اگرچه سابقه و وسعت مطالعات من برای این ادعا بسیار کم است اما تا کنون هیچ کتابی مشابه این کتاب به چشمم نخورده است. کتاب به سبک مقامه نویسی به هجو مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی پرداخته و مهم ترین ویژگی آن به زعم بنده استواری و اصالت زبان است. به شخصه هنگام مطالعهی هر بخش ناگزیر به مراجعه به فرهنگ لغت بودم تا معنای تعدادی از کلمات قدیمی را دریابم و برایم بسیار شیرین بود که اینگونه با گنجینهی لغات ادبی سرزمینم آشنا میشدم. طنزها همگی شیرین و ظریف بودند و همانطور که دکتر شفیعی کدکنی هم گفته بودند قطعا برخی از آن ها تا مدتها در ذهن می ماند و به مثابهی لطیفهای در مجالس گوناگون قابل نقل است. حتما باز هم در آینده برخی از قطعات این کتاب را مرور خواهم کرد و لذت دوچندان خواهم برد. آخرین نکته اینکه توللی در هنگام طبع این مجموعه 26 سال سن داشته و علی رغم این سن کم، از تسلط قابل اعتنایی به نظم و نثر کهن برخوردار بوده است.
از تاریخ مصرف داشتن بعضی بخشها (چه از نظر مضمونی و چه تاریخی) که بگذریم، اولین چیزی که بعد از خواندن بعضی قطعات به فکر آدم میآید این است که چه سالهای عجیبی بودهاند این سالهای دههی بیست شمسی. اگر آن دوران و آزادی عجیب قلمش ادامه پیدا میکرد و به عمر ما میرسید، ایران حال حاضر چه وضعی داشت؟ هر چه که هست، نبوغ توللی جوان انکارناپذیر است و شعرهایش تُرد و آبدار. گرچه بینش سیاسیاش آنقدرها دوربینانه نیست.