What do you think?


آذر، شهدخت، پرويز و ديگران
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 30 reviews
January 21, 2019
اگر فیلمش رو ندیده بودم به کتاب ۲ امتیاز میدادم.
August 6, 2019
درواقع فيلمش را ديدم.نمونه يك فيلم ايرانى خوب و روان،سرشار از رنگ و خنده و زندگى همراه با اندكى چاشنى غم؛از آن فيلم هايى بود كه ايده ال نيستند و اين را ميدانى،اما همزمان از ديدنشان لذت ميبرى.
Read
April 21, 2016فقط فیلمش رو دیدم و کتابش رو نخوندم. از این بابت خوشحالم.
یک داستان کاملا معمولی که فقط تلاش شده بود با غیر معمولی کردن خونواده، به خاصیت داستان اضافه بشه. بنظرم مطلب خاصی برای گفتن نداشت و وجود نداشتن این کتاب در دنیا خلائی ایجاد نمی کرد و مانع بروز پیشرفت خاصی نمی شد.
آقای فخیم زاده عالی درخشیدند و خانم تسلیمی هم هنرمندانه. به نظرم لزوم خاصی به وجود دوشخصیت هومن و نوعروس خانواده نبود. مگر اینکه تو کتاب پرداخت بیشتری به این دوشخصیت صورت گرفته باشه. بازی خانم مرجان شیرمحمدی رو دوست نداشتم و شاید هم بطور کلی با شخصیت آذر ارتباط نگرفتم. بهرام کیانی کتاب رو هم نمیشناسم اما رامبد جوان میتونست زیباتر از اینها ظاهر شه.
یک داستان کاملا معمولی که فقط تلاش شده بود با غیر معمولی کردن خونواده، به خاصیت داستان اضافه بشه. بنظرم مطلب خاصی برای گفتن نداشت و وجود نداشتن این کتاب در دنیا خلائی ایجاد نمی کرد و مانع بروز پیشرفت خاصی نمی شد.
آقای فخیم زاده عالی درخشیدند و خانم تسلیمی هم هنرمندانه. به نظرم لزوم خاصی به وجود دوشخصیت هومن و نوعروس خانواده نبود. مگر اینکه تو کتاب پرداخت بیشتری به این دوشخصیت صورت گرفته باشه. بازی خانم مرجان شیرمحمدی رو دوست نداشتم و شاید هم بطور کلی با شخصیت آذر ارتباط نگرفتم. بهرام کیانی کتاب رو هم نمیشناسم اما رامبد جوان میتونست زیباتر از اینها ظاهر شه.
April 2, 2016
گویا فیلمش جذابتر بوده. کتابش چنگی به دل من نزد.
September 11, 2014
خوب نبود.
خانواده دیوان بیگی، مثل اسمش بیشتر شبیه خانواده یک کارمند حداکثر ارشد است تا یک هنرمند.
شخصیت شهدخت اصلا باورپذیر نبود. شاید اگر ده سال پیش این کتاب را میخواندم بیشتر باورش میکردم تا الان. اینکه شهدخت مدام دستکش دست میکرد و ظرف میشست، اینکه انقدر مثل زنهای وسواس به تمیزی خانه حساس است، مدام او را از نقشش دورتر می کند.
فیلمش را هم دیدم گاهی نقایص کتاب را برطرف کرده بود و دوز قرتیگری را پری را متناسب کرده بود اما شدیداً خانواده گرا بود و این خیلی به مذاقم خوش نیامد.
خانواده دیوان بیگی، مثل اسمش بیشتر شبیه خانواده یک کارمند حداکثر ارشد است تا یک هنرمند.
شخصیت شهدخت اصلا باورپذیر نبود. شاید اگر ده سال پیش این کتاب را میخواندم بیشتر باورش میکردم تا الان. اینکه شهدخت مدام دستکش دست میکرد و ظرف میشست، اینکه انقدر مثل زنهای وسواس به تمیزی خانه حساس است، مدام او را از نقشش دورتر می کند.
فیلمش را هم دیدم گاهی نقایص کتاب را برطرف کرده بود و دوز قرتیگری را پری را متناسب کرده بود اما شدیداً خانواده گرا بود و این خیلی به مذاقم خوش نیامد.
September 12, 2018
بیسروته، ملغمهای از موضوعات مختلف و نخواندنی.
× فیلمش خیلی خیلی بهتر بود.
× فیلمش خیلی خیلی بهتر بود.
May 4, 2025
باز هم کتاب صوتی گوش دادم.
قصه از آن جا شروع میشود که شهدخت، زن پرویز که بازیگر معروف سینماست، برخلاف میل شوهرش فیلم بازی میکند. آقای بازیگر غیرتی میشود و میگوید زن را چه به این کارها؟ بفرما سر خانه و زندگیات بنشین. شهدخت هم قهر میکند و میرود دهات (دهات پولدارها، یعنی باغ و ویلا و ملک و املاک). از آن طرف، دختر کوچکشان آذر، بیخبر از خارج برمیگردد. با افسردگی درگیر است و تراپیستش پیشنهاد کرده مدتی به زادگاهش برگردد و با عزیزانش دیدار کند. اینطور میشود که پدر و مادر یک بار دیگر دور هم جمع میشوند و به بقیهی خانواده هم خبر میدهند که بیایند باقالیپلو با ماهیچه و دوغ بخورند. فردا هم آبگوشت بخورند و دربارهی تجریش و متروی تهران و سفال لالجین حرف بزنند و در کوهپایههای دماوند کوهنوردی کنند و در کوه با یک نفر دیگر آشنا شوند. خلاصه تقریبا اتفاق خاصی نمیافتد به جز این که آذر، شهدخت، پرویز و دیگران با هم حرف میزنند، غذای ایرانی میخورند و کارهای ایرانی میکنند. فیلمی که از روی کتاب ساختهاند را ندیدهام اما حدس میزنم پر از نشانههای فرهنگ ایرانی (به خصوص تهرانی اصیل و مایهدار) باشد، مناسب جشنوارههای خارجی.
پیشتر، خانهی لهستانیها را از مرجان شیرمحمدی خوانده بودم و دوست داشتم. این یکی به اندازهی خانهی لهستانیها جذاب نبود اما سرگرمم کرد.
قصه از آن جا شروع میشود که شهدخت، زن پرویز که بازیگر معروف سینماست، برخلاف میل شوهرش فیلم بازی میکند. آقای بازیگر غیرتی میشود و میگوید زن را چه به این کارها؟ بفرما سر خانه و زندگیات بنشین. شهدخت هم قهر میکند و میرود دهات (دهات پولدارها، یعنی باغ و ویلا و ملک و املاک). از آن طرف، دختر کوچکشان آذر، بیخبر از خارج برمیگردد. با افسردگی درگیر است و تراپیستش پیشنهاد کرده مدتی به زادگاهش برگردد و با عزیزانش دیدار کند. اینطور میشود که پدر و مادر یک بار دیگر دور هم جمع میشوند و به بقیهی خانواده هم خبر میدهند که بیایند باقالیپلو با ماهیچه و دوغ بخورند. فردا هم آبگوشت بخورند و دربارهی تجریش و متروی تهران و سفال لالجین حرف بزنند و در کوهپایههای دماوند کوهنوردی کنند و در کوه با یک نفر دیگر آشنا شوند. خلاصه تقریبا اتفاق خاصی نمیافتد به جز این که آذر، شهدخت، پرویز و دیگران با هم حرف میزنند، غذای ایرانی میخورند و کارهای ایرانی میکنند. فیلمی که از روی کتاب ساختهاند را ندیدهام اما حدس میزنم پر از نشانههای فرهنگ ایرانی (به خصوص تهرانی اصیل و مایهدار) باشد، مناسب جشنوارههای خارجی.
پیشتر، خانهی لهستانیها را از مرجان شیرمحمدی خوانده بودم و دوست داشتم. این یکی به اندازهی خانهی لهستانیها جذاب نبود اما سرگرمم کرد.
October 1, 2021
https://delsharm.blog.ir/1400/07/09/pasd
از این رمان فیلم ساخته شده است. مکالمههای فیلم تقریباً در اکثر جاها رونوشت از رمان است. حتی تکگویهها رونوشت توضیحات رمان است. اصلاً گاهی آدم شک میکند دارد رمان میخواند یا فیلمنامه. نوشتهای پرمکالمه و کمتوصیف. وقتی فیلم را دیدم، در مورد بهرام (رامبد جوان) و چراییاش در فیلم مشکل داشتم. ظاهراً به هر دلیلی در فیلم از او گفته نشده که مثلاً آدم هنرمند تارک دنیاییست که چهار سال جنگ بوده ولی در خانه سگ دارد (در داستان با اسم مونس، در فیلم بهادر)، پدرش خودکشی کرده، و رفتارهای لیبرال در صحبت و معاشرت با خانمها دارد. در فیلم دیوانبیگی (پدر) از بهرام میخواهد از دخترش خواستگاری کند ولی در داستان خود بهرام است که با دختر مؤانست میکند. انتهای رمان در کل خیلی بیش از حد رمانتیک شده است. به نظرم موفقیت (نسبی) فیلم مدیون بازیهای طبیعی فخیمزاده و البته فضای طبیعت حاکم بر فیلم است اما این رمان حتی از یک رمان متوسط هم پایینتر است.
از این رمان فیلم ساخته شده است. مکالمههای فیلم تقریباً در اکثر جاها رونوشت از رمان است. حتی تکگویهها رونوشت توضیحات رمان است. اصلاً گاهی آدم شک میکند دارد رمان میخواند یا فیلمنامه. نوشتهای پرمکالمه و کمتوصیف. وقتی فیلم را دیدم، در مورد بهرام (رامبد جوان) و چراییاش در فیلم مشکل داشتم. ظاهراً به هر دلیلی در فیلم از او گفته نشده که مثلاً آدم هنرمند تارک دنیاییست که چهار سال جنگ بوده ولی در خانه سگ دارد (در داستان با اسم مونس، در فیلم بهادر)، پدرش خودکشی کرده، و رفتارهای لیبرال در صحبت و معاشرت با خانمها دارد. در فیلم دیوانبیگی (پدر) از بهرام میخواهد از دخترش خواستگاری کند ولی در داستان خود بهرام است که با دختر مؤانست میکند. انتهای رمان در کل خیلی بیش از حد رمانتیک شده است. به نظرم موفقیت (نسبی) فیلم مدیون بازیهای طبیعی فخیمزاده و البته فضای طبیعت حاکم بر فیلم است اما این رمان حتی از یک رمان متوسط هم پایینتر است.
January 28, 2020
اول کتاب را خوندم،بعد فیلم را خواستم ببینم. که همون اوایل فیلم ترجیح دادم نبینم.
September 15, 2024
جدای از اینکه شاید داستان، نتیجهی خاصی نداشت ولی لذت بردم از چند ساعت جدا شدن از دنیای خودم و زندگی تو ویلای نیاک.
هر شب موقع ظرف شستن پلی میکرد با صدای خود نویسنده گوش میدادم. ولی فصل آخر رو توی طاقچه خوندم و بلافاصله بعد از تموم کردنش رفتم که پوستر فیلم رو ببینم و وای:))) چرا باید نقش پرویز دیوان بیگی رو فخیمزاده بازی کنه؟:))))
هر شب موقع ظرف شستن پلی میکرد با صدای خود نویسنده گوش میدادم. ولی فصل آخر رو توی طاقچه خوندم و بلافاصله بعد از تموم کردنش رفتم که پوستر فیلم رو ببینم و وای:))) چرا باید نقش پرویز دیوان بیگی رو فخیمزاده بازی کنه؟:))))
January 24, 2024
نوشته های مرجان شیر محمدی همیشه از هم گسیخته است.
انگاری که قلم رو گرفته و از هر دری نوشته و یهو وسط نوشته هاش خسته شده و رها کرده همه چیز رو که این انگار امضای کاراشه، پایان های باز و نوشته های ساده ای که حکم روزمرگی رو انگار دارن. اما این ها نقد از بد بودن نوشته هاش نیست، نوشته های شیر محمدی همیشه مثل اب خنکین که آهسته آهسته به رگات انگار تزریق میشن و سراسر کتاب حس خوب باهاته.
“آذر، شهدخت؛ پرویز و دیگران”هم یکی از همون کتاب هاش بود.
انگاری که قلم رو گرفته و از هر دری نوشته و یهو وسط نوشته هاش خسته شده و رها کرده همه چیز رو که این انگار امضای کاراشه، پایان های باز و نوشته های ساده ای که حکم روزمرگی رو انگار دارن. اما این ها نقد از بد بودن نوشته هاش نیست، نوشته های شیر محمدی همیشه مثل اب خنکین که آهسته آهسته به رگات انگار تزریق میشن و سراسر کتاب حس خوب باهاته.
“آذر، شهدخت؛ پرویز و دیگران”هم یکی از همون کتاب هاش بود.
July 9, 2025
meh.
ملغمهای از شعارهای دمدستی ایران خوبه، ایران کباب داره، کهندسهای خوشتیپی که در اینده گینمیشن داره، ایران بمونید، به مردهای سلطهگر احترام بذارین و اژ این اراجیف.
ملغمهای از شعارهای دمدستی ایران خوبه، ایران کباب داره، کهندسهای خوشتیپی که در اینده گینمیشن داره، ایران بمونید، به مردهای سلطهگر احترام بذارین و اژ این اراجیف.
October 7, 2020
اصلاً منظور نویسنده از نوشتن این کتاب چی بود؟ شخصیتها بسیار ضعیف و مکالمهها بسیار سطحی، خستهکننده و بی هدف بودند. تنها حرفهای پرویز هرزگاهی با نمک بود . بیهدف بودن کتاب از نامش پیداست.
October 30, 2023
رمانی خوشخوان با اتمسفری آرام و یکدست
January 23, 2026
خوانش اول به تاریخ چهارشنبه یکم بهمن ماه هزاروچهارصدوچهار خورشیدی.
معمولا وقتی یک فیلمی از روی کتابی ساخته میشه، سعی میکنم اول کتاب رو بخونم بعد فیلم رو ببینم اما حدود ده سال پیش بود که آذر شهدخت پرویز و دیگران رو دیده بودم.و بعدها چند سال بعد که خانه لهستانیها رو خوندم فهمیدم که نویسنده جفتشون یکیه و اون فیلم از روی کتابی به همین نام ساخته شده. اوایل امسال بود که بالاخره خریدمش چون قلم ساده و گیرای مرجان شیرمحمدی رو خیلی دوست دارم. برای داستانگویی دنبال راه عجیب و غریبی نیست ساده روایت میکنه. شاید قرار نباشه چیزی به آدم اضافه بشه. که خودش هم همچین ادعایی نداره. اما آدم با خوندن داستانهاش حالش خوب میشه. داستانهاش صمیمیت داره.
اما خود کتاب. کتاب در مورد یک دختر جوانه که از شوهرش طلاق گرفته و از لندن برگشته ایران پیش خانواده تا از افسردگی رها بشه.
پدرش یکی از بازیگرهای معروفه و به تازگی مادرش هم به صورت اتفاقی توی فیلم پدرش بازی میکنه و میدرخشه و این باعث حسودی مرد به همسرش میشه.
شیرمحمدی خیلی دیالوگهای قشنگی مینویسه. ساده، بدون آلایش و با چاشنی طنز. چیزی که توی این داستان میگه اینه که هیچ وقت برای شروع دیر نیست. چه بازیگری در سن بالا و چه شروع یک رابطه بعد از طلاق.
باید بگم که برخلاف معمول پایانبندی فیلم رو بیشتر از کتاب دوست داشتم. و وقتی کتاب رو میخوندم هی دعا دعا میکردم توی کتاب چیزی بیشتر از فیلم به ما بگه مثل یک دیالوگ عاشقانه لحظه آخری توی فرودگاه بین آذر و بهرام کیانی.
معمولا وقتی یک فیلمی از روی کتابی ساخته میشه، سعی میکنم اول کتاب رو بخونم بعد فیلم رو ببینم اما حدود ده سال پیش بود که آذر شهدخت پرویز و دیگران رو دیده بودم.و بعدها چند سال بعد که خانه لهستانیها رو خوندم فهمیدم که نویسنده جفتشون یکیه و اون فیلم از روی کتابی به همین نام ساخته شده. اوایل امسال بود که بالاخره خریدمش چون قلم ساده و گیرای مرجان شیرمحمدی رو خیلی دوست دارم. برای داستانگویی دنبال راه عجیب و غریبی نیست ساده روایت میکنه. شاید قرار نباشه چیزی به آدم اضافه بشه. که خودش هم همچین ادعایی نداره. اما آدم با خوندن داستانهاش حالش خوب میشه. داستانهاش صمیمیت داره.
اما خود کتاب. کتاب در مورد یک دختر جوانه که از شوهرش طلاق گرفته و از لندن برگشته ایران پیش خانواده تا از افسردگی رها بشه.
پدرش یکی از بازیگرهای معروفه و به تازگی مادرش هم به صورت اتفاقی توی فیلم پدرش بازی میکنه و میدرخشه و این باعث حسودی مرد به همسرش میشه.
شیرمحمدی خیلی دیالوگهای قشنگی مینویسه. ساده، بدون آلایش و با چاشنی طنز. چیزی که توی این داستان میگه اینه که هیچ وقت برای شروع دیر نیست. چه بازیگری در سن بالا و چه شروع یک رابطه بعد از طلاق.
باید بگم که برخلاف معمول پایانبندی فیلم رو بیشتر از کتاب دوست داشتم. و وقتی کتاب رو میخوندم هی دعا دعا میکردم توی کتاب چیزی بیشتر از فیلم به ما بگه مثل یک دیالوگ عاشقانه لحظه آخری توی فرودگاه بین آذر و بهرام کیانی.
June 21, 2025
روایتی چند روزه از زندگی یک خانواده است و بیشتر از اینکه سیر داستانی منسجمی داشته باشد، برداشت های کوتاهی از لحظههای این خانواده به شمار میرود. دختر کوچک خانواده که سالها خارج از ایران و دور از خانواده زندگی کرده است برای تسلی از رنجی که دارد نزد خانوادهاش بازمیگردد. مفهوم گرم و صمیمیای دارد که به خوبی منتقل شده است با اینحال تماشای فیلم این اثر ممکن است لطف بیشتری داشته باشد.
This entire review has been hidden because of spoilers.
December 29, 2025
درباره این کتاب چندین مطلب همزمان تو ذهنم هست که میخوام بگم
فیلم به خودی خود بد نیست و هربار تلوزیون و ماهواره نمایش میداد دست و پا شکسته تماشا میکردم
کتاب هم به دلم نشست
اما نمیدونم چون کتاب رو تو چندساعت خوندم برام به اندازه کامنت ها فاجعه بار نبود
یا کلا فضای کتاب برام قشنگ بود
باگ کتاب این بود که بشدت همجنسگرا ستیز بود.
اما اصلا اصلا به بدی اندازه ای که تو کامنت ها میگن نیست
فیلم به خودی خود بد نیست و هربار تلوزیون و ماهواره نمایش میداد دست و پا شکسته تماشا میکردم
کتاب هم به دلم نشست
اما نمیدونم چون کتاب رو تو چندساعت خوندم برام به اندازه کامنت ها فاجعه بار نبود
یا کلا فضای کتاب برام قشنگ بود
باگ کتاب این بود که بشدت همجنسگرا ستیز بود.
اما اصلا اصلا به بدی اندازه ای که تو کامنت ها میگن نیست
February 22, 2026
کتاب رو به عنوان «کتاب راحت» شروع به خوندن کردم اما دیگه زیادی راحت بود! نه شخصیت خاصی، نه پلات پیچیدهای، برشی از لحظات زندگی یک خانواده بود که اوایلش حتی جذابیت خاصی نداشت اما کم کم بهتر شد و نیمه دوم کتاب حداقل حس و حال خوبی به آدم میداد.
فیلم رو ندیدم اگر فرصتی پیش اومد بنظرم میتونه بهتر از کتاب باشه.
فیلم رو ندیدم اگر فرصتی پیش اومد بنظرم میتونه بهتر از کتاب باشه.
November 1, 2024
فیلم رو ندیدم. کتاب رو صوتی در فیدیبو با صدای نویسنده گوش دادم که خوب بود
کلا یه سری داستان های ایرانی هست که فقط قصه است و هیچ ربطی به دنیای واقعی نداره و چیز خاصی هم ازش یاد نمی گیری و فقط سرگرم میشی که خودش چیز کمی نیست. این از اون داستان هاست
کلا یه سری داستان های ایرانی هست که فقط قصه است و هیچ ربطی به دنیای واقعی نداره و چیز خاصی هم ازش یاد نمی گیری و فقط سرگرم میشی که خودش چیز کمی نیست. این از اون داستان هاست
December 15, 2024
کتاب رو صوتی با صدای خود خانم شیرمحمدی گوش دادم
لذت بخش بود، آروم با موسیقیای بجا انتخاب شده
داستان کلی کتاب تک خطیه، بیشتر حال و هوایی از یک زندگی ایرانی و فرزندی که مهاجره
لذت بخش بود، آروم با موسیقیای بجا انتخاب شده
داستان کلی کتاب تک خطیه، بیشتر حال و هوایی از یک زندگی ایرانی و فرزندی که مهاجره
September 1, 2025
اولین بار، فیلمی که براساس کتاب نوشته شده را در سینما دیدم. سینما فلسطین. یکی از لطیف ترین و امیدوار کننده ترین داستان.
September 1, 2025
شروع خوبی داشت و با گره جالبی آغاز کرد. اما در ادامه چرخید و گره دیگری در کار انداخت و تا آخر هیچ کدام را باز نکرد. بیشتر شبیه ایده یک کتاب بود.
Read
November 7, 2025به یه چهارمش نرسیده دراپش کردم، نمیدونم چی تو مغز نوار میگذره که جزو رمانای برتر فارسی معرفیش میکنه🚶🏽♀️
March 18, 2023
اگه فیلمی که از روی این کتاب ساخته شده رو ندیدید حتما ببینید و اگه فیلمش رو دیدید حتما کتابش رو هم بخونید چون اینجوری هم فیلم براتون لذت بخش تر میشه و هم نکات جالبی از داخل کتاب دستگیرتون میشه که در فهم بهتر فیلم کمکتون میکنه .
راستی من این کتاب رو تو نرم افزار طاقچه خوندم اگه شما هم میخواین با هزینه کمتر کتاب رو بخوانید میتونید از لینک زیر استفاده کنید:
«آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/124813
راستی من این کتاب رو تو نرم افزار طاقچه خوندم اگه شما هم میخواین با هزینه کمتر کتاب رو بخوانید میتونید از لینک زیر استفاده کنید:
«آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/124813
August 10, 2019
مزخرف. فکر کن داری سریال پدرسالار میبینی. دختر خانواده که خارج درس خونده و شوهر خارجی کرده٫ شکست خورده برگشته و خانواده سنتی طور خوشبخت رو میبینه و حسرت میخوره. شوهر خارجی همجنسگرا در اومده و خانواده از این بیشتر از جدایی ناراحته و این شوهر ناباب دختر رو گول زده که گیاهخوار بشه و دختر با خورد کباب بعد از شنیدن ارشادت تخمی پدر قوزمیتش زندگی جدیدی رو شروع میکنه. مزخرف محض.
January 22, 2016
ایده داستان خیلی خوبه اما در پرداخت، مخصوصا بی سی صفحه آخر فضای کتاب رو دوست نداشتم
به طور کلی خانم شیرمحمدی خیلی دوست داشته مشکلات متنوع اجتماعی رو بیان کنه و تا حد زیادی هم موفق بوده
فیلمش بهتر از کتابش بود ;)
به طور کلی خانم شیرمحمدی خیلی دوست داشته مشکلات متنوع اجتماعی رو بیان کنه و تا حد زیادی هم موفق بوده
فیلمش بهتر از کتابش بود ;)
April 11, 2016
من فيلم اين داستان رو نديده ام.
شايد به عنوان داستان اوليه براي يه فيلمنامه كه قراره فضاها براش ساخته بشن و خيلي چيزا به صورت ديداري درك بشه بد نباشه. اما قرار گرفتن توي دسته رمان و داستان اقتضائاتي داره كه اونا رو توش نديدم.
به نظرم خيلي ابتدائي و خامه. حالا موضوع تا حدي كشش داشت.
شايد به عنوان داستان اوليه براي يه فيلمنامه كه قراره فضاها براش ساخته بشن و خيلي چيزا به صورت ديداري درك بشه بد نباشه. اما قرار گرفتن توي دسته رمان و داستان اقتضائاتي داره كه اونا رو توش نديدم.
به نظرم خيلي ابتدائي و خامه. حالا موضوع تا حدي كشش داشت.
June 7, 2015
این رمان فوق العاده بود
سبکی مدرن و منحصر به فرد داشت و ریتم و روند آن کسل کننده نبود
سبکی مدرن و منحصر به فرد داشت و ریتم و روند آن کسل کننده نبود
February 28, 2019
شهدخت گفت:"میگن زن و شوهر مثل کفش میمونن. ممکنه تو فکر کنی کفشی که پای طرفه چه قشنگه ولی همون کفش داره پای طرفو میزنه."
September 23, 2022
حتما فیلم این کتاب رو دیدین. اگر ندیدید ببینید . مرجان شیر محمدی قلم بسیار خوبی داره . من از خوندن کتاب خانه لهستانی هاش خاطره خیلی خوشی دارم . هرکتابی بنویسه میخونم
Displaying 1 - 30 of 30 reviews



























