تکرار "من چه قدر خوبم" که فیلم "حماسه ی ناتمام" را در مورد احمدشاه مسعود ساختم روی مخ بود. ولی ورای این تکرار و حالت خود متشکر بودن محمدحسین جعفریان, سفرنامه ی بدی نبود. قلم انداز بود و تقریبا بی ویرایش چاپ شده بود و البته پر از نکته. از آن کتاب های در لحظه بود و دید نسبتا خوبی هم به افغانستان بعد از حمله ی آمریکا می داد. افغانستان و کابلی که داشت کمی روی صلح و صفای اجباری را می دید. حضور آمریکایی ها بین افغان ها صلح و یکدستی جالبی را برقرار کرده بود. و این از نظر جعفریان که روزهای خانه جنگی افغان ها را دیده بود خیلی باارزش و قشنگ بود...
بهروز افخمی سفرنامه عالی بود. اسمش هم در عنوان سفرنامه آمده بود و به نظرم نمی آمد بهتر بود. خیر سرش نماینده ی مجلس ایران بود. ولی بیشتر در کار ساختن مستندی در مورد احمدشاه مسعود بود که قول و قرارش را به تلویزیون استرالیا داده بود. نماینده ی مجلس بودن یک کار سیاسی است و در جایی که حتی پیام رییس جمهور مملکتت برای کنفرانس نرسیده, حداقل انتظار این است که تا جای ممکن جبران مافات کند. انصافا دوره ی مجلس ششم عالی بوده که بهروز افخمی نماینده اش بوده!
سیاست خارجه ی هزار رنگ جمهوری اسلامی را هم خیلی خوب توصیف کرده بود. این که یکدست نبودن سیاست خارجی ایران در مورد افغانستان چه ضربه ها به خود ما زده . مخصوصا آن تکه ی گلبدین حکمتیار که جمهوری اسلامی چند ماه به او در تهران حال داده بود و بعدش که او از ایران رفت به بن لادن و ملاعمر پیوست...
برای من شخصیت ماجراجوی محمدحسین جعفریان به شدت پررنگ بود. این که چرا مجموعه یادداشت های "چکر در ولایت جنرال ها" هنوز کتاب نشده سوال برانگیز است. مطمئنا در پایتخت فراموشی موخره ای بر آن یادداشت ها است و آن یادداشت ها ارزش خیلی بیشتری دارند و خیلی دید کامل تری در مورد "خانه جنگی"های قوم افغان می دهند...