بسیار مایل بودم آقای اسکندر دلدم در جایی روبروی من مینشست تا راجع به وقایع بعد از انقلاب و برداشت و نظر ایشون ازشون سوال کنم. به نظر میاد در نوشتن این کتاب بسیار دچار احساسات شدن و این قضیه خودش رو در بعضی ار جمله ها و تعابیر که بیشتر به مضحکه کردن میمونه تا ثبت نظر، نشون میده. در واقع حرف این نویسنده و نقدی که به رژیم گذشته وارد میکنه، درصدبالای وابستگی به بیگانگان بخصوص آمریکا، فساد بالای اداری و حکومتی، فساد در سطح جامعه و اقشار مردم، فقر در همه ابعادش منجمله مالی، فرهنگی و اعتقادی مردم که البته همه رو قصور حکومت میبینن و ... هست.
یکی از سوالات من از ایشون احتمالا این بود که از تمام مشکلات جامعه ایران که در بالا ذکر شد، کدومشون رو امروز نمیبینند؟ آیا مردم امروز ایران (و شاید حکومت امروز ایران) از مردم (و حکومت) قبل ایران، با فرهنگتر، معتقدتر و در رفاه بیشتری هستند؟آیا پول نفتی که قبل از انقلاب به جیب بعضی رفت از پولی که طی سالهای گذشته به جیب عده ای رفت بیشتر بوده؟
به غیر از حجم اطلاعاتی کتاب و وقایع نگاری نویسنده (فرض رو بر درست و دقیق بودن میگذارم)، مجموع کتاب رو تکرار نظرات و جملاتی میبینم که احتمالا در کتابهای تاریخ دوران مدرسه میخوندیم