با وجود دید خوبی که نویسنده از شرایط اجتماعی سیاسی زمان فردوسی ارائه میده، دیدگاه کمونیستی و چپگرای خودش شدیدا در داوری نویسنده تاثیر گذاشته. در خیلی تحلیل ها نویسنده نظر خودش رو به فردوسی و ما غالب میکنه و حتی گفته های صریح فردوسی رو نادیده میگیره. در متن کتاب مثلا اومده که فردوسی بهرام گور رو مردی «عیاش و لاابالی و بی مصرف» توصیف کرده. از متن شاهنامه در وصف بهرام گور اما: همی نو کنم بخشش و داد اوی مبادا که گیری به بد یاد اوی و یا در مورد مزدک، نویسنده معتقده که فردوسی «به خود اجازه نداده است حتی یک کلمه زشت درباره مزدک بر زبان آورد». و در متن شاهنامه درباره کشته شدن مزدک میخونیم: نگون بخت را زنده بر دار کرد سر مرد «بی دین» نگونسار کرد از آن پس بکشتش به باران تیر «تو گر باهُشی راه مزدک مگیر»
در یک کلمه کل کتاب رو میشه اینجور توصیف کرد: غرضورزانه
حماسه داد کوششی است برای پاسخ دادن دو سوال متداول در مورد فردوسی و شاهنامه. اول اینکه آیا فردوسی شاعری بزرگ بوده است یا ناظمی بزرگ؟ نویسنده سعی میکند با ذکر مستنداتی از شاهنامه و مقایسه آن با دیگر کتابهایی که با همین مضمون و در همان زمان نوشته شدهاند (تاریخ طبری و غرر ثعالبی) نشان دهد شاهنامه فردوسی روایت کلمه به کلمه نامه باستان نیست بلکه شاعر هرجا لازم دیده به مسائل سیاسی و اجتماعی مهم بیشتر پرداخته است و مسائل روز را در داستانها جای داده است.
دومین مسالهای که در حماسه داد به آن پرداخته میشود این است که شاهنامه فردوسی حماسه ملی ایرانیان نیست بلکه حماسه داد است. چه اینکه بارها در سیر حوادث میبینیم که قدرت حاکم ایرانیها درمسیر بیدادگری قرار دارند و فردوسی هم در این موارد از آنها دفاع نمیکند.
این کتاب شاهنامه را از زاویه های متعددی تحلیل میکند و برای کسانی که علاقمند به شناخت بیشتر شاهنامه از نظر مضامین آن هستند بسیار جذاب خواهد بود. گاهی این تحلیلها نگاهی به وضعیت جامعه در زمان فردوسی نیز دارند که باعث ایجاد بستر مناسبی برای فهم بهتر مطالب شاهنامه میشوند.
با نام ف. م. جوانشیر (فرج الله میزانی، از اعضاء کمیته ی مرکزی حزب توده) و "انتشارات حزب توده"، اولین تصور این است که "حماسه ی داد"، که بحثی ست در محتوای سیاسی شاهنامه، باید عمدتن در زمینه ی مسایل طبقاتی و تحریف های معمول حزبی و عقیدتی باشد. در همان سال های اول انقلاب و محبوبیت نسبی حزب توده هم، انتشار این کتاب، شک و تردید بر می انگیخت. با این همه باید گفت که محتوای کتاب، سوای برداشت های طبقاتی نا موزون نسبت به فردوسی و شاهنامه، از بسیاری جهات خواندنی ست و سوای چند مبحث که از همان کلیشه های معمول عقیدتی بهره برده، کلن پژوهشی ست ارزشمند.