انجام شده در طول سالها برای نوشتن قرآن پارسی ارائه میکند. کتاب «ایرانیان و رویای قرآن پارسی» در هشت بخش است که شامل دیباچه، شش فصل و یک فرجامه یا پایانبندی است. فصل اول این کتاب به تعریف مبحثی درباره ادبیات میپردازد و با پیش کشیدن موضوع ابرمتن، آن را به دو زیر عنوان «شاهکار» و «فرهمتن» تقسیمبندی کرده و سپس به توصیف تفاوتهای این دو گونه ادبی از هم پرداخته است. نویسنده در ادامه و در فصل دوم تاریخچهای از زبان عربی و فارسی ارائه میکند و وضعیت این دو زبان را در سدههای سوم تا ششم هجری توصیف و به تلاشهایی که برای زنده ماندن زبان فارسی انجام شده اشاره میکند. این کتاب در فصل سوم شامل جستاری تاریخی است و به باور و عقیده شاعران و نویسندگان زبان فارسی میپردازد که در رویای معجزه کلمه و سخن کتابها نوشتهاند. نویسنده در این فصل با آوردن نمونههایی به تشریح ادعای خود پرداخته است. فصل چهارم «ایرانیان و رویای قرآن پارسی» به سراغ ویژگیهای متون فارسی به جای مانده از شاعران بزرگ پارسی زبان رفته و در اولین گام به تشریحی از شاهنامه به عنوان ابرمتن پرداخته است. در ادامه مبحث پرداختن به شاعران پارسی زبان، نویسنده در فصل پنجم این کتاب، مثنوی مولانا را با لقب قرآن پارسی معرفی کرده و از آن به عنوان ابرمتنی عرفانی یاد میکند. نویسنده در ادامه این فصل مراحل مقدسسازی مثنوی را از زمان خود مولانا تا فرقۀ مولویه و عصر حاضر مطرح میکند. اما در فصل ششم نویسنده به سراغ دیوان حافظ یا لسانالغیب رفته و آن را به عنوان ابرمتن آزادی و رندیپارسی معرفی میکند. در پایانبندی نیز به امکان تبدیل شده ابرمتنهای ایرانی به عنوان قرآن پارسی اشاره شده است.
بعد از دوران روشنفکری یک سنت ترجمهی کتابهای مرجع در ایران توسط فرهیختهها شکل گرفت که به نظر خیلی از اساتید ما هنوز هم از اون دوران عبور نکردهایم و پا به عرصه تألیف نگذاشتهایم. آقای دکتر فتوحی برای شناخت هویت ایرانی خیلی تلاش کردند، به گفته ایشون شیوه نگارش کتاب تبارشناسانه هست که البته کسانی که با تبارشناسی فوکویی آشنایی دارند بهتر میتونن نظر بدن. ممکنه از ابتدای متن کتاب این برداشت بشه که هویت ایرانی مساویست با زبان پارسی اما در واقع این هست که ناسیونالیزم ایرانی هرگز در مورد نژاد و عقده نبوده، بلکه زبان پارسی بستری بوده برای ایرانیت. زبان فارسی نتوانست به زبان قدسی تبدیل شود اما نوعی طغیان عرفانی در حافظ، پیوند اسطوره و تاریخ در شاهنامه، و تشیع که واکنشی ایرانی به اسلام عربی بود شکل گرفت. مشتاقم تا کتابهای تالیفی ببشتری رو بخونم.