Jump to ratings and reviews
Rate this book

دلبستگی کتابی

Rate this book
هرگز از یاد نمی‌برم اوایل دههٔ پنجاه خورشیدی را که مجبور شدم کتاب‌های عزیزم را تنها بگذارم و بروم. موقع خداحافظی وقت سختی بود. جدا شدن از کتاب‌های محبوبم، آثار فاکنر و همینگوی و دیگران (یا به‌قول مارک تواین «کتاب‌های سایر آقایان»)‌. این دلتنگی همه از «کرامات» دلبستگی‌های کتابی است. داری می‌روی و معلوم نیست دیگر برمی‌گردی یا نه امّا به فکر کتاب‌هایی هستی که پشت سر می‌گذاری. این بار برخلاف روال همیشگی، عزیزها و سوگلی‌ها می‌مانند و «ضروری‌ها» (کتاب‌های درسی و فرهنگ‌های لغت دوزبانه‌ و فامیل‌های وابسته) جلو می‌افتند و راهیِ سفر می‌شوند و مهاجرت می‌کنند. باقی می‌ماند کوچه و خانه‌ای که برایت بسیار عزیز بود. همین‌طور کتابخانهٔ کوچکت.

372 pages, Paperback

First published February 1, 2025

15 people are currently reading
198 people want to read

About the author

احمد اخوت

39 books78 followers
احمد اخوت (1330) داستان‌نویس، داستان‌شناس، مترجم و منتقد ادبی است. وی دارای مدرک دکترای زبان‌شناسی و نشانه‌شناسی است. اخوت از یاران حلقه ادبی جنگ اصفهان بوده‌ و عضو شورای نویسندگان فصلنامه ادبی و هنری زنده رود است.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
11 (28%)
4 stars
16 (41%)
3 stars
9 (23%)
2 stars
2 (5%)
1 star
1 (2%)
Displaying 1 - 13 of 13 reviews
Profile Image for sAmAnE.
1,369 reviews153 followers
March 6, 2025
تشکر از آقای اخوت که همیشه با ایده‌های ناب و جدید، دریچه‌های تازه‌ای از دنیای کتاب‌ها را در مقابل چشمان خوانندگان و شیفتگان کتاب باز میکنه... مواردی که شاید توجه کمتری بهشون کنیم و وقتی بهشون پرداخته میشه، میفهمیم چقدر نگاه هوشمندانه‌ی ایشون برامون جذابه.... کتاب شامل ایده‌های جالبی‌ست از کتاب‌ها نوشتن و هر چیزی که مربوط به کتاب‌هاست.. هر چیزی که غیرمنتظره هست و میشه در حیطه‌ی کتاب‌ها از آن‌ها نوشت و با خودمون بگیم : چه جالب... تا حالا به این وجه از دنیای کتاب‌هام دقت نکرده‌ بودم...
در فصل اول به تقویم‌نامه‌های کتابی اشاره شده و مثال‌های بسیار جالبی از نویسندگان و مترجمان مختلف آورده که آثار و ترجمه‌های خود را به چه کسی تقدیم کرده‌اند... به طور مثال برای من بسیار جالب بود که فیتزجرالد با اینکه رابطه چندان صمیمی با همسرش نداشته ولی معمولا کتاب‌هایش را به زلدا تقدیم می‌کرده...
اخوت نوشته: تقدیم‌نامه ممکن است غم غربت(نوستالژیای) تلخ و شیرین را به ما منتقل کند و به یادمان بیاورد عمر چه سریع می‌گذرد. اما این شیرینی خاص خودش را دارد.
در جستار بعدی به روح زمان دوره‌ای پرداخته... روح زمان را اندیشه؛ احساس و یا فضای حاکم بر یک دوره‌ی خاص می‌داند. یعنی آنچه که متأثر از فضای فکری و فرهنگی یک دوره‌ی خاص است هم از فضای آن دوره تأثیر می‌گیرد و هم بر آن اثر می‌گذارد.
جستارسوم در مورد کتاب‌های بالینی است و منظور کتاب‌هایی است که در بستر و معمولا هنگام خواب آن‌ها را می‌خوانیم. در قسمتی از این جستار نوشته شده بود که مایکل بُرد نویسنده و پژوهشگر امریکایی، شبی که در بستر بیماری بوده بوف کور را خوانده و اثر این کتاب وقتی که او در بستر بیماری در شهر و مکانی غریب بود، بسیار اثرگذار بوده و باعث شده عنوان "بوف کور هدایت به مثابه‌ی رمان غربی" را به عنوان پایان‌نامه‌ی دکترایش انتخاب کند.
و جستارهای دیگر...
Profile Image for Roya.
756 reviews164 followers
April 25, 2025
3.5 ⭐️

آقای اخوت برای من خیلی عزیزه چون خیلی از کتاب‌ها و نویسنده‌های خوب رو به واسطه‌ی ایشون شناختم و با قلم‌شون برای خیلی از احساساتم کلمه پیدا کردم؛ برای همین از شنیدن چاپ کتاب جدیدشون اونقدر خوشحال شدم که به دوستِ کتاب‌فروشم پیام دادم و خواهش کردم سریع‌تر سفارشش بده. اما مواجهه‌ی من با "دلبستگی کتابی" مثل مواجهه‌ی راوی کتابِ "در جستجوی زمان از دست رفته" با بلبک بود!

اگر تا به حال کتابی از آقای اخوت نخوندین، باید یه دید کلی نسبت به آثار ایشون بهتون بدم:
آقای اخوت، در اصل مترجم هستند. کتاب‌هایی که نوشتند هم در اصل از جمع‌آوری یادداشت‌ها و مطالبیه که طی سال‌ها خونده. یعنی انگار سال‌ها پیش یک مطلب رو هایلایت کرده تا بعدا توی کتابش اون رو ذکر کنه و راجع بهش حرف بزنه. کتاب‌هاشون با اینکه مضمون گردآوری و نمونه‌آوری داره، بسیار شیرینه.
فرض کنید طی چند سال، مطالبی که دوست داشتین رو توی چندین پوشه جمع کردین و برچسب زدین و منبعش رو دقیق ذکر کردین، حالا موضوعات مرتبط و مشابه رو کنار هم قرار میدین و نظر خودتون رو هم بهش اضافه می‌کنین و ازش یه کتاب چاپ می‌کنین که خواننده با خوندن همین یک کتاب، با یه عالمه نکته‌ی بامزه و جالب چندین کتاب و مجله مواجه میشه. با خوندن این مطالب، تازه به راز بین اون کلمات که پیش از این خونده و به راحتی از کنارش گذشته، پی می‌بره.
چیزی که من رو به خودش جلب می‌کرد، شوق و هیجانم برای کشف همین به اصطلاح پشت‌صحنه‌های کتابی بود. برای منی که چندان اطلاعی از زندگی شخصی و نامه‌ها و روابط و داستان پشت پرده‌ی چاپ کتاب‌ها نداشتم، مثل باز شدن در مخفی به دنیایی بود که با شناختنش کِیف می‌کردم. (خاطرات کتابی، اِی نامه، تا روشنایی بنویس)

اما با خوندن این کتاب، احساس کردم که دیگه منابع آقای اخوت هم تَه کشیده و مدام داره از همون نویسنده‌های موردعلاقه‌‌ و همیشگی‌ش میگه (همینگوی، بورخس، وولف، تی‌.اس الیوت...) و بعضی مطالب حتی عینا تکرار شده. مثل چگونگی خودکشی وولف که توی خاطرات کتابی هم اومده.
اما در این میان، خواننده رو شدیدا کنجکاو میکنه که بیشتر بدونه. با خوندن اون یک خط از فلان کتاب، مشتاق میشه که بره کل کتاب رو بخونه. دلیلی که من مجموعه پروست رو شروع کردم، اصرار آقای اخوت به زیبایی این کتاب بود و این بار خیلی خوشحال می‌شدم که حس یادآوری و لذت جایگزین اون کنجکاوی شده.
تازه این بار با "جینت وینترسون" آشنا شدم که من رو به یاد آیدینِ سمفونی مردگان انداخت.

اما این کتاب یک دره‌ی عمیق در وسط خودش داره. یعنی با شوق شروع می‌کنی و با خوندن هر بخش، مدت‌ها ذهنت پیش جملاتش گیر میکنه. به حدی که توی آزمایشگاه با دیدن بِشِر یک لیتری، به یاد آبجوی خنکِ یک لیتری همینگوی می‌افتادم و لبخند می‌زدم و منتظر بودم کارم تموم شه و برگردم خونه تا کتاب رو ادامه بدم.
ولی از یه جایی به بعد، یهو از خودت می‌پرسی که من دقیقا دارم چه چیزی رو می‌خونم؟ بخشی از دلیل این سؤال، به عدم انسجام و ربط داشتن بخش‌ها به همدیگه‌ست. این جستاری که خوندم چه ربطی به دلبستگی کتابی داره؟ و یا اسم بعضی جستارها چندان ربطی به محتواش نداره.
همچنان داری توی این دره دست و پا می‌زنی که یهو نویسنده دفترچه یادداشتش رو میاره و یک سری یادداشت رندوم رو برات می‌خونه و باز از خودت می‌پرسی من وسط این جملات بیهوده‌ای که صرفا برای خودِ نویسنده ارزشمند و یادآور خاطره‌ست، چی کار می‌کنم؟
نویسنده به دفتر یادداشت‌هاش اکتفا نمیکنه و یک سری نقد و برداشت که از کتاب‌های مختلف داشته رو هم نشونت میده. انگار که دارید ریویوهای گودریدز رو می‌‌خونید. این دو حالت داره: اگر اون کتاب مورد بحث رو خونده باشید، حسابی کِیف می‌کنید ولی اگر اون کتاب رو نخونده باشید، حتی اگر مشکلی با اسپویل اون کتاب نداشته باشید، چندان چیزی متوجه نمیشید. (مثلا من جستار مربوط به دُن کیشوت رو کلا نخوندم.)
بعد کم‌کم از تهِ دره نجات پیدا می‌کنید و به بالا صعود می‌کنید. جستار "از دنیا که بروی، چه بر سر کتابخانه‌ات می‌آید؟" و ماجرای "ساعت‌های خانم دالووی" و همچنین "عشق استاندل" نقش پر رنگی در این صعود دارند.

به نظرم این کتاب از جهاتی می‌تونه برای کسایی که تا به حال چیزی از آقای اخوت نخوندن جذاب‌تر باشه چون بعضی از مطالب براشون تکراری نیست و از جهاتی هم برای کسایی مناسبه که با قلم آقای اخوت آشنایی دارن و می‌دونن چی در انتظارشونه.

اگر قصد خوندن این کتاب رو دارید، پیشنهاد می‌کنم تا چاپ دوم صبر کنید که یک سری اشتباهات تایپی جزئی اصلاح بشه.


پ.ن: یادم باشه بعد از خوندن کتاب "خانم دالووی"، فیلم The Hours رو ببینم!
Profile Image for علی‌رضا.
63 reviews3 followers
March 5, 2025
چند دقیقه مانده به نیمه‌شب | پانزدهم اسفندماه

به احترامِ روزهای گندِ اولِ فروردینِ ۱۴۰۲ که توی شهر غریب گیر افتاده بودم و عزیزی را در بیمارستان داشتم و از شدتِ بی‌کتابی، رفتم به کتاب‌فروشی و «خاطراتِ کتابی» را روی میزِ تازه‌هاش دیدم و برداشتمش و بردم داخل بالکنِ کتاب‌فروشی و کمی شکل و شمایلش را دید زدم و شروع کردم به خواندن تا که شش روزه تمام شد و مزه‌اش ماند زیرِ دندادنم تا الان که «دلبستگی کتابی» را برداشتم به‌خواندن و چند روزه تمامش کردم می‌توانم مدت‌ها سکوت کنم و خاطرات تلخ و شیرین این دو سالِ رفته را نشخوار کنم. مثلا یادم نرود که «خاطرات کتابی» را ششم فروردین ۱۴۰۲ توی رختِ‌خوابِ خانه‌ای غیر از خانه‌ی خودم تمام کردم و کتاب را گذاشتم بالای سرم، پتو را تا زیر چانه‌ام بالا کشیدم و زیر لبی گفتم: «عجب چیزی بود». یا وقتی توی قطار داشتم برمی‌گشتم به همان خانه‌ای که خانه‌ی خودم نبود و روی یکی از صفحاتِ کتاب نوشتم: «ریل‌ها کجا تمام می‌شوند؟». نباید یادم برود توی این دو سال چه چیزهایی تمام شد و چه چیزهایی شروع شد و چه چیزهایی هنوز ادامه دارند. دلم برای ریلی که تمام نمی‌شد، خانه‌ای که خانه‌ی خودم نبود و اتاقی که یک پنجره‌ی نامتعارف داشت و خیابانی که گز می‌کردم و شجریان توی گوشم می‌گفت «یوسف عزیزم کو» تنگ شده است. برای خودِ قبلی‌ام که خیلی چیزها را نمی‌دانست و حالش بهتر بود.

اخوت این‌جا هم همان فرمول قبلی را به‌کار گرفته. البته که توی خاطرات کتابی بهتر نمایان شده به‌نظرم. این‌جا هم حرفِ حساب کم ندارد. اما چندتاییش را هم دوست نداشتم. در کل به قولِ همان کتاب‌فروشِ توی شهر غریب: «این کتاب لاس‌زدن با خودِ کتابه؛ انگار که با یه دخترِ خوشگل لاس می‌زنی»
Profile Image for Mehrnaz.
206 reviews23 followers
April 5, 2025
نوشته های آقای اخوت رو خیلی دوست دارم،جنبه هایی از کتابخونی رو بررسی میکنه که همیشه داشتی و بهش فکر میکردی و حالا میبینی که این جنبه ها دغدغه کسان دیگه ای هم بوده!
شاید در مقایسه با خاطرات کتابی این کتاب رو کمتر دوست داشتم ولی بعضی از جستارهای این کتاب هم به شدت خواندنی و گیرا بودن
Profile Image for Niyousha.
626 reviews73 followers
August 3, 2025
خوب بود ولی نسبت به کتابهای قبلی احمد اخوت خیلی ضعیفتر بود. یه جورایی تم بیشتر نوشته ها در مورد جمع کردن کتاب و خریدش بود تا خوندنش. برای همین من که این روزها خیلی دارم مقابله میکنم با مصرف گرایی از خیلی از نوشته ها خوشم نیومد. مقاله های انتخاب شده اش چندتاشون تکراری بودن و توی کتابهای خود احمد اخوت و کتابهای دیگه خونده بودمشون. مقاله های خود احمد اخوت خیلی بهتر از بقیه شون بودند. ای کاش بیشتر نوشته های خودشو میذاشت تا ترجمه ها.
راستی کتابو برای تولد سی و دو سالگیم از کتابفروشی ناکجا توی پاریس سفارش دادم. داستان رسیدن این کتاب به دستش خودش یک جستاره چون یه بار گم شد و یه بار برگشت خورد و عملا چهارماه طول کشید تا رسید دستم. دیگه نزدیک بود برای تولد سی و سالگیم برسه😅
Profile Image for Peyman Talebi.
151 reviews36 followers
April 10, 2025
دلبستگی کتابی، کتابی است که مثل آثار قبلی احمد اخوت در حال و هوای خواندن و نوشتن (و بیشتر خواندن) سیر می‌کند. مجموعه‌ای از جستارهای خواندنی و شیرین که جوانب مختلف کتابخوانی را از نظر می‌گذرانند.
مواجهه من، در برهه‌های زمانی مختلف از زندگی، با آثار احمد اخوت متفاوت بوده است. در مورد این کتاب، چیزی که چشمم را گرفت، بهره‌مندی اخوت از قدرت ترجمه و تسلط به زبان انگلیسی بود که سبب شده او بتواند به منابع بسیار بیشتری - نسبت به سایر فارسی‌زبانان تک‌زبانه - دسترسی داشته باشد. همین امر سبب شده که او در جستارهای تالیفی این کتاب، گاه به منابعی ارجاع دهد که مخاطب فارسی‌زبان خیلی وقت‌ها اساسا از وجود آنها بی‌خبر است.
علاوه بر این، در فصول ترجمه نیز، به‌گزینی صورت گرفته توسط اخوت رشک‌برانگیز است. اینکه آدمی به علت تسلط به یک زبان دیگر می‌تواند مقالات و جستارهای متعددی را بخواند و فقط آنهایی را که به کارش می‌آید انتخاب کرده و در کتاب‌هایش بگنجاند. این ویژگی را در مجموعه‌داستان‌های ترجمه‌شده توسط مژده دقیقی هم بارها دیده‌ام.
قاعده: به‌گزینی، نیازمند تسلط به زبان و پرخوانی است.

اما یکی از نکات آزاردهنده در دلبستگی کتابی، این است که اخوت گاه متونی که پیش‌تر به فارسی ترجمه‌شده را مجددا ترجمه کرده و در کتاب گنجانده‌. تا جایی که بعضی‌وقت‌ها حتی شائبه کتاب‌سازی پیش می‌آید. برای نمونه در همین کتاب، دو فصل از کتاب «از کتاب رهایی نداریم» که شامل گفتگوی ژان کلود کریر و امبرتو اکو است، مجددا ترجمه و گنجانده شده است. آن هم کتابی به این شهرت که احتمالا خیلی از خوانندگان دلبستگی کتابی قبلا آن را خوانده‌اند. یا فصلی از کتاب «تاریخ کتابخوانی» از آلبرتو مانگوئل که حالا می‌دانیم توسط نشر هرمس به زبان فارسی چاپ شده است. آن کتاب‌ها حی و حاضر در بازار کتاب حضور دارند، انتخاب یک فصل از آنها و به کار بردن‌شان در یک کتاب دیگر چه معنایی - جز گرفتن وقت خوانندگان - دارد؟

این اتفاق می‌تواند در آینده تبعات بدی داشته باشد. اگر جوان‌ترهای بی‌هنر و تازه‌وارد، به تاسی از اخوت کتابی بسازند با پنج فصل تالیفی و ده فصل انتخابی از کتاب‌های دیگر، چه خواهد شد؟ اگر در توجیه این کتاب‌سازی، به یک استاد موسپید و کاردرست مثل اخوت استناد کنند به آنها چه پاسخی باید داد؟ ای کاش ناشر کتاب‌های آقای اخوت، به جای مقهور نام او بودن و رعایت - حالا دیگر بیش‌ازحد - احترام او، این نکته و نکاتی از این دست را به استاد گوشزد می‌کرد. مثلا این که دلبستگی کتابی نیز مثل دو سه کتاب آخر ایشان، جدا نیاز به ویراستاری دارد.

بگذریم. جستار «بلندخوانی» سوزان سانتاگ در این کتاب واقعا عالی است. یادم باشد بارها و بارها، حداقل سالی یک‌بار، آن را بخوانم.
Profile Image for Pan.
65 reviews3 followers
May 15, 2025
خیلی خیلی دوستش داشتم و خیلی از قسمت‌های کتاب من رو یاد خودم و تجربه‌هایی که با کتاب داشتم می‌انداخت، کلی چیز جالب در رابطه با کتاب‌ها یاد گرفتم که سعی می‌کنم بیش‌تر بهشون دقت کنم، روایت‌ها، تیکه‌ کتاب‌ها، اشخاص، معرفی‌ها در مجموع خیلی به‌دلم نشستن و از خوندنش خرسند و راضی هستم. قراره خیلی به این کتاب فکر کنم و بهش برگردم.
Profile Image for shizuku.
124 reviews26 followers
April 6, 2025
خوندن این کتاب درست مثل این میمونه که تو یه دوست کتابخون داری که خیلی بیشتر از تو خونده و می دونه، قراره به تو کوهی از اطلاعات بده، که دونستنش برات شیرینه، اصطلاحات و لغاتی که حتی گاهی نمیدونستی وجود دارند، قراره چشمت رو به چیزهایی که در مورد کتاب ها باز کنه که بارها از مقابلش بی توجه گذشتی و قراره به چیزهایی فکر کنی که شاید همیشه انکار میکردی و از فکر کردن بهش واهمه داشتی، مثل اینکه وقتی بمیری سر کتاب هات چه بلایی میاد، و کتابی که نصفه رهاش میکنی چی هست.
یاد میگیری به کتاب هایی مثل همین کتاب که توی رختخواب خوندی کتاب بالینی میگن، درمورد نویسنده های مختلف یه عالمه اطلاعات جالب به دست میاری و تعداد زیادی کتاب های نخونده به لیست کتاب هات اضافه میشه، ازخوندنش لذت بردم.
Profile Image for Aye.
33 reviews
April 8, 2025
برای هر کتاب احمد اخوت، از قبل شرایط رو اماده میکنم، پلی لیست رو تو ذهنم دارم و نمیزارم ذره ای ازش رو با خستگی و بی حوصلگی بخونم. حتی آروم تر از بقیه کتاب ها میخونمش که زود تموم نشه، دلم نمیاد تموم شه!
یکی از آرزو هام اینه که یه سفر برم اصفهان و از نزدیک ببینم شون و از کتاب ها بشنوم، از سرگذشت ها و از آدم ها، از خاطره ها. از هر چیزی که می‌دونن.هر کتابی که ازشون تموم میشه، کتاب بعدی رو یا شروع میکنم یا می‌ره تو لیست خرید.

برای این کتاب از قبل انتشار بسیار ذوق داشتم و منتظرش بودم. وقتی اومد در اولین فرصت از خود انتشارات سفارش دادم و با ذوق منتظر موندم برسه دستم. روز های خوشی برام گذشت!

این کتاب هم مثل خاطرات کتابی مجموعه از جستار های زیبا و خواندنی مرتبط با کتاب ها و علاقه به اون هاست، متونی که اگر کتاب خوان باشید، حتما خیلی هاش رو درک کردید و تجدید خاطره قشنگی خواهد شد. بخوانید!
Profile Image for Abr.
79 reviews47 followers
May 27, 2025
درباره‌ی دلبستگی کتابی، اثر دوست کتابی‌ام احمد اخوت.

سومین سفر کتابی‌ام با آقای اخوت کمی طول کشید. یعنی از چهاردهم فروردین ماه تا امروز که ششم خرداد است.
نمی‌دانم چرا کتاب خواندن در بهار برایم سخت می‌شود. ای‌کاش در این کتاب درمانی هم برای روزهایی که نمی‌توانم کتاب بخوانم پیدا می‌کردم.

دلبستگی کتابی، کتابی حاوی داستان‌ها جستارهایی‌ست که همه پیرامون نوشتن و خواندن هستند. البته گاهی‌ هم درباره‌ی خودِ کتاب و کتاب‌داری.
پیش‌تر از اقای اخوت خاطرات کتابی و نقش‌هایی به‌یاد را خوانده بودم. و حالا باید این کتاب را به دایرة‌المعارف کتابی‌ام اضافه کنم. آقای اخوت در این کتاب‌ها جنبه‌هایی از خواندن، نوشتن و دلبستگی به خواندن را برای من روشن کرد که مدام با خود می‌گتم:«چه جالب! تا حالا این‌طوری بهش فکر نکرده بودم.»

همیشه احمد اخوت را شبیه به ویکی پدیای کتابی می
‌بینم و میزان تسلط به زبان انگلیسی، ترجمه و پیدا کردن محتوای مناسبش را می‌ستایم. البته گاهی هم به این موضوع فکر می‌کنم که چه‌قدر محتوای ادبیات فارسی در آثارشان کم‌پیداست، هرچند که از بورخس تا گلشیری را می‌توانید در این اثر پیدا کنید.

من فکر می‌کنم کسانی مثل ما که خانه‌ی دوم‌ مجازی‌شان جایی مثل گودریدز است، خواندن این‌جور کتاب‌ها برای‌مان ارزش بسیاری دارد. من در این کتاب با ده‌ها فیلم و کتاب و نویسنده‌ی جدید آشنا و یا تجدید خاطره کردم. در طوب خواندن کتاب مدام یادداشت برداری می‌کردم و نظر خودم را میان کسانی جا می‌دادم که نه می‌داسنتند من‌کیستم، نه من را دیده بودند و نه حتی وجود داشتند =)
خلاصه‌ی کلام، این‌دفعه هم از بودن در جوار آقای اخوت عزیز لذت بردم. امیدوارم همیشه سالم باشند.

در آخر:
«ای خواننده! تو قدرت زیادی داری چون تو هستی که معلوم می‌کنی کتاب چگونه چیزی است و حقیقت آیا زنده می‌ماند یا نه. نویسنده همین‌که نقطه پایان را بر متنش می‌گذارد کار نوشتنش به پایان می‌رسد و از این پس کتاب در برزخ به سر می‌برد و تا زمانی که خواننده آن را بر ندارد و تورق نکند هستی پیدا نمی‌کند. زنده نمی‌شود. و این واقعاً دلالت بر قدرت بسیارِ خواننده دارد و به نظرم خواننده‌ی ایدئال یعنی آگاهی پیدا کردن به این قدرت سرشار.»

دلبستگی کتابی-احمد اخوت
Profile Image for Parvaneh.
153 reviews
April 19, 2025
قطعن ضعبف‌ترین کتابی که از اخوت خواندم همین کتاب است.
Profile Image for Najma.
121 reviews29 followers
April 29, 2025
نسبت به "خاطرات کتابی" و "نقش هایی به یاد" کمتر دوسش داشتم ولی خب بعضی جستارهاش واقعا جذاب بود. موضوعاتی که فقط اونهایی که با کتابها معاشرت دارن متوجهش میشن .‌
Profile Image for Molood Jaberi.
48 reviews55 followers
September 1, 2025
احمد اخوت رو دوست دارم، این چند کتاب اخیرش رو هم دوست داشتم و همین کتاب رو هم با ذوق شروع کردم ولی تا نیمه که رسیدم، دیدم که دارم زور میزنم تا تمومش کنم؛ خسته‌ و دلزده‌ام کرد.
Displaying 1 - 13 of 13 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.