کتاب تا نیمه بسیار خوب و درخشان بود. ماجرای مرگمشکوک مردی به نام هنوان که گویا مرگش خودخواسته بوده و مظنونی به نام صبور تحت بازجویی قرار گرفته. بعد وارد زندکی پیچیده هنوان میشدیم. زندگی همسرش محبوبه، ریحانه و همسرش مناف و صبور که هرکدوم به زندگی پر پیچ و خم هنوان مربوط میشد. زبان کتاب بسیار خوب و پر از جملات نغز و زیبا بود. اما.... از نیمه دوم، داستان لو رفته و ما فقط و فقط شاهد لفاظی نویسنده بودیم و من دویست صفحه آخر تاب رو فقط رج زدم تا ببینم قراره به کجا ختم شه . و این موضوع آسیبی اساسی به کتاب زده و اونو کسل کننده کرده بود. برای همبن نمیتونم به کتاب امتیاز خوبی بدمیا به دیگران توصیه کنم