أشاد المرشد الأعلى للثورة الإسلامية، آية الله علي خامنئي، بالكتاب، وكتب في تقريظه: "سلام الله على الشهيد العزيز، عليرضا توسلي، المجاهد المخلص والفدائي، وعلى زوجته الصبورة والحكيمة السيدة أم البنين. الأحداث المتعلقة بالمهاجرين الأفغان التي وردت في هذا الكتاب لم أحصل عليها من أي مصدر آخر يمكن الوثوق به إلى هذا الحد. بعضها مؤثر للغاية، ولكن من ناحية أخرى، فإن الحركة الجهادية للفاطميون هي فخر لهم ولكل الأفغان."
از کجای زیبایی این کتاب بگم؟ حقیقتا با خیلی از کتاب های خاطرات مادران و همسران شهدا متفاوت بود مشخص بود نویسنده واقعا نویسنده توانایی هستند چون داستان کاملا روان و جذاب روایت شده بود و به شدت هنرمندانه بود👌 و شنیدن کتاب با لهجه زیبای افغانستانی، شیرینی و حلاوت خاصی به کتاب داده که فقط باید خودتون بشنوید تا بفهمید چی میگم و منی که بعد تموم شدن این کتاب، مدام این مداحی حاج مهدی رسولی تو ذهنم پلی میشه: أین بدریون؟ أین خیبریون؟ أین فاطمیون؟....
خیلی قشنگ و ساده و صادقانه بود. تلخ ترین بخشش سختی های زندگی مهاجران افغانستانی در ایران بود و شیرینترین بخشش هم صبوری ها و تلاشهای خاتون برای حفظ زندگیش و عبور از بحرانهای مالی. اخلاق شهید و رفتارشون هم خیلی درس داشت. حیف تموم شد. من صوتی گوش دادم و لهجه ی گوینده ی کتاب هم زیبا بود و حس داستان رو بهتر منتقل میکرد.
راستش این کتاب رو بهم هدیه داده بودن و وقتی شروعش کردم تصمیم داشتم اگه یه وقت خوشم نیومد از همون وسط رهاش کنم.(چون معمولا کتابای هدیه همچین سرنوشتی دارن!😂) ولی این کتاب خیلی عالی بود!🥺 واقعیتش خیلی خیلی با تصوری که ازش داشتم فاصله داشت!! قلمش معرکه بود!! اصلا انتظارش رو نداشتم!! ظرافتی که توی انتخاب کلمه ها و عبارت ها به کار رفته بود واقعا به چشمم میومد! حتی عبارت هایی که از تیکه کلام های افغانستانی ها توی متن بود و یه جورایی باهاشون نامأنوس بودم هم به طرز عجیبی در جای درستی قرار گرفته بودن!!😶 فصل ها رو یه جوری نوشته بودن انگار داشتم سریال میدیدم!! حتی آهنگ پیش زمینه هم پخش میشد!! جمله ی آخر هر فصل با یه آهنگ حماسی تیتراژ پایان اون قسمت رو توی مغزم پلی می کرد!! به ندرت پیش میاد چنین کتابی گیرم بیاد!! راستش وقتی اولین بار کتاب رو برانداز کرده بودم و فهمیده بودم که خاطرات همسر یکی از شهدای فاطمیون هست، امممم چیزه...🙄راستش یکم ته دلم گفتم حتما یا درمورد مشکلات مهاجرین افغانستانی و گلایه هست🙈 یا بزرگنمایی یه شخصیتی که حتی تاحالا اسمشم نشنیدم...😬 و الان چقدر از تصور اون موقع شرمنده هستم... چون اولا مشکلات مهاجرین رو در حد یکی دو جمله لابلای برخی خاطره ها اشاره می کردن، در حالی که اون مشکل به قدری برای من غیرقابل تصور و تحمل بود که انتظارش رو داشتم ده بیست صفحه راجع بهش حرف بزنه ولی حتی به اندازه ی یه پاراگراف هم کشش نداده بود...😳وچقدر اون لحظه ها خجالت می کشیدم!!!🥺 حتی دو سه تا از مشکلات به قدری ذهنم رو درگیر کرده که دلم میخواد از یه طریقی باهاشون تماس بگیرم ببینم حل شده یا نه...نگران شدم اصن!!😶 شاید واقعا رفتم پیداشون کردم و پرسیدم!!😶 و ثانیا جنبه های مثبت و منفی همه ی شخصیت های کتاب با هم گفته میشد...حتی شهیدی که این کتاب درموردش نوشته شده و این بنظرم یه نقطه ی قوت خییییلی بزرگ برای این کتاب محسوب میشه!! به شدددددت پیشنهادش می کنم و ان شاالله خودمم تصمیم دارم در آینده بازم بخونمش. حتی دو جلد دیگه هم سفارش دادم که به دو تا از دوستای کتابخونم هدیه بدم!!😳 الحق که لیاقتش بوده که تا چاپ سی و سوم پیش اومده!!!😶 درمورد چاپش هم باید بگم که ایراد نگارشی فقط یه دونه پیدا کردم ، جلد و کاغذا خیلی خوب بودن ، فصل بندی ها جالب بود و آخر هر فصل یه بخش از دست نوشته های خاتون یا قوماندان یاچت تلگرامیشون رو گذاشته بودن که برام جذاب بود و از این کارشون خیلی خوشم اومد و از نظرم این انتشاراتی کارش انقدری درست هست که دفعه بعدی توی نمایشگاه کتاب برم سراغش!! پ.ن: قوماندان به زبان افغانستانی یعنی فرمانده.
من کتاب خاتون و قوماندان رو از کتاب رسان خوندم و میتونم بگم خط سیر این کتاب واقعا خوبه و باعث میشه آدم از خوندن کتاب خسته نشه و همینطور گیج نشه ولی متاسفانه کمتر به خاطرات جنگ و جبهه شهید پرداخته شده است
اخلاص و مظلومیت دو تعبیری است که به صورت کامل در فاطمیون تجلی یافته است. جهاد در راه باورها و اعتقادات با وجود طعنه ها و آزار اطرافیان در یک کشور غریب و در اوج مظلومیت. گویا این تقدیر عالم است که مدافعین حرم بی بی زینب سلام الله علیها هم باید همچون اوج مظلوم مقتدر باشند.
مشکل من با اینگونه کتابها اینست که در سطح میمانند، وارد خیلی از مقولات از اساس نمیشوند. همهاش هم تقصیر نویسنده نیست. خیلی گاه میشود که سوژهها ملاحظاتی دارند.