پوشیده نیست که ایران سرزمین شعر است. از دیرباز تا کنون شعر با جان و فرهنگ و حافظه ی تاریخی این ملت در هم تنیده شده است. شعر، این جلوه گاه نبوغ مولفین، خواستگاه سلیقه ی عوام و خواص بوده است. جمالزاده مفتاح ورود داستان نویسی به ادبیات نو بود. این شروع نبوغ آمیز بنیانی بر حضور نویسندگان برتری پس از او شد، این خصیصه نقطه ی مشترکی میان ادبیات فارسی و ادبیات عرب می باشد ، که به ناگاه از زمانی آغاز شده و با قوت ادامه پیدا کرده است. در حالی که شعر در ایران با قدمت بسیار باال و قله هایی عظیم که دست یازیدن به شعر را به واقع دشوارتر و ناممکن کرده است رسالتی چون داستان ندارد. جمالزاده هرگز زیبایی نثر را فدای مفهوم نکرد. وی در سبک خود و در نوشتار ، حتی روزمره، نبوغی بی نظیر داشت تا حدی که نامه نگاری های وی به همت علی دهباشی گردآوری و منتشر شد. در آثار وی رگه هایی از طنز به نوع استادانه ای وجود دارند. او معتقد بود که معرفت به رسالت آبستن است. اگر انسان به معرفتی دست یابد فورا رسالتش را عهده دار خواهد شد. غایت این رسالت رساندن معرفت خویش به دیگران بود و ماحصل این جهان بینی، ادبیات مفید یا ادب تعلیمی بود. زیرا که او معتقد بود که نویسنده باید به مردم بیاموزد که بهتر از آنچه که هستند باشند.