در «مرگی که حرفش را میزدی» هم مانند «آسانسور» با یک طرح عجیب روبرو میشویم، با توضیفات دقیق و شاعرانه و البته باز هم با طرحهایی که حدس زدنش سخت نیست. ولی تعلیق خوبی دارد. روایت مواجهه ماکیاولیستی چند نفر است با جهان و همدیگر، و وقتی دو طرف یک مواجهه یک منطق داشته باشد، این برخورد هولناک خواهد شد… نقشههایی که بر اساس نقشههای طرف دیگر طرح میشود.
Frédéric Dard (né Frédéric Charles Antoine Dard le 29 juin 1921 à Jallieu (Isère), France - 6 juin 2000 à Bonnefontaine, Fribourg, Suisse) était un écrivain principalement connu – dans une production extrêmement abondante – pour les aventures du commissaire San-Antonio, souvent aidé de son adjoint Bérurier, dont il a écrit cent soixante-quinze aventures depuis 1949. Parallèlement aux "San-Antonio" (l'un des plus gros succès de l'édition française d'après-guerre), Frédéric Dard a produit sous son nom ou sous de nombreux pseudonymes des romans noirs, des ouvrages de suspense psychologique, des « grands romans » des nouvelles, ainsi qu'une multitude d'articles. Débordant d'activité, il fut également auteur dramatique, scénariste et dialoguiste de films. Selon ses dernières volontés, Frédéric Dard a été enterré dans le cimetière de Saint-Chef, en Isère, village où il avait passé une partie de son enfance et où il aimait se ressourcer. Un musée y est en partie consacré à son œuvre.
موقع نوشتن متن آگهی کذایی متوجه شدم چقدر دشوار است در چند کلمه مختصر یک همچو تمایل با معنا و جدی را خلاصه کرد. دلم می خواست آگهی ام به قدر کافی اصالت داشته باشد تا توجه دختری با فراست را جلب کند و در عین حال نسبتا بی پیرایه به نظر برسد تا برای زنی ملاحظه کار جالب باشد. بعد از چندین پیشنویس بالاخره تصمیم گرفتم متن زیر را روانه سازم.
"من چهل سال دارم (عمدا خودم را پیرتر کردم) و از مستعمرات برگشته ام. مالک خانه ای در منطقه سولونی با عوایدی کافی برای دو نفر و قیافه ای معمولی. دنبال کپی زنانه خودم می گردم و اگر پیدایش کنم با او ازدواج می کنم؛ عکس بفرستید."
همین طور که پیامم را در صندوق پستی دهکده مجاور می انداختم، کمی احساس آن غریقی را پیدا کردم که یک بطری به دریا می سپارد. شیر یا خط کردن با سرنوشت باید حاوی نوعی لذت باشد.
اولین کتاب از این نویسنده بود که میخواندم و باید اقرار کنم فراتر از انتظارم ظاهر شد . ترجمه البته ایده آل نبود . داستان زمینه جنایی عاشقانه دارد و نویسنده در خلق اتفاقات و حوادث درگیر کننده و هیجان انگیز موفق عمل کرده و تا حدود نسبتا زیادی هم از پس توجیه عقلانی این اتفاقات بر آمده و رنگ و بوی واقعیت به داستان بخشیده است . نویسنده تیزبین است و در بیان حالات روانشناختی انسان ها موفق عمل کرده که از این جهت به کتاب ارزش بخشیده است . با همه ی این توصیفات شاید بپرسید پس چرا از پنج ستاره به او سه داده ام ؟ معتقدم اگر نویسنده کمی صبور تر میبود و حداقل بیست الی پنجاه صفحه دیگر به داستانش اضافه میکرد کاراکترها و فضاها که خوب خلق شده اند عالی خلق میشدند (چون این توان بالقوه در نویسنده دیده میشود و صرفا بالفعل نشده ) و آن وقت دادن پنج ستاره به او نه لطفی به کتاب که صرفا بازنمایی از شایستگی بود .