رئالیسم تلخ و مهیبی دارد، آنجا که یزدی در فرودگاه پاریس خطاب به ایت الله از آخرین همکاری احتمالی خود و رهبر انقلاب می گوید و اوضاع احتمالی داخل ایران را پس از پیروزی انقلاب به درستی پیش بینی می کند، اما تصویری که ابراهیم یزدی _در مجموع _ در مقام یکی از نزدیک ترین _ و شاید به احتمال زیاد نزدیکترین _ اشخاص آیت الله خمینی برای وقوع انقلاب اسلامی میدهد، تصویری است یکدست، حق به جانب، دارای کمترین اشتباه و تقریبا خدشه ناپذیر! تو گویی تمامی انحصارطلبی ها و رویکرد ها و گرایشات حذفی از فردا روز 22 بهمن ماه 57 شروع میشود و تمامی تاکیک ها و کنش های معطوف به تمامیت خواهی حاکمان از فردا روز پیروزی شروع شده است. نمونه اش را می توان به خوبی در جریان سفر بختیار به پاریس مشاهده کرد و بیانیه نهایی و تند رهبر انقلاب که یزدی خود نیز در کتاب با ظرافت شاید محافظه کارانه ای (؟) آن را اشتباه و بی نتیجه میداند و موارد زیادی که احتمالا خود یزدی پس از تجربه تمام و کمال حاکمیت جمهوری اسلامی بدانها رسیده است نمونه اش اشاره به سخنان کریم سنجابی دربحبوحه انقلاب مبنی بر تفاوت نداشتن شکل و قالب حکومت و داشتن ماهیت دموکراتیک آن فارغ از هر اسم و گرایشمی، است که چند وقت پیش در مصاحبه ای با یکی از نشریات داخلی ، دکتر یزدی، ذهنیت آن زمان سنجابی را می ستاید و مواضع آن زمان خودش را به نوعی حاصل فضای انقلابی آن دوران میداند در خصوص تصویر ذهنی خودم قبل از خواندن کتاب_تاثیر پذیری سخنان رهبر انقلاب از مشاوران و نزدیکان روشنفكر و تحصیل کرده خود و نه نگفتن در مقابل هر پیشنهاد و مشاوره ای_ کتاب چنین برداشتی را برای من خواننده نمی دهد یا حداقل یزدی در این خصوص به اندازه کافی وارد نشده است و اتفاقا بعد از خواندن کتاب، نتیجه گیری م به نظر مصباحیون نزدیکتر شد با این مضمون که سخنان و مواضع سیاسی رهبر انقلاب، به خصوص راجع به نوع حکومت و تاکید بر جمهوریت آن از سر نوعی ناچاری و سیاست ورزی زیرکانه ای است برای ماندن هرچه قدرتمندتر در افکار عمومی آن زمان
و به واقع سرنوشت تراژیک سیاسی مردی با این درجه انقلابی و مبارزاتی با 62 سال مبارزه پیگیر فکری سیاسی پس از گذشت 37 سال از انقلابی که قطع به یقین یکی از تاثیر گذارترین اشخاص آن بوده است،(یک نمونه اش، انتخاب پاریس به عنوان محل اقامت ایت الله خمینی، هنگامی که درک سیاسی دیگر اطرافیان او از دره بقاع لبنان و الجزایر فراتر نمی رفت) نشان از چرخش تندی در خواسته ها و مطلوب های اولیه حاکمیت برآمده از انقلاب 57 دارد.
کتاب دو محور کلی و مهم دارد: خاطرات و دیتاهای خامی که یزدی به عنوان یکی از اطرافیان امام در رروزهای منتهی به پیروزی انقلاب ارائه میدهد و دیگری هم تحلیلهای نویسنده راجع به وضعیت سیاسی حاکمیت پهلوی در چند ماه آخر. از محور اول واقعیت لغو قراردادهای نظامی بین ایران و ایالات متحده برایم از همه ارزشمندتر بود. حجم موضوعی که مدتها برایم در هالهای از ابهام بود اما توضیحات یزدی به علاوه قرائنی که در چند ماه اخیر خوانده بودم تقریبا برایم واقعیت را منکشف کرد. حجم خیانتی که در این بخش در دولت بختیار رخ داده از هر ایرانی وطنپرستی فیوز میپراند. دیگری هم تحلیلهای یزدی در بخش مربوط به تسلط و نقوذ هیات حاکمه ایالات متحده بر دستگاه پهلوی داشته. تقریبا یک سوم اول کتاب به این موضوع اختصاص دارد. فکتهایی که یزدی در دستگاه تحلیلی خودش ارائه میدهد خواندنی است. در سایر بخشها مربوط به وقایع پاریس و ارتباطات و بعضی حواشی مربوط به شورای انقلاب هم خواندن مطالب به روایت یزدی خالی از لطف نیست هر چند به نظرم روایتی که شیرعلی نیا در حوادث این بازه زمانی از قول بهشتی ارائه میدهد دقیقتر و جزئیتر است.
. کتابی است بسیار گویا درباره آخرین روزهای منجر به انقلاب بهمن 57 و اتفاقاتی که در پاریس میفتد تثر کتاب بسیار روان و شیواست به طوریکه از خواندن کتابی درباره انقلاب که از موضوع و محتوایش بارها و بارها ازمنابع مختلف شندیده اید و دیده اید خسته نمی شوید هیچ لذت هم می برید.