منوچهر آگاه پس از اخذ مدرک دکتری از دانشگاه آکسفورد به مرکز آمار بانکی کشور ملحق شد تا وضعیت آماری را که در تز دکترایش بهشدت مورد انتقاد قرار داده بود سروسامانی بدهد. او در ابتدا به اداره بررسیهای اقتصادی بانک ملی و سپس به ادارهٔ بررسیهای بانک مرکزی رفت. او در سالهای آخر دولت پهلوی به مدیریت سازمان برنامه و بودجه منصوب شد اما مدیریت وی با وقوع انقلاب دیری نپایید و فرصت کافی پیدا نکرد تا مطالعات جامعش در زمینهٔ اقتصاد ایران به کار ببندد. آگاه تزش را در سال ۱۳۳۷ برای اخد مدرک دکتری نوشته است. پس از انقلاب نیز امکان استفاده از دانش جامع وی در خصوص اقتصاد ایران فراهم نگردید. آگاه در تز خود به طرز موجزی تلاش نموده است تا تمام جوانب اقتصادی ایران را پوشش دهد. بازه زمانی تحقیق وی بین سالهای ۱۲۹۷ تا ۱۳۳۷ است، در حقیقت مهمترین بازهٔ زمانی که تقریباً تمام شکلها و نهادهای مدرن اقتصادی و مالی وارد ایران گردید. اساس کتاب وی بررسی تاریخی ورود اقتصاد مدرن به ایران است. پایاننامهٔ وی مشتمل بر هفت فصل و یک دیباچه و یک مؤخره است. علاوه بر این کتاب مملو از نقشه و جدول و نمودار است که برای درج در کتاب ترجمهشده بازسازی شدهاند. وی در دیباچهٔ پایاننامهاش که در حقیقت همانچیزی است امروزه در فضای دانشگاهی پیشنهاده یا پروپوزال گفته میشود کلیت تز خودش را معرفی کرده است: «اقتصاد ایران در وهلهٔ نخست معمایی است برای خودش. در اینجا ما شاهد سرمایهٔ کافی، انبوهی از زمینهای حاصلخیز، تنوع اقلیم، تنوع مواد معدنی و عدم تراکم جمعیت هستیم و با این حال، قابلیتهای گستردهٔ ایران به هیچوجه به بهرهبرداری کامل نرسیدهاند.» به نظر میرسد آنچه وی در پایاننامهٔ خود بدان میپردازد هنوز هم چندان موضوعیت خود را از دستنداده است. او مشکل اصلی تحقیق خود را فقدان آمار قابلاتکا میداند با این حال در سراسر پایاننامه از آمارهای دستاول تا جایی که ممکن است استفاده میکند و در عین حال نقد خود را نسبت به وضعیت آمار بیان میکند. آگاه فصل مقدمهٔ کتاب را با این جمله آغاز میکند که «گفته میشود زمانی که ایران را میساخته، حواسش جمع نبوده است.» در این مقدمه او به بررسی وضعیت جغرافیایی ایران و تأثیر آن بر اقتصاد ایران میپردازد. نویسنده در فصول مختلفی به بررسی «حملونقل و ارتباطات»، «سازمانهای اعتباری و تجاری»، «تجارت خارجی»، «مالیهٔ عمومی»، «کشاورزی»و «صنعت» میپردازد. تمام این فصول بررسی ورود جوانبی از اقتصاد مدرن به ایران و در حقیقت در کنار نگاه تحلیلی و انتقادی نویسنده، بازگویی تاریخ اقتصاد مدرن ایران نیز محسوب میشود. در مؤخره نویسنده به جمعبندی پایاننامه میپردازد: «اگر ایران امروز را به چهل سال قبل مقایسه کنیم، تفاوتهای فاحشی را خواهیم دید. شاید بزرگترین دستاورد رضاشاه دگرگون ساختن جامعهٔ ایران از طریق گسترش سواد و توسعهٔ مخابرات باشد ـ دگرگونیای که هر روز شتاب میگیرد. ایران در طول یک نسل، از عصر شتر و کاروان به هواپیما و کادیلاک متحول شد. از مرحلهٔ بیسوادی کامل به مرحلهای رسیده است که میلیونها ایرانی در دورهای در مدرسه حضور داشتهاند؛ از مرحلهای که بیماری از سوی طالعبینان و جنگیران نوعی بدبختی ناگزیر تلقی میشد، به مرحلهای رسیده است که هزاران پزشک و دهها بیمارستان مدرن وجود دارد. ایرانیان چهل سال پیش بهندرت از زادگاه خودشان خارج میشدند، آنانی که خوششانس بودند نهایتاً در طول عمرشان یک بار به زیارت میرفتند، امروزه هر کسی بخشی از کشور را دیده است بسیاری از افراد بخش زیادی از کشور را دیدهاند و اقلیت قابلتوجهی نیز با زندگی و آداب مردم اروپا و آمریکا آشنا شدهاند..... امروزه مدیریت ایران، علیرغم تمام انتقادات، قطعاً نسبت به سلفش در یک نسل پیش، برتری دارد.»