Jump to ratings and reviews
Rate this book

خه ونی پیاوه ئێرانییه کان

Rate this book
اوفلیا پس از کشته شدن پدرش قدرت تکلم خود را از دست می‌دهد. او را به آسایشگاه منتقل می‌کنند. میلِی که دل در گرو عشق اوفلیا دارد به کشف داستان زندگی معشوقه برمی‌خیزد و در آن مسیر به حکایت پرماجرای دلاوری ایرانیانی پی می‌برد که در راه حفظ نوشته‌هتی مم وزین، شاهکار ادبیات کردی، جانفشانی‌ها کرده‌لند. شاید میلی طنین عشق خود به اوفلیا را در سرگذشت آن رومئو و جولیت کرد می‌بیند.
داستانی در ستایش قدرت روایت و جادوی کلمات.
چاپ ۱۴۰۳

220 pages

Loading...
Loading...

About the author

ماردین ئیبراهیم

6 books40 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
27 (29%)
4 stars
18 (19%)
3 stars
29 (31%)
2 stars
13 (14%)
1 star
5 (5%)
Displaying 1 - 13 of 13 reviews
Profile Image for Mahtab.
225 reviews76 followers
July 29, 2025
کتاب اینطوری شروع میشه که یه روانشناس تصمیم میگیره با پولی که به دستش رسیده به مرکز روانی باز کنه تا به آدمایی که افسرده هستن کمک کنه. یه دختره به اسم او فلیا توی مرکز بستری میشه که داستان زندگی خانواده اش رو در قالب کتاب مینویسه. تمام داستان حول محور ادبیات جنگ ناامیدی و خاورمیانه میچرخه ناکامی مساله ایه که تمام آدمای این منطقه باهاش آشنا هستن و همیشه دارن تلاش میکنن تا به چیزی که میخوان برسن اما انگار این نفرین ابدی نمیذاره راحت زندگی کنن. فرقی نداره مرزهای سیاسی مارو از هم جدا کرده باشه یا نه هممون قربانی ایدئولوژی ها شدیم مرگ و از دست دادن رو تجربه کردیم.

مردها و زنهایی خاورمیانه همشون در طی چند قرن دارن تلاش میکنن تا فرهنگ و هویت جمعیشون رو حفظ کنن توی این داستان دعوا سر حفظ کردن به کتاب دستنویسه که همینجوری مخفیانه دست به دست شده.

بیشتر از این نمیخوام درباره متن حرف بزنم که جذابیتش براتون باقی بمونه من با این کتاب به جاهایی حیرت کردم تپش قلب گرفتم گریه کردم و افسوس خوردم به جایی هم توی زمان سفر کردم بین خرابه های کاهگلی راه رفتم و طومارهای پوستی رو لمس کردم.

اگر بخوام امتیاز بدم ۴۰۹۵ از ۵

ادبیات کرد همیشه خواننده رو غافلگیر میکنه. بهتون پیشنهاد میکنم بخونیدش
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for M&A Ed.
427 reviews67 followers
October 2, 2025
رمان. هویت. تاریخ و فرهنگ
کتاب بیشتر از اینکه بخواهد صرفاً روایتگر باشد، می‌خواهد حافظ «رویاها» و میراثی باشد که در معرض فراموشی یا نابودی‌اند. به بیان دیگر، رویای مردان ایرانی نه تنها داستان فردی و اجتماعی را روایت می‌کند، بلکه عملکردی فرهنگی دارد: حفظ هویت، مقاومت در برابر ظلم، یادآوری تاریخ. این امر ارزش ادبی و فرهنگی اثر را فراتر می‌برد.
نوع نگاه نویسنده — نگاه همدلانه اما آگاهانه — باعث می‌شود که اثر از دام شعارزدگی یا احساس‌گرایی صرف فرار کند. او تضادها را نشان می‌دهد بدون اینکه لزوماً پاسخی ساده ارائه دهد؛ این امکان تأمل را برای خواننده باز نگه می‌دارد.
ترجمه نیز یکی از چالش‌ها و در عین حال نقاط قوت است. ناشر و مترجم تلاش کرده‌اند که زبان اثر حفظ شود، خصوصاً ویژگی‌های ادبی کردی و تاریخی که ممکن است در ترجمه ساده ضایع شود. اگرچه برخی نقدها اشاره کرده‌اند که مقدمه کتاب در ترجمه حذف شده یا بخش‌هایی از آن دستکاری شده‌اند، که ممکن است تأثیری بر فهم کلی خواننده بگذارد.
به طور کلی، رویای مردان ایرانی اثری قابل تأمل و مهم است برای کسانی که به ادبیات واقع‌گرا و واقع‌گرا تخیلی، به مسائل هویت، فرهنگ و تاریخ حساس‌اند. این کتاب خواننده را به پرسش‌هایی عمیق دعوت می‌کند: میراث ما چیست؟ چگونه با خشونت و انکار مواجه شویم؟ چه چیزی از ما باقی می‌ماند؟
"رویای مردان ایرانی"
ماردین ابراهیم
ترجمه‌ی مریوان حلبچه‌ای
Profile Image for Soheil.
20 reviews5 followers
August 22, 2026
داستان از اوفلیا شروع میشه؛ دختری که بعد از اتفاق‌های تلخی که براش افتاده، حرف نمی‌زنه و وقتی توی یه مرکز روان‌درمانی بستریه شروع می‌کنه به نوشتن. ولی خیلی زود می‌فهمیم قصه فقط قصه‌ی اوفلیا نیست. از دلِ نوشته‌های اون می‌ریم به چند قرن قبل، به احمد خانی و «مَم و زین»، بعد دوباره برمی‌گردیم به آدم‌های دیگه، به ایران و عراق و ترکیه و لندن و به آدم‌هایی که هرکدوم یه جوری به این داستان قدیمی وصل شدن.

اوایلش شاید یه کم طول بکشه تا بفهمین این تکه‌ها قراره چطوری کنار هم قرار بگیرن. داستان همه‌اش از یه زمان به یه زمان دیگه و از یه آدم به یه آدم دیگه میره و بعضی جاها آدم واقعا باید چند لحظه فکر کنه که الان کجای قصه‌ است. ولی هرچی جلوتر میرین، بیشتر معلوم میشه که همین تکه‌تکه بودن خودش بخشی از ماجراست و قصه‌ها کم‌کم دارن به هم گره می‌خورن.

کتاب نشون میده که چطور یه شعر یا یه دست‌نوشته می‌تونه از چند قرن و چند نسل رد بشه و آدم‌های مختلف حاضر باشن برای نگه داشتنش مهاجرت کنن، خطر کنن یا حتی جونشون رو از دست بدن. «مَم و زین» اینجا فقط یه اثر ادبی قدیمی نیست؛ انگار چیزی شده که خاطره، عشق، زبان و هویت یه عالمه آدم بهش وصل شده.

مسئله‌ی کردها هم توی کتاب حضور پررنگی داره، ولی نه به شکل شعار یا توضیح سیاسی مستقیم. بیشتر از دل زندگی آدم‌ها، زبان، جغرافیا، جنگ، آوارگی و این حسِ موندن بین چند مرز خودش رو نشون میده. اینکه یه ملت چطور ممکنه بین چند کشور پخش شده باشه، ولی قصه‌ها و زبان و حافظه‌اش هنوز هم یه چیزی رو به هم وصل نگه داره، یکی از لایه‌هایی بود که به نظرم خیلی خوب با بقیه داستان جور شده بود.

فضای کتاب عجیب بین واقعیت و افسانه حرکت می‌کنه. یه جا وسط جنگ ایران و عراقیم، یه جا چند قرن عقب‌تر، یه جا لندن امروز، و یه جا انگار وارد یه قصه یا خواب شدیم. بعضی اتفاق‌ها کاملا واقعی به نظر میان و بعضی‌ها مرزشون با افسانه و خیال معلوم نیست. ولی این جابه‌جایی به نظرم با خود داستان جور درمیاد، چون کل کتاب درباره چیزهاییه که از گذشته باقی می‌مونن و شکل عوض می‌کنن ولی از بین نمی‌رن.

البته که تلخی هم توی کتاب کم نیست؛ جنگ، کشته شدن، آوارگی، عشق‌هایی که به جایی نمی‌رسن و آدم‌هایی که زندگی‌شون تحت تاثیر اتفاق‌هایی قرار می‌گیره که خیلی بزرگ‌تر از خودشونه. با این حال حس نکردم کتاب فقط می‌خواد غم روی غم بذاره. وسط همه اینا یه جور سماجت برای زنده نگه داشتن چیزی هست؛ یه قصه، یه زبان، یه کتاب، یه خاطره.

کتاب خیلی بلند نیست، ولی توی همین حجم کم کلی زمان و مکان و آدم و قصه رو جا داده. شاید برای همین هم بعضی جاها دلم می‌خواست بیشتر پیش بعضی شخصیت‌ها بمونه و بیشتر بشناسمشون. بعضی‌ها میان، اثر خودشون رو می‌ذارن و خیلی زود قصه میره سراغ یه نفر دیگه. ولی در عوض همین باعث شده کتاب یه حس شبیه شنیدن قصه‌های قدیمی داشته باشه؛ قصه‌ای که یکی تعریفش کرده، اون یکی گرفته و ادامه داده و همین‌طور رسیده به امروز.

ترجمه‌ی مریوان حلبچه‌ای هم طبق معمولِ چند تا کتابی که با ترجمه اون خوندم خیلی روون بود. با این‌که خود داستان ساده نیست و همه‌اش بین زمان‌ها و فضاهای مختلف می‌چرخه، هیچ‌وقت حس نکردم زبان فارسی داره خوندنش رو سخت‌تر می‌کنه یا جمله‌ها بوی ترجمه میدن. متن راحت جلو می‌رفت و این برای همچین کتابی خیلی کمک می‌کرد، چون خود ساختار داستان به اندازه کافی از آدم توجه می‌خواست.

در کل کتاب عجیبی بود؛ نه فقط یه داستان عاشقانه‌ است، نه یه رمان تاریخی، نه فقط درباره کردها و «مَم و زین»، و نه فقط درباره جنگ و مهاجرت. یه مقدار از همه ایناست. وقتی تمومش کردم همه‌اش به این فکر می‌کردم که بعضی قصه‌ها چطور از آدم‌ها بیشتر عمر می‌کنن؛ آدم‌ها میان و میرن، مرزها عوض میشن، جنگ‌ها شروع و تموم میشن، ولی یه قصه ممکنه صدها سال راه خودش رو ادامه بده و هر بار یه نفر دیگه پیداش کنه و دوباره زنده‌ش کنه.
Profile Image for Sedighe Vazehi.
183 reviews40 followers
February 10, 2025
طبعا من ترجمه فارسیش رو خوندم (رؤیای مردان ایرانی) و ترجمه خوبی داشت.
داستان جالبی داشت ولی خب بعضی جاها خیلی تو ذوق میزد.
Profile Image for SHADAB HATAMI.
11 reviews
July 27, 2026
«رویای مردان ایرانی» از ماردین ابراهیم از اون کتابایی بود که وقتی تنها در یک نشست تمومش کردم، هنوز توی ذهنم ادامه داشت. کتابی که یه دوست عزیز برای تولد چهل‌سالگی‌ام به من هدیه داد و حالا فکر می‌کنم چقدر انتخاب زیبایی بود. انگار قرار بود این کتاب رو در همین دوره‌ی زندگیم بخونم.


به‌عنوان یک کُرد که در غربت زندگی می‌کنم، خیلی با فضای این رمان ارتباط گرفتم. حس کردم این فقط یک داستان نیست. قصه‌ی آدم‌هاییه که با زخم‌ها، دلتنگی‌ها، رؤیاها و خاطراتشون زندگی می‌کنن. قصه‌ی آدم‌هایی که بین موندن و رفتن، گذشته و آینده، خونه و غربت گیر افتادن.



‌جمله‌ی «لاس دلش برای آغوش مادرش که همیشه بوی میخک می‌داد تنگ شده بود»
کافی بود تا بغضم بگیره. برای منِ دور از خانه، بوی میخک فقط یک بو نیست. تکه‌ای از کودکیمه. یک‌باره یاد مادربزرگم افتادم، آغوشش برای من همیشه بوی میخک می‌داد، همون بویی که با خودش حس امنیت، آرامش و خونه رو میاورد. همون میخکی که از عشقم بهش آگاه بود و تنها چند سال قبل از رفتنش به من گردنبندی از میخک داد که حالا هزاران کیلومتر دورتر از خاکم، بوییدنش برام پلی هست به روزهایی که هنوز شانس داشتنش رو داشتم. عجیبه که یه جمله از یه کتاب می‌تونه آدم رو این‌همه سال به عقب برگردونه و دوباره به آغوش کسی ببره که دلت براش تنگ شده.
ماردین ابراهیم با چند کلمه تونست پلی بزنه بین غربت امروز و خونه‌ای که سال‌هاست ازش دورم. این همون قدرت شگفت‌انگیز ادبیاته‌.


چیزی که در این رمان خیلی دوست داشتم، صداقت ماردین ابراهیم بود. بدون اینکه بخواد شعار بده، از آدم‌هایی نوشته که عاشق می‌شن، رنج می‌کشن، مهاجرت می‌کنن، دلتنگ می‌شن و با تمام سختی‌ها هنوز امیدشون رو نگه می‌دارن. نثرش هم ساده و در عین حال شاعرانه‌اس. از اون کتاب‌هایی که بعضی جمله‌هاش رو دوباره می‌خوانی چون دلت نمی‌آید راحت از کنارش بگذری.

برای من، «رویای مردان ایرانی» فقط درباره‌ی مردان ایرانی نبود. درباره‌ی انسان‌هایی بود که زیر فشار تاریخ، سیاست و تبعیض، هنوز رؤیا دارند. به‌عنوان یک خواننده‌ی کُرد، حس کردم بخشی از تجربه‌های مشترک ما، از غربت و دوری گرفته تا مقاومت و امید، در لایه‌های مختلف کتاب حضور داره.

بعضی کتاب‌ها فقط خونده نمی‌شون. با خاطرات آدم گره می‌خورن. این کتاب برای من با بوی میخک، یاد مادربزرگم، غربت و محبت دوستی که اون رو هدیه داد، گره خورد و مطمئنم مدت‌ها در ذهن و دلم می‌مونه
Profile Image for Pardis.
712 reviews
November 20, 2024
نویسنده با نقد خشونت، تعصب، عدم‌تسامح و تحمل نکردن یکدیگر در این سرزمین‌ها، دیروز، امروز و تاریخ مردمان‌شان را به نقد می‌کشد. از انسان‌های قربانی جنگ، آوارگی، دربه‌دری و فرار دائم از سرزمینی به سرزمینی دیگر و آدم‌هایی می‌گوید که هریک به‌گونه‌ای روایتگر گذشته‌ی خویش‌اند و از ناکامی‌های خودشان سخن به میان می‌آورند؛ از عشق‌ها، شکست‌ها، کوچ‌های مداوم، مهاجرت‌های پی‌درپی، جدایی‌ها، تنهایی‌ها، دلشکستگی‌ها و...
Profile Image for Sakar .
36 reviews4 followers
March 7, 2025
ئۆفیلیا لەسەر تەختی نووستنەنەکەی لەو نەخۆشخانەیە دانیشتووە کە تایبەتە بە ئەو کەسانەی خەمۆکیان هەیە. ئەو ڕووداوانەی کە وای کردوە
ئەو ئێستاکە لەوێ بێت کەم نین…

خەونی پیاوە ئێرانیەکان، چیرۆکی پاراستنی ئەو دەستنووسە بەنرخەی
(ئەحمەدی خانی) و ئەو کەسانەیە کە خۆیان گیانفیدا کرد لە پێناویدا.
1 review
March 10, 2025
من ترجمه فارسی این کتاب رو خوندم، کتاب نثری گیرا و داستانی پر از تعلیق و جذاب داشت. کتاب به خوبی تونسته بود بی وطنی کردها و آوارگی اون ها را به تصویر بکشه. اشکال مختلف مرگ به خوبی به تصویر کشیده بود. این کتاب یاداوری از خشونت و تعصب های بیجایی بود که در سرتاسر جهان از زمان هرودیس و تا زمان عثمانی، جنگ ایران و عراق، جنگ عراق و کویت، نسل کشی صربستان و حتی خشونت های موجود در انگلیس وجود دارد. قصه بی انتهای عشق های گره خورده با خشونت زمانه و آدمای بیگناهی که درطی تاریخ به دلیل تعصبات بی جا، حق زندگی ازشون دریغ شده است.
Profile Image for Faeze Nayebi.
14 reviews2 followers
April 1, 2025
سبک رئالیسم جادویی داشت، در کل کتاب خوبی بود.
Profile Image for Vahid 22.
89 reviews13 followers
January 23, 2026
نوع روایت متفاوتی داشت و دوست داشتم
Profile Image for Lavender.
10 reviews2 followers
July 26, 2026
چه تلخ بود و چه دردی توی هر خط این کتاب نهفته بود و حالا طرح روی جلد کتاب"رویای مردان ایرانی" بیشتر از قبل برام دردناک و ناراحت‌کننده‌ست.
Displaying 1 - 13 of 13 reviews