reviews12 followers
April 7, 2020
یک داستانویس با ذهنی کهنه و عقب‌مانده. حیف زمانی که برای این کتاب هدر شد
Profile Image for Amirsaman.
496 reviews265 followers
August 8, 2018
ارتباط عمیقی با کتاب برقرار کردم. داستانی درباره‌ی طردِ خودخواسته. لک‌لکی که از قافله‌اش جامانده ولی کم نیاورده. مردی که بدنبال معنا در گذشته‌ی ترک‌کرده‌اش می‌گردد، که شاید واقعا وجود ندارد.

فرم روایتی کتاب، عقب و جلو می‌رود و وهم و واقعیت را در هم می‌آمیزد و چندین خط داستانی را با هم پیش می‌برد. ولی این تکنیک اصلا به شیوه‌ی متظاهرانه‌ی نویسنده‌های جدید صورت نمی‌پذیرد (مثلا «همنوایی شبانه‌ی ارکستر چوب‌ها»، که کتاب بدی هم نیست)، و انگار رفلکس مستقیمی از فضای ذهنی خود نویسنده است. من این پیچیدگی غیرتعمدی را دوست داشتم.
ضمن این‌که من‌جمله کتاب‌های واقعا بومی و ایرانی است که نقطه‌گذاری‌های شهری (در تبریز) هم در آن دخیل است و در عین صحبت کردن از یک دغدغه‌ی کاملا مدرن (انزوای خودخواسته‌ی یک کرم کتاب در تهران)، به فرهنگ سنتی ایرانی هم اشاراتی دارد.

عجیب‌تر این‌که فضای کتاب در تبریز می‌گذرد و چند روزی از سفر کوتاه و شیرین من به این شهر نمی‌گذرد و خیلی از مکان‌ها برایم معنادارتر شده بودند به این واسطه. خاصه این‌که، این کتاب را به‌طور اتفاقی از کتابفروشی «دهخدا» خریدم، با این‌که قبلا در شیراز سفارشش داده بودم، و در این رمان هم از قضا به همین کتابفروشی و پیرمرد کتابفروشش --که من با او صحبت کردم!- اشاره می‌شود.

بعضی صحنه‌های کتاب بنظرم «سینمایی» آمدند؛ نمی‌دانم اصلا این توصیفم معنایی دارد یا نه! حالا یا ذهن من بایاس فیلمی دارد یا قصد واقعی نویسنده بوده.
مثلا آن صحنه‌ی معروف «مرد سوم» که اورسن ولز در سایه‌روشن است.
یا «فیلم کوتاهی درباره عشقِ» کیشلوفسکی و آن چشم‌چرانی آپارتمانی.
و خصوصا بازگشت راوی به آن روستا، «زندگی و دیگر هیچِ» کیارستمی را برایم متبادر می‌کرد. دوشیدن گاو و آنتن ندادن موبایل در روستا و آن کم‌رویی/غرابت دختران محلی هم برایم یادآور «باد ما را با خود خواهد برد» بود.

۳.۵/۵
Profile Image for مصطفی انصافی.
Author 3 books9 followers
December 23, 2018

کاش #ابن‌الوقت سمت متافیکشن نمی‌رفت، یا به بیان دقیق‌تر نویسنده به‌زور به آن سمتش نمی‌برد. معتقدم نویسنده‌ی داستان - منظورم #یوسف_انصاری نیست، نویسنده‌ی درون متن را می‌گویم (و مگر فرقی هم دارند؟) - در متن حضوری تحمیلی و الصاقی دارد و رابطه‌ی ارگانیکی با خط اصلی قصه (بازگشت به وطن، در حالی که همه فراموشت کرده‌اند، بازگشتِ - به قول اخوان ثالث - دروطنِ‌خویش‌غریب) برقرار نمی‌کند. حداقل برای من جذاب‌تر می‌بود اگر شخصیت اصلی نویسنده نبود یا اصلاً نویسنده‌ای بود که در طول داستان اشاره‌ای به کنش نوشتن نمی‌کرد (هرچند ما هرگز شخصیت راوی/نویسنده را در حین نوشتن نمی‌بینیم، اما می‌توانیم با نشانه‌های موجود، متن حاضر را نوشته‌ی او بدانیم). حتا تلاش متن برای برقراری رابطه‌ی بینامتنی با متن‌های دیگر، جز با بوف کور، در حد ایده باقی می‌ماند و به نتیجه نمی‌رسد.
با همه‌ی این‌ها ابن‌الوقت بی‌وطنی و غربتی دارد که برایم دوست‌داشتنی‌اش می‌کند. دلم می‌خواهد فصل روایت شهرزاد را (با این‌که بسیار فصل خوبی است) و فصل‌های وراجی نویسنده را دور بریزم و یک بار دیگر بنشینم به ورق زدن برگ‌های زندگی راوی و آرش و بابک و مهشید و پدر و مادر و سیما و آهو و بنشینم به تماشای تمام شکست‌هایی که راوی در رابطه با آن‌ها و در رابطه با وطنش خورده است. #ابن_الوقت روایت این شکست و آن غربت است و حرف گنده‌گنده‌ای اگر داشته باشد همین‌جا اتفاق می‌افتد نه در آن فصل‌های الحاق‌شده به زور.
Profile Image for بهاره ارشدریاحی.
Author 5 books127 followers
December 1, 2014
عدم قطعیت بارزترین الگوی روایی و محتوایی رمان (ابن الوقت) است. یوسف انصاری با برهم زدن الگوی خطی روایی در ساختارهای دوار و تودرتو داستان‌هایی را بر بستری از شک و تردید می‌سازد که در تمام آن‌ها پایان به عهده‌ی خواننده است. انصاری در ابن الوقت از مفاهیم تکراری و الگوهای کلاسیک داستان‌نویسی آشنائی‌زدائی کرده‌است.
تم اصلی این رمان، سفر و جستجو است؛ سفر و جستجویی که مخاطب همراه با راوی دارد و طی آن هر دو هم‌زمان با هم به کشف و شهود می‌رسند. نویسنده در این رمان به نویسندگانی مانند صادق هدایت، غلامحسین ساعدی و عباس معروفی ادای دین کرده است. که المان‌های داستانی صادق هدایت بارز‌تر از دیگران در جای جای داستان به چشم می‌خورند. المان‌هایی مانند پیرمرد شندرپندری و زن اثیری – لکاته و سایه که آن طور که نویسنده می‌گوید سایه‌ی راوی که تک‌گوئی‌های بی‌پایانی با او دارد. یکی از پررنگ‌ترین نقاط قوت این رمان، فضاسازی و توصیفات محیطی بسیار جاندار است که در انتقال حس نوستالژیک راوی از دیدن محیط‌های آشنای شهر زادگاهش به مخاطب تاثیر بسزایی دارد. این فضاسازی در بخش‌های دیگری از رمان (مثل بخش مربوطه به روستا) در ایجاد و انتقال حس ترس و شک به مخاطب بسیار موفق عمل می‌کند. در فضاسازی‌ها بخصوص در صحنه‌های برفی و سرد روستایی، فضای داستان بسیار شبیه به داستان‌های ساعدی می‌شود.هربار که راوی در اتاقی از خواب بیدار می‌شود، نمی‌دانیم در چه زمان و مکانی از روایت قرار داریم. نویسنده با روایتی هنرمندانه و با شیوه‌ی سیلان ذهن داستان را روایت می‌کند. مخاطب با او همراه می‌شود و در لولاهای زمانی و مکانی ذهن راوی به قسمت‌های مختلف زندگی او سفر می‌کند. گاهی نمی‌دانیم هنوز در خواب راوی حضور داریم یا در واقعیتِ برشی از زندگی‌اش.نویسنده‌ی ابن الوقت در طول رمان مرتب از المان‌ها و موتیف‌های تکرار شونده‌ استفاده می‌کند که در ذهن خواننده کدهایی بسازند برای حل کردن پازل‌هایی که در واقع وجود ندارند؛ چرا که صورت مسأله در این پازل‌ها مدام درحال چرخش و تغییر است. در این موقعیت، مخاطب متوجه می‌شود که تمام کد‌ها و پیش فرض‌های ذهنی و چینش و حل آن‌ها توهمی بیش نبوده است. مخاطب در تله افتاده است. در سال‌های اخیر کم پیش آمده کتابی بتواند با این تبحر، مخاطب را بازی دهد، معلق و آویزان کند و مثل پاندول ساعت مدام عقب و جلو ببرد و در آخر بنشاندش روی نقطه‌ی شروع.
Profile Image for sareh  amini.
15 reviews
May 10, 2015
این رمان که دارای سه راوی و در واقع مثلث روایتی است،‌ درباره شخصی است که قصد مهاجرت از کشور را دارد، اما در نهایت به زادگاه خود تبریز باز می‌گردد. مروری بر موضوع سرگشتگی در زندگی انسان امروز و ناکامی‌های انسانی از جنبه هویت در روزمره‌گی‌ها، از محورهای محتوایی رمان است.

«ابن الوقت» روایت‌گر سرگشتگی انسان امروز است، انسانی که مفهوم هویت خویش را در زندگی روزمره خود نمی یابد و با سفر به گذشته و یادآوری خاطرات ریز و درشت خویش نمی تواند از دل این خاطرات مفهومی برای خود بسازد.

راوی داستان(شخصیت اصلی داستان که بار عمده روایت را بر دوش می کشد) خانواده خویش را رها کرده و به تهران می‌آید. او تمامی راه های ارتباطش با خانواده خود را از بین می‌برد و به تنهایی خود خواسته پا می‌گذارد. این تنهایی و زندگی سختی که فرد قدم به قدم در آن فرو می رود، او را به فردی یگانه و نسبت به خانواده خویش بیگانه تبدیل می‌کند. این فرد در مواجهه با جهان به شدت سنتی ما در خوانش ابتدایی به شدت یادآور مورسو (شخصیت اصلی رمان بیگانه آلبر کامو) است. به نظر می‌رسد این بیگانگی در گام اول و در مواجهه با پایگاه ابتدایی زندگی یعنی خانواده صورت می‌گیرد.

فرد در مقابل خانواده خویش می‌ایستد. این ایستادن دیگر از جنس خشونت با درگیری نیست. شخصیت اصلی داستان به سادگی وسایلش را جمع می‌کند و از خانه بیرون می زند. این عمل و بریدن از ریشه‌های خانوادگی و قبیله ای حرکتی است برای یافتن هویت مستقل.
Profile Image for Sohrab Samiezadeh.
12 reviews1 follower
June 13, 2021
رمان خوبی بود.
نمی خواهم‌تحلیل طولانی‌بنویسم. شاید ۵ ستاره‌دادن به این‌رمان بیشتر از‌همه برای حال امروز من است که خیلی حس همزاد پنداری‌به من می داد. اما داستان دائم زمان عوض می‌کند و به همین علت کمی‌پیچیدگی ذهنی‌دارد‌که البته برای من‌لذت بخش بود. فضای رمان بسیار رایج و متداول در‌فیلم ها و سریال های ایرانی دیده شده است البته این رمان‌داستانش انصافا قوی تر از آن ها بود و اگر با حال الانم سنخیت نداشت ۴ ستاره می دادم‌و‌شاید بعدا ۴‌ستاره اش کردم اما الان ارزش ۵ ستاره را برایم دارد.
به عنوان یک رمان ایرانی باید بگویم تقریبا از بهترین هایی‌بود که خوانده ام و به خصوص جدید‌و به‌روز بودن داستان برای عصر ما‌همه چیز را‌ملموس تر می کرد.
کتابی‌نیست که بعدا دوباره‌بخوانم اما بی شک ارزش یک‌بار خواندن‌را دارد.
خلاصه ی داستان چالش های زندگی خود را ساختن و مقابله با خانواده و انرژی زیادی که این کار می برد بود و بعد چالش مهم هجرت ابتدا از شهری به شهر و بعد از کشوری به کشوری دیگر که خوب به نظرم برای خیلی از ما ایرانی ها چالش است.
اگر این سوالات در ذهنتان است توصیه می کنم این کتاب را مطالعه کنید.
Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.