«سالهاي ابري» رماني ۴ جلدي است که وقايع آن در فاصلهي سالهاي 1320 تا 1357 ميگذرد. درويشيان در اين اثر با رويکردي سياسي و مبارزهجويانه به ايران دهههاي 20 تا 50 پرداخته است. نويسنده در اين اثر درونمايههاي آثار قبلياش را بار ديگر به کار ميگيرد و آنها را بر پهنه گستردهتري از تاريخ و زندگي به نمايش ميگذارد. از اينرو، خوانندهي آثار پيشين درويشيان فضا و بسياري از حوادث داستان را آشنا مييابد. اين امر قابل توجيه است اگر به قصد نويسنده توجه داشته باشيم. در صفحه 1288، يکي از قهرمانان رمان به راوي ميگويد: «تاريخ مبارزات مردم ما همهاش بريدهبريده است و تشکيل شده از يک سلسله قطع رابطه. ما با انقلاب مشروطه چه رابطهاي داريم؟ از قيامهاي قبل از مشروطه چه ميدانيم؟ پس از مرداد سي و دو چه اندازه از تجربههايي را که با خون و زندان و شکنجه به دست آمده، نگهداشتهايم؟ هميشه پا در هوا بودهايم. بدون تکيهگاه، بدون آگاهي از گذشته.»
راستش نه از رماننویسهای ایرانی خیلی دل خوشی دارم نه از قصههایی که در کردستان بگذرند. اما این کتاب باعث شد یک بار دیگه به خودم بیام و بفهمم نباید زود قضاوت کنم. قصهی درویشیان خیلی شیرینه. کتاب مثل قند توی دهن آدم آب میشه و به خودت میای و میبینی ۴۰۰ صفحه رو بدون وقفه خوندی. اون وقته که کتاب چهار جلدی به نظرت مثل یه کتاب ۱۰۰ صفحهای میاد که میتونی بیدردسر تمومش کنی.
در جلد اول کتاب توصیف جالبی از تاریخ و احذاب مختلف و زندگی طبقه ی فرو دست داشتند. اما در جلد دوم بیشتر از زندان ساواک و سخت ترین شکنجه ها صحبت شد. بسیار ناخوشایند بود.
This entire review has been hidden because of spoilers.