کتاب خیلی عالی بود. موقعی که گرفتمش فکر میکردم قراره با یه توصیف خشک از اسطوره های ایزانی مواجه بشم. ولی کتاب بطور خلاصه از همون اول اول شروع کرده بود و کلا درباره ی دین ایران و زردشت و جالب تر از همه ی این ها درباره ی اسطوره های شاهنامه توضیح داد. واسه منی که که تصورات خیلی ابتدایی و حتی بعضا غلط درباره ی شاهنامه و فردوسی داشتم، بسی مفید بود. اسطوره های شاهنامه رو از همون ایتدای آفرینش ( گیومرت یا همون کیومرث) تا آخر یعنی دارا که توسط اسکندر شکست میخوره و تاریخ ایران خودمون تقریبا تموم میشه توضیح داده بود. ( واسم جالب بود که دارا الان در زبانفارسی لقب داریوش سوم هم هست و از اون جالب تر اینکه در حقیقت در زمان هخامنشیان داریوش از اسکندر شکست خورده بود. واین جاست که افسانه ها مون با واقیتا پیوند میخورن) بعد اینکه درباره ی زردشت و شخصیتش و دینی که آورده بود، توضیحات خیلی مفیدی داشت. یعنی کاملا با یه قلم شیوا خیلی چیزا رو توضیح داده بود و خب نظرم جلب شد به این که کمی بیشتر درباره ی دینش زردشتی تحقیق کنم.
+ تو اون قسمت شاهنامه، یه تعداد از شعرای فردوسی رو هم آورده که خیلی خوبن. خیلی.
تاریخِ اساطیریِ ایران / عسکر بهرامی / تهران: ققنوس، چاپِ اول 1388 اساطیرِ ایرانی
«عسکر بهرامی» در پیشگفتار این کتاب معتقد است: فرهنگ چند هزار سالهی ایرانی برآمده از ویژگیهای محیطی-جغرافیایی خود بوده است. ویژگیهای محیطی-جغرافیایی که توسط دو رشته کوه هشتی-شکل (البرز و زاگرس) محصور شده است. خصوصیتی که وی از آن بهعنوان «نجد» ایران یاد میکند. نجد بهمعنای سرزمینهای بلند. [7] اقلیمی که انواع معادن و زمینههای شکلگیری کشاورزی و دامداری را در درون خود داشته است. ویژگیهایی که باعث شد مردم این سرزمین از روزگاری کهن دارای تمدن شوند. «بهرامی» در ادامهی پیشگفتار خود با توجه به دو سویهی «روایی و واقعی» تاریخ اسطورهها، به تعریفی اجمالی از واژهی «اسطوره» میپردازد. وی «اسطوره» را واژهای عربی میداند که از historia یونانی وام گرفته شده است. [8] و معنای آن تحقیق و شرح و تاریخ است که در خویشاوندی خود با واژههای مشابه باستانی، معناهایی مانند: دیدن و داوری و دانستن و مژده دارد. myth روپاییان نیز از muthos یونانی برآمده است که معنای آن «سخن و افسانه» است. [...]