این اولین کتاب به زبان انگلیسی است که بهطور کامل به فلسفهی علوم اجتماعی در سنت قارهای اختصاص داده شده است. کتاب حاضر به دنبال نشان دادن ماهیت منحصربهفرد رویکرد قارهای به فلسفهی علوم اجتماعی است و سنت قارهای را در تقابل با سنت انگلیسی ـ امریکایی قرار میدهد. این کتاب به سنتهای هرمنوتیک، تبارشناسی و نظریهی انتقادی اختصاص دارد و متون و آراء نظریهپردازان کلیدی این حوزه ازجمله گادامر، ریکور، دریدا، نیچه، فوکو، مکتب فرانکفورت اولیه و هابرماس را بررسی میکند. رویکرد بدیع نویسنده با دنبال کردن ریشههای فکری آراء متفکران برجستهی قرن بیستم تا یونان و روم باستان، مسیحیت قرون وسطی، روشنگری و رمانتیسم، عمق تاریخی آنها را نشان میدهد. نویسنده در طول این اثر بر اهمیت فهم تاریخی انگشت میگذارد تا به این وسیله خصلت متمایز و اومانیستی فلسفهی علوم اجتماعی قارهای را نشان دهد. ایون شرت عضو هیئت علمی پژوهشی دپارتمان فلسفهی دانشگاه آکسفورد است. او در دانشگاههای کمبریج، ادینبورو، و ولز تدریس کرده و مؤلف کتاب دیالکتیک مثبت آدورنو است.
اولین بار کلاس دهم بودم که شروع کردم به خوندن این کتاب. رفتم پیش اون آقا معلم خیلی عزیزه و گفتم کتاب معرفی کن با هرمنوتیک و اینا آشنا بشم (به عنوان دانشآموز علوم انسانی یه جا این لفظ هرمنوتیک رو شنیده بودم، رفتم از آقا معلم فلسفهخوندهٔ باسواد مشورت بگیرم). تا جایی که یادمه، کتاب ریچارد پالمر، مدخل استنفورد در هرمنوتیک و این کتاب رو بهم معرفی کرد. از بین معرفیها اومدم سراغ این یکی چون به نظرم وسیعتر اومد مباحثی که پوشش داده و بین خودمون بمونه دیدم از مارکس هم هست توش (اینم قبول دارید کسی که تازه شروع میکنه نظریه خوندن توی علوم انسانی/اجتماعی، مارکس و تاثیری که گذاشته براش خاصه؟)
خلاصه، یادمه عبارت به عبارت این کتاب برام پر از مسئله، سوال و حرف جدید بود و قدم به قدم با خوندش، بیشتر با چیزی بنام علوم انسانی/اجتماعی اخت شدم. قشنگ سخت بودن کتاب در اولین بارهای خوندش، هنوز زیر زبونم هست، از اون سختیها که بهت انگیزه میده قد بکشی و بشی اون آدم خفنه که میتونه این کتابها رو بفهمه و "نقد"شون کنه. از اون موقع خیلی دوست داشتم نقد کردن درست رو یاد بگیرم.
در مجموع با این کتاب با کله افتادم وسط از معدود کارهایی که با تمام وجودم دوست دارم انجامش بدم. کلنجار رفتن با علوم انسانی/اجتماعی و لوازم و ابزارش. آقا فیضبخش خیلی آقایی! بمونی برامون :)
میخواستم از کتاب بنویسم، ولی خب، جون ندارم براش. بقیه مرورهایی که برای کتاب هست اینجا، خوبه نسبتا. یکی دوتا نقد و اینا هم هست که حواله میدیم به آینده.
کتاب خوبیه برای کسایی که میخوان یه سیری رو در اثرگذاری اندیشهی اومانیستی تو دل اندیشهی اجتماعی از یونان و روم تا متفکران نظریهی انتقادی و حتی هابرماس رو ببینن. به طور کلی با اندیشهها و ایدههای اصلی این متفکرا هم آشنا میشن.
منظور از فلسفۀ قارهای دقیقاً چیست و چه فرقهایی با فلسفۀ تحلیلی دارد؟ این اصطلاح کی و از کجا آمده و دقیقاً به چه حوزهای از علم اشاره میکند و چه مسائلی را در نظر دارد و به چه روشی آنها را بررسی میکند؟
فلسفۀ علوم اجتماعی قارهای، به صورتی ملموس و مفهوم، فلسفۀ قارهای و تمایز موضوعیاش از فلسفۀ تحلیلی را توضیح میدهد و میکوشد نشان دهد که سنت قارهای در فلسفۀ علوم اجتماعی هنوز زنده است و قلمرو و مسائل و پرسشها و دستور کار و نظریهپردازان و تاریخ غنی و دیرینۀ خاص خود را دارد.
طبق آنچه در مقدمۀ این کتاب آمده، «قارهای» صفتی است که انگلیسیزبانها برای مشخصکردن فلسفۀ خودشان، یعنی فلسفۀ تحلیلی، از فلسفۀ غیرتحلیلی به کار میگرفتند. این سنت، یعنی سنت قارهای، حوزۀ فلسفی کشورهای اروپایی بهجز انگلستان را در بر میگیرد. در واقع منظور از «قاره»، همان قارۀ اروپاست. البته، به گفتۀ این کتاب، اصطلاح «فلسفۀ قارهای» درمجموع مفهوم ناروشنی است و به صورتهای مختلفی میتوان آن را تفسیر کرد. درهرحال، به اعتقاد نویسندۀ کتاب، «بهترین راه فهم فلسفۀ علوم اجتماعی قارهای این است که آن را برخاسته از اومانیسم بدانیم». وی معتقد است «اومانیسم به روشهای گوناگونی بر ماهیت فلسفۀ علوم اجتماعی قارهای تأثیر میگذارد» و از این رو لازم است برای شناختن فلسفۀ علوم اجتماعی قارهای ابتدا درک درستی از اومانیسم به دست بیاوریم. وی دربارۀ اومانیسم میگوید که «واژۀ نسبتاً گسترده و توصیفی است که تعریف حاضر و آمادهای از آن وجود ندارد». بااینحال، بهطور خلاصه، سه ویژگی اومانیسم را نویسنده اینگونه ذکر میکند: ۱. تماس داشتن با آرا و متون یونان و روم باستان؛ ۲. اعتقاد به اینکه «علم انتقال مییابد و فهم دانش از تجمع و تلفیق صداهایی که از طی قرون به ما به ارث رسیدهاند حاصل میشود»؛ ۳. معنادار دانستن جهان بشری و «اعتقاد به اینکه جامعه ذاتاً هدفمند و پدیدهای دارای ارزش اخلاقی، زیباییشناختی و معنوی است».
فلسفۀ علوم اجتماعی قارهای، طبق آنچه در مقدمهاش آمده، دو هدف دارد: ۱. ارائۀ تفسیری از فلسفۀ علوم اجتماعی براساس سنت قارهای؛ ۲. «نشاندادن سرشت مستقل حوزۀ پژوهشی قارهای از طریق کندوکاو در تاریخ ویژۀ اومانیستیاش و برجستهکردن رویکرد متمایز آن به فلسفۀ علوم اجتماعی که خود محصول همین سنت اومانیستی است».
پس از مقدمهای نسبتاً طولانی، و البته مفید و روشنگر، کتاب وارد بخشهای اصلیاش میشود و در آنها سه سنت فکری قارهای را، یعنی هرمنوتیک و تبارشناسی و نظریۀ انتقادی را، بررسی میکند و با طرح کلیاتی از ایدهها و روند شکلگیری و حیات هر سنت، و با بیان اندیشههای صاحبنظران آن، میکوشد بین این سه سنت و اومانیسم ارتباط برقرار کند و وجوه اومانیستیشان را نشان دهد.
در پایان دو بخش هرمنوتیک و تبارشناسی نیز فصلی میآید با عنوان کاربردهای هر مکتب، و در آن دربارۀ کاربردهای عملی و نظری آن رویکرد و مکتب صحبت میشود. این فصلها برای فهم عینیتر بحثهای نظری مبهم و پیچیدۀ هرمنوتیک و تبارشناسی بسیار مفید است. مثلاً در فصل «کاربردهای تبارشناسی» به بررسی تبارشناسی فوکو از نظام کیفری میپردازد و سپس آثار او راجع به تاریخ سکسوالیته (جنیسیت) را بررسی میکند. این هر دو مطالعه با رویکرد تبارشناسانه انجام شده است.
خلاصه اینکه در این کتاب نشان داده میشود که «فلسفۀ علوم اجتماعی قارهای سنت غنی و مهمی است که به بسیاری از مسائل معاصر میپردازد و وجوه مهمی از دانش گذشته را به دست ما میرساند». همچنین این کتاب نشان میدهد که «اومانیسم یک سنت زنده و پویاست، سنتی که بسیاری از پیشفرضهای رویکرد علممحور [(تحلیلی)] را به چالش میکشد و خود را از پیشفرضهای تقلیلگرایانۀ متداول در علوم اجتماعی دور نگه میدارد».
ترجمۀ کتاب را هم هادی جلیلی انجام داده و کتاب از این نظر کیفیت مطلوبی دارد و نثرش فهمیدنی و روان است. جلیلی کتاب کشاکش آرا در جامعهشناسی را نیز در حوزۀ نظریات علوم اجتماعی ترجمه کرده که آن هم ترجمهای درخور ستایش است. همچنین ویرایش و صحافی کتاب هم نسبتاً در وضعیت مناسبی است.
بیشتر کتاب را در فواصل زمانی مختلف خوانده بودم و الان هم بخش هرمنوتیکش را کامل خواندم. مشکل اصلی کتاب به نظرم این است که تلاش برای خلاصه نویسی و همین طور ساده نویسی مباحث به اضافه دخالت رویکردهای نگارنده در نحوه نوشتار متن، باعث میشود خیلی از مطالب به جای اینکه مدخلی برای ورود به بحث متفکران شودند، خواننده را از اندیشه های آن ها دور کنند. یعنی شما اگرچه با وجوه کلیشه اندیشه فیلسوف و برخی کلیدواژه ها و مفاهیم او آشنا می شوید اما روح کلی مطالب و پرسش اساسی او را به نحو فلسفی درک نمی کنید و همین باعث می شود که اگر آن متفکر را نشناسید میتوانید به نحو ساده انگارانه ای تفکراتش را سطحی یا واجد اشکال های خیلی بدیهی ببینید. این البته اشکالی است که در خیلی از کتاب های مشابه هم اتفاق می افتد. اگر این نکته خیلی مهم را نادیده بگیریم(!) کتاب از جهت اصل دغدغه ای که داشته و روندی که طی کرده و متفکرانی که بررسی کرده چندان بد نیست و امتیاز واقعی اش چیزی مابین دو و سه ستاره است.
تقریبا تمام کتاب را خواندم؛ شاید حدود 20 ص از یک قسمت هاییش مانده باشد که احتمالا همین ماه باید بخوانمش. .به نظرم برای آشنایی "اجمالی"، کتاب خیلی خوبی ست.. ترجمه بسیار روانی هم دارد در مجموع می توان از این کتاب لذت برد!
فهرست مطالب: بخش اول : سنت هرمنوتیک 1. هرمنوتیک باستان 2. هرمنوتیک کتاب مقدس 3. هرمنوتیک فلسفی آلمان : روشنگری و رومانتیسم 4. هرمنوتیک فلسفی آلمان : پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم 5. هرمنوتیک فلسفی قاره ای پس از جنگ
بخش دوم : سنت تبارشناسی 6. تاریخ تبار شناسی : نیچه 7. نظریه ی تبارشناسی : فوکو 8. کاربردهای تبارشناسی
بخش سوم : نظریه ی انتقادی 9. تاریخچه ی نظریه ی انتقادی 10 . نظریه ی انتقادی مکتب فرانکفورت اولیه 11. نوآوری در نظریه ی انتقادی : آدورنو و هابرماس
کتاب فلسفه قاره ای به فلسفه معاصر اروپای قاره ای میپردازد یعنی اروپا منهای انگلستان شاید بهتر است از این جا شروع کنیم در طول تاریخ مهم ترین سوال فلاسفه چه بود ؟ : اینکه حقیقت چیزها چیست ؟ و برای پاسخ به این سوال یک روش قابل قبول نیاز بود ! بخش اول : کتاب اول «هرمنوتیک» را معرفی میکند هرمنوتیک یعنی تلاش برای فهم معنای اخلاقی زیبایی شناختی مذهبی و تاریخی یک اثر یا پدیده. در روم باستان هدف تفسیر متون بود و در دوران مسیحیت تفسیر کتاب مقدس اما در عصر روشنگری ، خرد بالاتر از کتاب مقدس قرار گرفت و این بار سوال فلاسفه این بود که مبانی مشروعیت معرفت ما کدام اند (وولف و کلادینیوس) . در مقابل نهضت خردگرای روشنگری نهضت رمانتیسم به وجود امد . نوعی آنتی تز که تاکید فرهنگی منحصر بر خرد را محدود کننده و سرکوبگر روح ادمی می دانست و بیشتر متاثر از هنر بود و شور هیجان تخیل خودانگیختکی منحصر به فرد بودن... (شلایرماخر/ونهومبولت/درویزن/دیلتای) حالا نوبت به هرمنوتیک فلسفی آلمان میرسد. اگر روشنگری و رمانتسیم میخواست بداند چگونه به فهم چیزها دست پیدا کند پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم توجه به جوهر خود فهم و مطالعه خود ساختار آگاهی و هستی شناسی است (هوسرل/ هایدگر/بولتمان) هرمنوتیک فلسفه قاره ای جریانهای نیمه دوم قرن بیستم را بررسی میکند. (شامل گادانر/هابرماس/ریکور /دریدا /گرتز ) بخش دوم : تبار شناسی. تبارشناسان در پاسخ به همان سوال ، تحلیلی تاریخی بکار می برند یعنی نکاه کلی گونه ای به تاریخ برای توصیف پدیده ها یعنی نگاه به ماهیت جهانی به مثابه یک هستی تاریخی که با رجوع به گذشته از آن پرده بر میگیرد (نیچه/ فوکو) بخش سوم :نظریه انتقادی . یعنی نهادهای اجتماعی، اعمال ، افراد و پدیده ها را بر اساس معیار و تعریف درونی آن پدیده از خودش نقد کردن ( کانت/هگل/ مارکس/لوکاچ/ هورمهایمر /ادورنو /هابرماس ) برای هر کتابی باید پرسشی داشت سعی خودم این بود از این کتاب بعنوان یک پایه و پلی برای فهم فوکو استفاده کنم اما انصافا کتاب سختی برای یک مبتدی بود.
http://sarbook.com/product/301551 در این کتاب از مباحثی همچون هرمنوتیک باستان، هرمنوتیک کتاب مقدس، هرمنوتیک فلسفی آلمان، هرمنوتیک قارهای پس از جنگ، نظریههای تبارشناسی نیچه و فوکو، تاریخچه نظریههای انتقادی، نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت و نظریهپردازان «ن سخن به میان امده است و رویکرد قارهای در فلسفه علوم اجتماعی بررسی شده است. «قارهای» یا «اروپای قاراهای» به کشورهای اروپایی به استثنای بریتانیا اطلاق میشود که نشاندهنده نزدیکی مرزهای فکری اندیشمندان و فیلسوفان قاره اروپا به یکدیگر است.
Merged review:
http://sarbook.com/product/301551 در این کتاب از مباحثی همچون هرمنوتیک باستان، هرمنوتیک کتاب مقدس، هرمنوتیک فلسفی آلمان، هرمنوتیک قارهای پس از جنگ، نظریههای تبارشناسی نیچه و فوکو، تاریخچه نظریههای انتقادی، نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت و نظریهپردازان «ن سخن به میان امده است و رویکرد قارهای در فلسفه علوم اجتماعی بررسی شده است. «قارهای» یا «اروپای قاراهای» به کشورهای اروپایی به استثنای بریتانیا اطلاق میشود که نشاندهنده نزدیکی مرزهای فکری اندیشمندان و فیلسوفان قاره اروپا به یکدیگر است.
این اولین کتاب به زبان انگلیسی است که بهطور کامل به فلسفهی علوم اجتماعی در سنت قارهای اختصاص داده شده است. کتاب حاضر به دنبال نشان دادن ماهیت منحصربهفرد رویکرد قارهای به فلسفهی علوم اجتماعی است و سنت قارهای را در تقابل با سنت انگلیسی ـ امریکایی قرار میدهد. این کتاب به سنتهای هرمنوتیک، تبارشناسی و نظریهی انتقادی اختصاص دارد و متون و آراء نظریهپردازان کلیدی این حوزه ازجمله گادامر، ریکور، دریدا، نیچه، فوکو، مکتب فرانکفورت اولیه و هابرماس را بررسی میکند. رویکرد بدیع نویسنده با دنبال کردن ریشههای فکری آراء متفکران برجستهی قرن بیستم تا یونان و روم باستان، مسیحیت قرون وسطی، روشنگری و رمانتیسم، عمق تاریخی آنها را نشان میدهد. نویسنده در طول این اثر بر اهمیت فهم تاریخی انگشت میگذارد تا به این وسیله خصلت متمایز و اومانیستی فلسفهی علوم اجتماعی قارهای را نشان دهد.
ایون شرت عضو هیئت علمی پژوهشی دپارتمان فلسفهی دانشگاه آکسفورد است. او در دانشگاههای کمبریج، ادینبورو، و ولز تدریس کرده و مؤلف کتاب دیالکتیک مثبت آدورنو است.
برای آشنایی با هرمنوتیک کتاب خوبی است. بخش اول کتاب گزارش توصیفی تحلیلی از این جریان دارد و تاحدودی ساده، روان و خوشفهم نوشته شده است. در حالیکه مباحث هرمنوتیکی سنگین و پیچیده است.