از آن کتابهای قدیمی محصول دههی سی است که اگر در تورق محتاط نباشی پودر میشود؛ از آنها که میتوان عطر عزیز کتاب کهنه را ازشان شنید و مست شد.
مهدی حمیدی که اسمش با عنوان «دکتر مهدی حمیدی» روی جلد آمده، گلچینی از اشعار شاعران معاصر را یکجا جمع کرده است (شاید آنوقتها کار نویی تلقی میشده) و همین!
اما مقدمهای بر کتاب نوشته که به مذاق من ِ مخاطب شصت سال بعد سخت شیرین میآید. بخشی از مقدمه را به سبک نگارش عین کتاب بخوانید!
« تاریخ ادبیات دنیا اینطور نشان میدهد که همیشه قرنها میگذرد تا موجودی آنچنان که به تمام معنی اطلاق کلمه «شاعر» بر او جایز باشد پا به عرصه هستی گذارد و بنابراین یک کشور کمجمعیت و برکنار از فرهنگ واقعی و عالی بسیار حقیرتر از آنست که در ظرف پنجاه سال یا کمتر پنجاه شاعر یا بیشتر را در دامن خود پرورش داده باشد، اما حقیرتر از آن نیست که در ظرف همین زمان صدها قطعه شعر عالی و خوب و خواندنی را بوجود آورده باشد.» چه و چه و چه.. تا: « نکته دیگری که لازم است برای اعتماد خوانندگان معاصر و آینده این کتاب، بر این مقدمه بیفزایم این است که من بشهادت خدای خود تا آنجا که برای بشر ریاضتکشیده و آموخته بغلبه بر نفسی میسر است، در جمعآوری و فراهم کردن مطالب این کتابها اغراض و امیال شخصی را مجال ظهور و تجلی ندادهام و بهمین دلیل چه بسا که آثار کسانی را که یک روز شاگرد من بودهاند و بعضی از آنها بیمیل نیستند که امروز خود را استاد من قلمداد کنند، یا نوشتههای اشخاصیرا که پنهان یا آشکارا از من بدگوئی کرده و بدگوئی میکنند_با علم باین احوال و اقوال_ همینکه واجد شرایط لازم یافتهام در این کتابها گنجانیدهام و از این بابت منتی هم بگردن آنها ندارم؛ زیرا بآنها رحم نکردهام، بکمال کار خویش عشق ورزیدهام و با اینهمه اگر کسانی آثار خود را در جلد اول و دوم و سوم این کتاب نمیبینند نباید این امر را حمل بر غرضی کنند و باطنا باین علت و ظاهرا بعناوین دگر، محرمانه، یا علنی، از من گله و شاکیت نمایند؛ زیرا اولا نگارنده هیچ تعهد و نامهای بکسی نسپردهام که هر آدمیرا که با نوشتن یا گفتن آشنائی مختصری داشته باشد بشناسم، و ثانیا این کتابها جنبه رسمیت خاصی ندارد که هر کس را بیادها نیاورد از یادها برده باشد و ثالثا اگر کسانی در فن خاصی از نویسندگی چیزی بوجود آورده اند من نام آنها را فقط در جای خود ذکر خواهم کرد و در این صورت آنچه که برای آنها لازم است اندکی صبر و شکیبائی است. »
در سالهای نوجوانی بار ها و بارها خوندمش. دوجلد داستانهای ایرانی و داستانهای خارجی را بیشتر،اما جلد سوم که شعر بود را بنا به عدم تمایلم به شعر، هرگز کامل نخواندم. ولی تقریبا سنگ بنای آشنایی من با نویسندگان معروف و داستانهای کوتاه را همین دو جلد دریای گوهر بنا گذاشت...
از کباب غاز تا بانو و سگ ملوس از شاه لیر تا سگ ولگرد از گربه ی سیاه تا چنگال از شاه میداس تا گجسته دژ
و و و ... چه دورانی بود.طی چند سال بار ها و بار ها تکرار جمله به جمله تک تک داستانهای تلخ و شیرین آن دو مجلد قرمز رنگ. ممنون آقای مهدی حمیدی