از مهر ماه سال ۱۴۰۱ براساس اصل ((گذشته چراغ راه آینده)) و با اعتقاد به این که آزموده را آزمودن خطاست و نباید کل تاریخ را تجربه کرد، به مطالعه اثار و مصاحبه های روشن فکران و انقلابیون سال ۵۷ می پردازم. کتاب اقتصاد توحیدی بیش از این که کتابی علمی براساس علم اقتصاد و عملگرایانه باشد کتابیست اتوپیایی. مطالب زیبای بسیاری دارد. در خصوص تمرکز و تکاثر و دموکراسی و آزادی و برابری و عدالت بسیار زیبا سخن می گوید اما مع الاسف نه در این زمانه چه در زمانه خودش هم رویایی بیش نیستند! با این که مرحوم بنی صدر در خصوص التقاط زیاد داد سخن داده اند اما اقتصاد توحیدی ایشان توصیف نوعی جامعه کمونیستی است! در جای جای کتاب کمونیسم و سوسیالیسم و سرمایه داری غربی تقبیح شده است اما در آخر جامعه توحیدی ایشان که لغو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و اشتراک تمامی امکانات جامعه است رنگ و بوی همان رویاهای کارل مارکس را دارد! تلفیق رویاهای کارل مارکس و آموزه های اسلام! ایشان و همفکرانشان (روشن فکران دینی) تاکید بسیار کرده اند که تمام راه حل ها در قرآن وجود دارد. وقتی می گویی چرا بعد از ۱۴ قرن جواب نداده است می گویند ما نتوانسته ایم درست اجرا کنیم! گویی قرآن دفترچه راهنمای راه اندازی یک دستگاه است!