پروین دختر ساسان نام نمایشنامه ای از صادق هدایت نوشته سال ۱۳۰۷ در پاریس است که حدود سال ۲۲ هجری قمری یعنی اوج جنگ اعراب مسلمان با ایرانیان را روایت می کند. داستان در مورد یک چهره پرداز و دختر او پروین و دامادش پرویز است که در آخرین روزهای پادشاهی ساسانی زندگی می کنند و در شهر ری گرفتار حمله ی اعراب می شوند. داستان در فضای یک عشق زیبا بین پروین و پرویز که در خلال جنگی ناجوانمردانه و کشتار بیرحمانه ی ایرانیان شکل گرفته پیش می رود. این طور به نظر می رسد که هدایت خودش را از قضاوت بازداشته اما خواننده را بارها و بارها در خصوص وقایع تاریخی ورود اسلام به ایران تحریک می کند.
نمایشنامه ای که بدون ملاحظات رایج و محافظه کارانه، از اونچه در پی تاخت و تازهای بیرحمانه اعراب مسلمان به سر ایران و ایرانیان اومد میگه. گرچه کمی هم ضعف در بعضی دیالوگ ها مشاهده میشه اما من دوست داشتم این کتاب رو.
از متن نمایشنامه: 《هرچه میتوانید امروز بکنید لیکن ما زیر بار زور نخواهیم رفت. اگرچه لشکریان شما بر ما چیره شدند و کارهای ناگفتنی کردند، "روزی خواهد آمد که شما را از کشور خودمون برانیم و فروغ دیرینه را از نو بیفروزیم" وگرنه آوردن کیش تازه اگر راست است جنگ و کشتار نمیخواهد...》
به یاد مدافعان ایران در جنگ های نهاوند و قادسیه و...
داستان واقعی نیست اما نظیر این اتفاقات افتاده. هزاران سال ایرانی، آزاده و ایرانی بود و بعد یک روز دیگه نمی تونست آزاده و ایرانی باشه. مبارزه ای که هزار و چهارصد سال، گاهی آرام و گاهی تند اما همیشه و پیوسته ادامه داشته. امام محمد غزالی در کتاب خودش نوشته بود، نوروز رو جشن نگیرید چون نوروز طریقت اهریمن هستش اما هنوز نوروز هست، شب چله هست و زبان ما زنده ست.
کهنه دوز گفت؛ «نه، ایرانی نمی میرد. ما همانی هستیم که سالیان دراز زیر تاخت و تاز یونانیان بودیم، در انجامش سر بلند کردیم. زبان و رفتار آنان با ما جور در نیامد چه برسد به این تازی های لخت و درنده که هیچ از خودشان ندارند مگر شمشیر و زبان درازی.»
پروین گفت؛ «ما برای نگهداری آزادی خودمان جنگیده ایم. هیچگاه بنام کیش و آئین جنگ نکرده ایم و رفتار و روش دیگران را پست نکرده ایم. آن ها را آزاد گذاشته ایم. کیش ما به کهنگی و سالخوردگی جهان است. آئین شما برای خودتان خوب است زیرا تا پیش از آن مانند جانوران زندگی می کردید، ما نیک و بد خود را می شناسیم.»
به نظرم صادق هدایت می خواست این رو بگه که ما مردم ایران هنوز حساب خودمونو با حمله ی تازیان صاف نکردیم نه تنها اینکارو نکردیم بلکه درصد زیادی حتی توش حل شدیم من این نمایشنامه رو به همه پیشنهاد می کنم چیزی که می خونید حقیقته و خیلی تلخه
پروین ، دختر ساسان نام نمایشنامه ای از صادق هدایت نوشته سال 1307 در پاریس است که حدود سال 22 هجری قمری یعنی اوج جنگ اعراب مسلمان با ایرانیان را روایت میکند. 📚
داستان در مورد یک چهره پرداز و دختر او پروین و دامادش پرویز است که در آخرین روزهای پادشاهی ساسانی زندگی می کنند و در شهر ری گرفتار حمله ی اعراب میشوند.
داستان در فضای یک عشق زیبا بین پروین و پرویز که در خلال جنگی ناجوانمردانه و کشتار بیرحمانه ی ایرانیان شکل گرفته پیش میرود.
اینطور به نظر میرسد که هدایت خودش را از قضاوت بازداشته اما خواننده را بارها و بارها در خصوص وقایع تاریخی ورود اسلام به ایران تحریک میکند.
• پروین دختر ساسانی اثر صادق هدایت این نمایشنامه رو به واسطه ی درس ادبیات نمایشی در ایران خوندم. این اثر در سال ۱۳۰۹ نوشته شده است و دارای سه پرده است. نکته ی قابل توجه در این نمایشنامه توصیف کامل شخصیت ها و توصیف لباس آن ها توسط نویسنده است که معمولا در نمایشنامه های دیگر این اتفاق در طول اثر توضیح داده می شود . نکته ی جالب دیگه این است که شخصیت های اعراب به زبان خودشون در این اثر صحبت می کنند . پروین دختر مردی چهره پرداز است که درگیر عشق پرویز است و اتفاق هایی برای او می افتد. حتی گفته شده است که بوف کور بازخوانی آرمانی همین شخصیت پروین است.
داستان پروین دختر ساسان فوق العاده بود. و به خوبی داستان ورود اسلام به ایران رو به تصویر می کشه، از اصفهان نصف جهان هم خوشم امد و با این تیکش کلی خندیدم. "صبح زود برخاسته وضو ساختم نماز صبح را خواندم و پس از دعا بوجود مدیر محترم و ناظم معظم صرف چاشت کرده، ظهر پس از صرف نهار چهار رکعت نماز بجای آوردم. بعد از ظهر قدری علم الاشیاء و تاریخ انبیا خواندم، شب نماز عشا را بجا آوردم و دعا بوجود مدیر محترم کرده خوابیدم " اگرچه بجز خوردن و خوابیدن در باقیش جای تردید بود ولی روی هم رفته از همین قرار بیشتر روزها سالها وشاید یک عمر را مانند تقویم حاجی نجم الدوله می شود پیش بینی کرد.
نمایشنامه ای در مورد حمله اعراب به ایران و درهم شکستن مقاومت مردان ایران زمین در مقابل اعراب و سقوط شهر ری(زاغا). نمایشنامه در عین جذاب بودن،قابل پیشبینی بود و پایانی کلیشه ای داشت. موردی که برایم عجیب بود، نحس خواندن آواز جغد توسط پروین در خلال دیالوگهاست، چون بر خلاف باور عمومی، آوای جغد برای ایرانیان باستان مقدس بوده و نحس بودن آن چند دهه بعد از حمله اعراب و تحت فرهنگ اعراب بادیه نشین وارد فرهنگ ایرانی شده. آیا هدایت از این موضوع بی اطلاع بوده؟
چقدر صریح و بی پرده خوب بود به پای هر خط بغض کردن بود و اندوه نمیدونم کی این داستان رو از مجموعه داستان هدایت جدا کرده برای گودریدز اما جالب بود چون ریویوهای جالبی برای این کتاب میشه خوند
عالی بود،غمگین،واقعی و دردناک بود اما تاریخ همینه چیزی رو نمیشه تغییر داد خوشحالم که خوندمش اونم در این زمان خدا عرب ها رو لعنت که بابت هر زخمی که به کشورم زدند و همچنان دارند بخاطر آسیب ها و تجاوز های گذشته مارو شکنجه میکنند.کار پروین درست بود مرگ بهتره از زنده بودن کنار متجاوز هایی که خانواده و عشقت رو کشتند.پایانش غمگین ولی شاد بود خیلی خیلی از بابت کارش خوشحالم.
This entire review has been hidden because of spoilers.
گاهی زمان خوانش یک کتاب می تواند در عقیده ی خواننده در مورد آن کتاب صرف نظر از ارزش واقعی آن تاثیر زیادی بگذارد. پروین دختر ساسان برای من از آن دسته از کتاب هاست چرا که بعد از بوف کور دومین کتابی بود که در دوران نوجوانی از هدایت خوندم و برای همین هم جدای از نقد بر داستان، همیشه برام نقش ویژه ای داشته و کاغذهای کاهی و خط ریز کتاب بر خاطرم نشسته است و حتی با شنیدن اسم این نمایش نامه ی غمگین، خطوط دلگیر آن کتاب کوچک با جلد سیاه و سرخش در ذهنم نقش می بندد. پروین دختر ساسان، نمایشنامه ایست در سه پرده که بحبوحهی جنگ عربها با ایرانیان را به تصویر می کشد. در پرده ی اول، اعراب با تسخیر کردن بیشتر شهرهای ایران به پشت دروازه های ری رسیده اند و در انتهای پرده ی اول، دو عاشق داستان، با برگشتن پرویز به قرارگاهش از هم جدا می شوند. در پرده ی دوم، سربازها وارد خانه ی پروین می شوند و نوکر را کشته و پروین را با خود می برند و پدر پروین که بیمار است در انتهای پرده دوم در می گذرد. و در انتها، در پرده سوم، فرمانده ی لشکر اعراب با اطلاع کشته شدن پرویز به پروین قصد دست درازی به او می کند و پروین با خنجر او خودش را می کشد. هر سه پرده تراژدیک به پایان می رسد و خواننده را به فکر وامی گذارد.
با متر و معیار امروزی، پروین دختر ساسان نمایشنامهای کلیشهای است که نگاه تراژیک و ضدعرب رایج در ماجرای حمله اعراب به ایران را میپروراند. تصویری از ایران در عشق و صفا (متبلور در عشق پروین به پرویز)، هجوم انسانهایی وحشی، تلاش برای تصاحب و غارت و تجاوز، خریدن زنان ایرانی با پول و جواهر، و مرگی خودخواسته که بهتر از زندگی در اسارت و چنگال دیو و ددان است.
جملات عربی قابل فهم در طول متن از سوی سردار عرب کمی توی ذوق میزد، و دیالوگ بین مترجم و پروین شاید بهترین بخش متن بود
این صادق هدایت هم گند نژادپرستی رو درآورده. دارم فکر میکنم از ملتی که پدر داستان نویسی مدرنش دردهای کشورش رو با رویکردی نژادپرستانه با فرافکنی ربط به حملهی اعراب و دین اسلام که به زور به تحمیل به ملت شده، چه انتظاری میشه داشت؟