«یادگاران» عنوان کتاب هایی است که بنا دارد تصویرهایی از سال های جنگ را در قالب خاطره های بازنویسی شده، برای آنها که آن سال ها را ندیده اند، نشان بدهد. این مجموعه راهی است بر سرزمینی نسبتاً بکر میان تاریخ و ادبیات، میان واقعه ها و بازگفته ها، خواندنشان تنها یاداوری است، یادآوری این نکته که آن مردها بوده اند و آن واقعه ها رخ داده اند؛ نه در سال ها و جاهای دور، بلکه در همین نزدیکی.
صد خاطره کوتاه از زندگی شهید محمد بروجردی، فرمانده قرارگاه حمزه سیدالشهدا
اسم بروجردی رو خیلی شنیده بودم ولی اصلن فکر نمی کردم اینقدر آدم باحالی باشه
جند تا از خاطرات کتاب: بعضی از بچه ها توی اوقات استراحت، جدول درست می کردند. توی یکی از این جدول ها نوشته بود "مردی که همیشه می خندد" جوابش یازده حرف بود. یکی با مداد توش نوشته بود "محمد بروجردی". بقیه هم یاد گرفته بودند؛ از این جدول ها درست می کردند، می نوشتند: توپ روحیه، مسیح کردستان، بابای بسیجی ها
می گویم کسی نیست بیاید سر پست؟ می گوید: کجا؟ توی تاریکی برگه نگهبانی را پر می کنم. میگویم: اسمت چیه؟ می گوید: بنویس محمد قمی می آید سروقتم. می گوید: خودتو به ناصر کاظمی نشون نده می گویم: من؟ برای چی؟ می گوید: من که بروجردی رو نذاشتم سر پست، تو گذاشته ای
مردی که موقع شهادت هیچ رتبه ای نداشت.. سرباز بی ادعا. کاملا غیر منتظره این کتاب رو دیدم. ولی کتاب بسیار خوبی بود هرچند نویسنده ی کتاب در بعضی قسمت ها واقعا کم کاری کرده.. و اگر بخوام نمره ای که حقشه رو بدم کمتره. این کتابه وقف خوندن بود:دی خیلی لذت بردم از حرکتشون