مضمون غیبت بر تمام داستان های این مجموعه سایه افکنده است. در داستان پلاکارد، مدیر یک بانک آلمانی، در حال قدم زدن در پارکی در وین، نام خود را به فهرست افراد گمشده اضافه می کند و به این ترتیب، خود را از زندگی پرمشغله اش اخراج می کند. در داستان مستاجر جدید مستاجر تازه موجرش را با آمد و رفت های اسرارآمیزش گیج می کند. و در حمایت از هیچ، بیماری پسری بااستعداد و فقدان رابطه اش با خانواده اش، به پایان هولناکی منجر می شود. انتشارات کاروان حق نشر این اثر را از نویسنده دریافت کرده است.
کتاب از سه داستان کوتاه تشکیل شده که هر یک از شخصیت ها به نوعی با پوچی مواجه میشن از دیدگاه هارتموت لانگه ما در عصر نیهلیسم هستیم و در این داستان ها ما از پوچی زندگی فرار نمی کنیم بلکه تلاشمی کنیم از وحشت در برابر نیستی چیز معناداری بسازیم . من شروع داستان اول،پلاکارد، رو خیلی دوست داشتم. هینگر ،کارمند بانک در نزدیکی هتل خودش پوستر اسامی گم شده ها رو ،روی دیوار میبینه و بدون اینکه خودش بدونه چرا اسم خودش رو به لیست اضافه میکنه و به نوعی از زندگی ،پوچی و روزمرگی ای که دچارش شده بود فرار می کنه و سفر ادیسه گونه خودش رو آغاز میکنه و در نهایت دوباره به زادگاهش بر می گرده.
اسم داستان دوم حمایت از هیچ هست، آنتونیو پسری که مایه افتخار خانواده ،درسخوان و خوشتیپ هست ،یک روز صبح لیوان قهوه در دستش لغزید و بعد با موتورش به دیوار خونه برخورد کرد و وقتی امتحاناتش رو با موفقیت پشت سرگذاشت خانواده اش به عنوان پاداش براش یک موتور نو خریدند و اون دوباره با دیوار برخورد کرد،ناراحتی و ترس فروپاشیدن همه چیز وجود داره ،خواننده میدونه اتفاقی در راه هست و نیستی قراره در قلب این خانواده راه پیدا کنه و اتفاقی که میفته خیلی جذابه خانواده به عنوان نهادی سخت گیر این دفعه از نیستی فرزندشون حمایت میکنن و کمک میکنن این نیستی زودتر رخ بده و پایان داستان ،نحوه حمایت کردن خانواده از هیچ و مواجه هستی با نیستی و پذیرشش توی این داستان خیلی زیبا پرداخت شده . و در داستان آخر به نام مستاجر جدید، فراو لمان ،خانم میانسالی که مسئولیت اداره یک آپارتمان رو داره ،باید با عادت های آزاردهنده مستاجر جدید دست و پنجه نرم کنه ،خانم لمان مدام سعی میکنه قوانین رو به مرد مستاجر تفهمیم کنه ،تا اینکه یک روز مستاجر جدید با دسته گلی جلوی در خونه اش ظاهر میشه و بابت مزاحمت ها معذرت میخواد،مستاجر به کانون وجودی خانم لمان تبدیل میشه و وقتی مستاجر ناگهان ناپدید میشه ارتباط خانم لمان با واقعیت گسسته میشه و صحنه انتهایی داستان وقتی خانم لمانمتوجه قطع شدن صدای ویولن نواختن مستاجر میشه و بهش میگن مستاجر از اینجا رفته اما خانم لمان مستاجر رو در اتاق خودش میبینه و میگه چه خوب که دوباره آمدید،این گسستن از واقعیت،نیستی ای که از نبود یک هستی به وجود اومده خیلی قشنگ بود. خانم لمان و آقای هنینگر کاملاً متعهد به این دنیا به نظر می رسن، زندگی منظم آنها به طور غیر منتظره ای متزلزل می شود و شکاف عمیقی بر جای می گذارد. لانگ میگوید: روزمرگی امر غیرعادی است. توی هر سه داستان ها شاهد به هم ریختن روزمرگی و نظم زندگی هستیم،و اشاره ای هم به فلسفه هایدگر داره که در وجود همه ما چیزی ناسازگار هست ،حتی اگر اون رو ندونیم. مردم متوجه میشن که زندگی ساختار یافته و منطقی ای داشتند و به یکباره همه چیز از بین می ره ،چون در وجود همه ما چیزی ناسازگار هست.
یه جملهی که پشت کتاب برای خلاصه نوشته این که : "داستانهایی که همهشان از تلاش قهرمانشان برای گریز از تهی بودن خبر میدهد." این و بعد از خوندن سه تا داستان متوجه شدم. . داستانها از لحاظ نمرهبندی برام اینجوری بود که: 1-حمایت از هیچ 2-پلاکارد 3-مستاجر جدید . اسمی که برای داستان حمایت از هیچ انتخاب شده بود واقعا مناسب و بجا بود. یهجای دیگه هم درمورد نویسنده کتاب نوشته : " توانایی نویسنده در استفاده از لحنی خونسرد و گره زدن آن با انبوهی اتفاق و ماجرا " دقیقا این لحن سرد آلمانیها همیشه همهجا برام ملموس بوده چه تو کتابهاشون چه وقتی فیلمی میبینم از کارگردانی (البته که اونجا باز چیزای دیگهای مدنظر هست) . درکل کتاب نرم و سرد و خوبی بود. اگ برگردم به اونروز تو شهرکتاب و تو پایینترین قفسه کتابها ببینمش بازم میخرمش!
.اینطوری بود که تو داستان اول اذیتم کرد. جوری که چند ماهی دستم به خوندنش نرفت سر داستان دوم یکم قلقلکم داد و داستان سوم رو هم زنگهای تفریح تو دفتر دبیران خوندم داستان سومی نظرم رو در مورد لانگه عوض کرد. شاید اگه ازش بیشتر بخونم بیاد تو پنج تن نویسنده های محبوبم
این کتاب شامل سه داستان کوتاه روان و خوش خوان به نام های پلاکارد، حمایت از هیچ و مستأجر جدید است. وجه مشترک شخصیت های این سه داستان تنهایی و پیدا شدن معضل و گرفتاری بزرگی در زندگی شان است. داستان حمایت از هیچ را دوست داشتم.
حمایت از هیچ، هارتموت لانگه، محمود حسینی زاد، نشر قطره، چاپ اول 89، 3000 هزار تومان
First Story in the book is an interesting read...the second on the other hand was a bit too depressing for my liking. Quite an easy read though if your interested.
كتابِ حمايت از هيچ، مجموعهاي است از سه داستانِ او كه بياغراق منحصربهفرد هستند. فصلِ مشتركِ اين داستانها آدمهايي است كه سيرِ طبيعيِ زندگيشان ناگهان مختل ميشود و دست به هر كاري كه ميزنند به وقوعِ حوادثي دامن ميزنند كه آنها را بيشتر از پيش از يكنواختيِ زندگيِ گذشته دورشان ميكند، و در عوض، به ورطهاي ناشناخته مياندازدشان كه سرگشته و بياختيار در آن ميمانند. براي نمونه، در داستانِ اول، كارمندِ آلمانيِ بانك، در وين به دنبالِ ماموريتي آمده است. در هنگامِ قدم زدن در پارك به فهرستي از نامِ مفقودالاثرها برخورد ميكند و نامِ خود را در زيرِ اين فهرست اضافه ميكند تا خود را از زندگي پرزحمت حرفهايش آزاد ميكند و از آن به بعد تمامِ زندگيش دستخوشِ دگرگوني ميشود. بيآن كه بداند چرا از بازگشت به آلمان سر باز ميزند و با آن كه دليلِ خاصي ندارد از ايتاليا و مصر سر درميآورد.
دو روز بعد روزنامه ی کوریه ره دلاسر خبر کوتاهی داشت: "دوشنبه بعد از ظهر، کارمندی به نام فرانکو مامبرینی حوالی منزل شان، پس از شلیک گلوله ای به گیجگاه پسرش که مبتلا به آتروفی مغزی بود، خودکشی کرد. پدر بلافاصله مرد اما پسر، آنتونیو، به اغما فرو رفت و دیروز ساعت 6:30 درگذشت. این عمل با موافقت خانواده صورت گرفته است. ص 104
کتاب بی معنی ای بود که سعی کرده بود با مرموز بازی به داستان معنی بده. نه خط فکری خاصی رو دنبال میکرد و نه نکته خاصی داشت. بهترین داستانش همون حمایت از هیچ بود. ارزش ترجمه نداشته واقعا. امتیاز ۲ هم بخاطر داستان حمایت از هیچش دادم. جمله جالب یا توصیفات جالبی هم نداشت.