شاه همانطور که با دقت گوش میداد و شیوایی و فصاحت کلام جیران را در دل میستود به تصدیق سر تکان داد. درست میگویی، ولی من قصد بدی ندارم. اگر بگویم من، شخص اول مملکت، قصد خواستگاری تو از پدرت را دارم تو تعجب نمیکنی؟ جیران از آنچه میشنید یکه خورد. مبهوت از آنچه میشنید یکه خورد. مبهوت سرش را بلند کرد و برای لحظهای نگاهش در نگاه شاه گره خورد. از آنجایی که جیران احساس میکرد شاه او را پسند کرده است، با اعتماد به نفسی که برای خودش نیز غیرقابل تصور بود پاسخ داد:خیر. شاه یک ابرویش را بالا برد و متعجب پرسید:چطور؟..
کتاب معشوقه آخر من جمله رمان های تاریخی و بسیار روان خانم مهناز جواهری هست. متن داستان جذاب، توصیفات شگفت انگیز همراه با شرح احوال تاریخی دوران ناصرالدین شاه و حرمسرای ایشان است. تنها ایراد داستان اشاره کوتاه به امیر کبیر صدر اعظم ایشان بود ولی به لطف متن منسجم قابل درک است
کتاب حاضر دربارهی زندگی ناصرالدین شاه است. او در میانسالی عاشق دختری روستایی به نام "جیران" شده و با او ازدواج میکند. شاه و جیران روزگار خوبی را میگذرانند ولی اطرافیان در دربار، که منافع خویش را درخطر میبینند، با توطئهای باعث مرگ جیران میشوند. شاه که از این واقعه افسرده و ناراحت بود بعد از مدتزمانی با دختری دیگر آشنا میشود که دقیقا شبیه جیران بود، ولی با خصوصیات اخلاقی متفاوت و برخلاف جیران زنی جاهطلب و خوشگذران بود. در ادامه این دختر با همدستی وزیر اعظم باعث مرگ ناصرالدین شاه میشود.
This entire review has been hidden because of spoilers.
من هلاک داستانهای تاریخی ام مخصوصا واقعی هاش. کی فکرشو میکرد ناصرالدین شاه با اون همه زن که دورشو گرفته بودن دلداده و شیدای جیران بشه. باز خدا خیر بده حسن فتحی رو که سریال جیرانو ساخت.تصور قیافه ی بهرام رادان واسه شاه داستان رو باورپذیرتر و ایضا جذابتر کرد:)