کتاب شیوه روایت خیلی به هم ریخته ای داشت. کتاب بیش از چیزی که باید پیچیده شده بود و در کشف این پیچیدگی برداشت جدیدی برای خواننده ایجاد نمیشد. کتاب صرفا برای پیچیده شدن پیچیده شده بود و روایتهای در هم شده بود و هر لحظه مشخص نبود راوی کیست و زمان روایت چه زمانی است. خوندن کتاب شبیه دیدن یه خواب درهم بود موقع تب. روایت اصلی به دور از این پیچیده شدن ها روایت بدی نبود و اگر ساده تر نوشته میشد کتاب جالبتر میشد. در هر صورت کتاب بدی نبود اما کتاب خوبی هم نیست.