کتاب از چند فصل تشکیل شده. فصل اول به پدیدارشناسی می پردازه. فصل بعد به کلیات اگزیستانسیالیسم. پنج فصل بعدی به فیلسوفان کلیدی اگزیستانس: کیرکگور کارل یاسپرس گابریل مارسل مارتین هایدگر ژان پل سارتر چند فصل نهایی هم به نتیجه گیری و جمع بندی مطالب.
کتاب اصلا و ابدا توصیه نمیشه. به خاطر نثر بسیار بد مترجم خیلی جاها حتی با چند بار خوندن قابل فهم نیست. و معادل های مترجم برای اصطلاحات فلسفی، گاهی عجیب و غریب و نامأنوسه، از همین "هست بودن" به جای "اگزیستانس" میشه به عمق مطلب پی برد. نمونه هاش توی کتاب به وفور قابل دیدنه، گاهی حتی پانویس فرانسوی برای من قابل فهم تر بود تا ترجمه فارسی. چند فصل نهایی کتاب (راجع به نتیجه گیری) رو خیلی سرسری خوندم، چون حقیقتش دیگه حوصله نداشتم با کتاب سر و کله بزنم. کتاب فلسفه های اگزیستانس با تمام ضعف هاش، بهتر از این کتاب بود، هر چند اگر نخوام بی انصاف باشم، این کتاب گاهی نکات تازه ای داشت.
آیا باز به اگزیستانسیالیسم بر خواهم گشت؟ فکر نمی کنم. فکر می کنم کافی باشه تا اینجا. پس علی الحساب، خداحافظ دولت مستعجل فلسفه های اگزیستانسیال!
برای میانترم درس نظریه ۲ به گفتهی استاد نقطهی قوت کتاب اینه که در کنار نقاط اشتراک تفاوتهای متفکران رو هم نشون میده. ترجمه چندان خوب نیست، البته با توجه به اینکه خیلی وقت پیش انجام شده شاید نشه خرده گرفت
زمانی که هایدگر استاد دانشگاه شد، به کلاس های فلسفه روح تازه ای بخشید. او تمام تاریخ فلسفه را از قبر بیرون کشید. خاک آن را تکاند و آن را به تکلم واداشت. کلاس های او در سراسر آلمان مشهور شدند. چراکه او قرائتی پدیدارشناسانه از تاریخ فلسفه داشت. این کتاب ترجمه متوسطی دارد ااما بزرگترین ایراد آن قدیمی بودن آن است و مثلا اگزیستانسیالیست را فلسفه هست بودن معنا کرده. اپوخه را تعلیق حکم و ... امروزه در ادبیات فلسفی به دلیل پیچیدگی این واژگان ترجیح داده میشود که از اصطلاح زبان اصلی آن استفاده شود تا ترجمه های غلط انداز واژگان کلیدی. کتاب الفبای پدیدارشناسی خیلی کتاب بهتری است برای آشنایی با این مکاتب. این کتاب هم در درجه بعدی قابل استفاده است. ایراد دیگر کتاب این است که بریده هایی از کتب مختلف را ترجمه کرده نه یک کتاب منسج و کامل را. اما در کل قابل قبول است و ارزش خواندن دارد.