Paul is an ordinary man with a shocking secret. At home, he is a loving husband and father. At work, he administers the cut. In a society sickened by his profession, Paul struggles with his conscience and longs to tell the truth.
Mark Ravenhill (born 7 June 1966) is an English playwright, actor and journalist.
His plays include Shopping and Fucking (first performed in 1996), Some Explicit Polaroids (1999) and Mother Clap's Molly House (2001). He made his acting debut in his monologue Product, at the 2005 Edinburgh Festival Fringe. He often writes for the arts section of The Guardian. He is Associate Director of London's Little Opera House at The King's Head Theatre.
نسبت به بقیهی کتابهای این مجموعه که اکثرشون رو خیلی پسندیده بودم ضعیفتر به نظرم اومد. فکر میکنم به این دلیل که فضاهای مشابه زیادی رو توی رمانهای ژانر دیستوپیایی دیدیم و توی حجم محدود نمایشنامه نمیشه به اون خوبی موضوع رو پروروند و توصیف کرد (این "پروروند" هم از اون کلمههاییه که شکستهش خیلی بیریخت میشه و میارزید برگردم از اول کل متنمو غیرشکسته کنم، ولی حالشو ندارم؛ ببخشید دیگه)
تابهحال شده با کسی که مسئول یک قانون است صحبت کنید؟ تابهحال شده که از او دربارهی چیستیِ آن قانون و کارکردش و دلیل وجودیاش سؤال کنید و طرف مقابلتان فقط بگوید که من مأمورم و معذور؟ انگار خودش هم در ذات با آن قانون مخالف باشد؛ اما بازهم خود را موظف به اجرای سفتوسخت آن قانون میداند؛ بیآنکه بداند چرا!
بُرِش با ساخت دنیای تخیلیای که وجود خارجی ندارد به این مسئله میپردازد. اثری علمی-تخیلی که تاثیر رشد علمی و سیاسیِ دولتها بر زندگی انسانها را بررسی میکند؛ رشدی که کاملاً بهدور از رشد اخلاقی صورت میگیرد و بشرِ بیزمان و بیمکانِ دنیای نمایشنامه را میبلعد. همهچیز در راستای منافع علمی و سیاسی تعبیر میشود و واقعیتها نیز رنگ عوض میکنند. پُل نمایندهی همین جریانِ به هرز رفته و فاسدشده است؛ ماحصل آن رشد و پیشرفتِ علمی، بدون در نظر گرفتن اخلاقیات و ارزشهای انسانی است.
پُل شخصیت محوری این نمایش، در سه پرده با معضل یادشده در بالا دستوپنجه نرم میکند. او مأمور اجرای عملی مرموز و غیرانسانی به نام «بُرِش» است؛ عملی مبهم که یکی از ابزارهای اساسی حکومت تخیلی نمایش برای کنترل و نظم است. در پردهی اول، پُل و دیدگاهش به شغل برشکاری و مواجهه با یکی از قربانیانش را مشاهده میکنیم. در پردهی دوم، زندگی خصوصی پُل و همسرش (سوزان) و فروپاشی فردیت و زندگی شخصی او را میبینیم و در پردهی سوم، پُل را بعد از لغو قانون برش و حاکمیت حزب جدید و زندانی شدن احتمالاً همهی بُرشکاران را مشاهده میکنیم. *** بخشی از مرور کتاب «بُرش» در سایت آوانگارد که به قلم «حجت سلیمی» منتشر شده است. برای خواندن کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید: https://avangard.ir/article/441
حین خوندنش بُرش تو سرم صدای ختنهی اجباری زنان، ترمیم بکارت، و همهی درد های تحمیل شده رو میداد. اون مدل دردها که اگر هم از سر خوششانسی از زیرش در بریم حس گناه محض فلجمون میکنه. از اونها که آنقدر درد رو بخشی از جونمون کردند که نداشتنش هم برامون نوع دیگری از عذابه.
برش نماد اختگی ملت است افرادی که توسط سیستم مراقبت و تنبیه دچار اختگی میشوند این شیوه ها عبارتست از زندان، بیمارستان ، دانشگاه ، ارتش، خانواده فردی که خودخواسته میخواهد اخته شود همان ریاضت طلبان عرفانی هستند که تصور میکنند دنیا همه هیچ ما هیچ و ... و دنبال زندگی در فضای خالی هستند که به قول پل دیدگاهش اینست که نهایتا دنیا ارزش زندگی رو نداره وانگار دست به خودکشی میزنند نکته مهم متن اینه که نمیاد حکم قطعی صادر کنه فقط مساله را با زندگی درون خانوادگی پل که عاری از عشق است و حتی زبان هم قادر به انتقال دوست داشتن و عشق ورزی آدم ها نمیشه و نیز کنایه به فرهنگ بورژوازی که نشسته اند فقط حرف میزنن به جای اینکه به مینا خدمتکار خونه برسند و به یاد طبقه پایین جامعه باشند از این سلیقه مرض شناسی نویسنده لذت بردم اما از اینکه با دیدگاهی ابزورد و نا امید این اختگی را جزو ذاتی زندگی نه این حزب و اون حزب بلکه جزو همیشگی همه نوع دولت ها دانست یک ستاره از 5 ستاره کم میکنم و الا کل نمایشنامه به نظرم یکی از بهترین نمایشنامه های دنیای امروز فردیت محور و اخته شده قرن 21 است
I'm in rehearsals for this show right now. Alhtough we have, in rehearsal, explored the many sides and facets of what Mr. Ravenhill is trying to say - I must say I haven't completely understood what he is trying to say exactly about torture and how it effects society/marriage/human interaction. It must be this metaphor- just beyond the perception of my mind. I am thankful we have a month of rhehearsal left. By mid-January I'll have a whole new stock of ideas.