خواندن سرگذشت عصر طلایی آتن به جرئت از شگفت انگیز ترین بخش های تاریخ زندگانی بشر است..روایت انسان ها و تمدنی که فراتر از زمان خود فکر کردند,خلق نمودند و زندگی کردند و آثار و یادشان را جاویدان ساختند
لحظه ای که بر فراز پانتئون قدم برمیداری..در پناه سایه طلایی مجسمه آتنا که نیزه اش همچون آذرخشی بر پهنه آسمان می درخشد..میبینی و میدانی..که تمدنت زمان را نفی خواهد کرد..و هرگز مانند آن نیامده و تا هزاران سال نخواهد آمد..
پرکلیس خطاب به مردم آتن: "من از شما می خواهم هر روز چشمانتان را معطوف به عظمت آتن گردانید تا سرشار از عشق آن شوید؛و هنگامی که تحت تاثیر مناظر باشکوه آن قرار گرفتید,به خاطر آورید که این امپراتوری به دست مردانی پدید آمده که وظیفه خویش را می دانسته و شجاعت انجام دادنش را داشته داشته اند؛ کسانی که هر گاه در اقدامی شکست می خوردند اجازه نمیدادند فضایلشان به نام کشورشان تمام نشود,بلکه آزادانه جانشان را مانند بهترین پیشکشی که می توانند در ضیافتش ارزانی کنند,نثار کشورشان می کردند."
پرکلیس و فیدیاس..زمانی که جهان به پایان رسد و تاریخ انسانیت فراموش گردد..تو آسوده خواهی بود..از آن رو که آنچه خلق کردی زمان را به زانو در آورد..