Jump to ratings and reviews
Rate this book

سگک، چنگک، عروسک و … چند کوچک دیگر

Rate this book
یک رفیقی داشتیم هیچوقت نمی‌گفت «که چی!»
ما هی نق می‌زدیم آیه یاس می‌خوندیم «که چی!» اون از خودش آیه رو می‌کرد تا به حال‌مون جا بیاد. ما نق‌زد‌ن‌هامون تمومی نداشت اونم یک روز گفت آیه تموم کرده.
خوش‌تیپ بود. عروسی زیاد می‌رفت. ناخن‌هاشم بلند بودند.
یک روز گفت یه کتاب نوشتم، یه جمله‌اش بس‌تونه. جمله‌هاش تک تک و جفت‌جفت و چندتا چندتا معنی دارند. رفتیم پیش‌اش، خوندش واسه‌مون: «راه حق دَوَرانی مستقیم دارد»
عروسی کرده بود. کمربند خوشگله‌شو می‌بست. یک ناخن‌شم شکسته بود.
گفت «یعنی باید دور بزنی، بچرخی و جلو بری» ما گفتیم «آخرش که چی!» دیگه کم آورد؛ کمربندشو کشید کتابه رو هم جر داد. خودش ننوشته بود! ناکس دیگه لبخند هم نزد. نبود که بزنه. جای زخم‌هاش رو صورت‌مون مونده؛ دور چشم و لب و دهن! بیا خودت ببین. بیا جلوتر. نترس بیا!

206 pages, Paperback

Published April 1, 2025

2 people are currently reading
2 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (100%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for بهزاد قدیمی.
Author 12 books87 followers
February 19, 2025
یک اثر درخشان با ساختاری پیچیده و تو در تو و در عین حال خواندنی
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.