Jump to ratings and reviews
Rate this book

باغ واژگون

Rate this book
ضرب‌ها اول آرام بود. بعد صدای جیغ‌ها بلند شد. جیغ‌های تیز. توی دست هر کدام از اهالی یک شاخ بود. شاخ جانوری که قباد نمی‌شناخت. تویش می‌دمیدند و صدایی می‌داد شبیه جیغ زنی که شیون می‌کند. با بلندشدن صدای جیغ‌ها، ضرب‌ها هم تندتر شد و حالا جمعیت همگی پا می‌کوفتند. زوج‌ها آرام و با سرعتی ثابت و هماهنگ سمت محیط درخشان دایره حرکت می‌کردند و مردم با فاصله دنبالشان. بعضی‌ها شاخه‌های بادام با چغاله‌های تازه دستشان بود و برخی کتل‌های پارچه‌ای بلند کرده بودند. همه چیز درخششی فسفری داشت. مردم هم صدا توی شاخ‌ها جیغ می‌کشیدند و صدا در کوهستان پژواک می‌شد. سالار با سرعتی که از زنی چون او انتظار نمی‌رفت رسیده بود به مرکز دایره و وسط تشتْ میله‌ای نصب می‌کرد که پیکانی مثل یک عقربه رویش سوار بود. تنها کسانی که نقاب نداشتند، نامزدها بودند.

165 pages, Paperback

First published February 1, 2025

1 person is currently reading
9 people want to read

About the author

سروش چیت‌ساز

4 books6 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (9%)
4 stars
14 (63%)
3 stars
3 (13%)
2 stars
0 (0%)
1 star
3 (13%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Vida Tehranian.
13 reviews
March 23, 2025
همه چیزو به اندازه و خلاقانه است. کشتی گرفتنش با تاریخ و ادبیات و زبان واقعی و قدرتمندش هم مزید بر علت است. تعطیلات را با این کتاب شروع کردم و واقعا کیف کردم.
Profile Image for Ahoora.
14 reviews
June 5, 2025
از آن داستان‌هایی دارد که نمیشود فراموششان کرد.
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.