پرسش اصلی این کتاب این است که فهم مشروطه در ایران چگونه و در قالب چه گفتارهایی صورت گرفته است.. البته نویسنده معتقد است به دلایلی در ایران به ماهیت و چیستی مشروطه توجه نشده است. همین امر منجر به ظهور به بحران نظری و متعاقب آن بحران های عملی در تاریخ معاصر ایران شده است. یکی از دلایل زمینه ای این اتفاق، سنت قدمایی اندیشه است که در چهارچوب آن، پرسش و در نتیجه تفکر عقلانی امکان ظهور پیدا نمی کند !! نویسنده کتاب، تفکر و عقلانیت را در یک معنای محدود و خاص به کار می برد و البته در انتهای کتاب اذعان می کند که هر گفتاری، تعریفی خاص از عقل دارد و نمی توان به یک تعریف مشترک و موردقبول همه رسید!