مدار صفر درجه یکی از شاهکارهای ادبیات معاصر ایران است که توسط نویسنده توانا، استاد احمد محمود، نوشته شده است. این رمان عظیم سه جلدی، روایتی از زندگی و مبارزات یک خانوادهی کارگر نسبتا فقیر در شهر اهواز است . این کتاب 1782 صفحه ای در سه جلد نوشته شده و با فاجعه دریده شدن بابو ، یکی از پسران خانواده توسط کوسه در کارون شروع می شود . مدار صفر درجه به صورت مستقیم دهه پنجاه ، سالهای 50 تا 57 را از دید یک خانواده ساکن اهواز و به صورت غیر مستقیم برخی حوادث مهم سالهای 32 تا 50 را به تصویر کشیده . از آن جا که سیاست در ایران هیچ گاه از زندگی روزمره ، جدا نیست ، نبوده و احتمالا هم نخواهد بود ، بخش زیادی از کتاب هم انبوه حوادث و مبارزات سیاسی هفت سال آخر سلطنت شاه را شامل شده ، اما کتاب محمود را نمی توان اثری صرفا سیاسی دانست . او فضای اجتماعی ، زبان و گویش مردمان جنوب ، جزئیات امور زندگی مردم و روابط آن ها در اجتماع و جریان های فکری حاکم بر جامعه را شرح داده است .
سبک کتاب
محمود با دقتی شگفتانگیز به کالبدشکافی آداب و رسوم جامعه پرداخته و با زبانی ساده و گویا، واقعیتهای تلخ زندگی مردمی را به تصویر کشیده او با پرداختن به موضوعاتی چون فقر، نابرابری، اختناق ، ظلم و فساد، به نقد ساختارهای اجتماعی زمان خود میپردازد. این رویکرد واقعگرایانه و توجه به جزئیات زندگی روزمره، نشان از تأثیرپذیری نویسنده از مکتب رئالیسم دارد . رئالیسم محمود بیشتر خود را در تمرکز بر طبقات اجتماعی، پرداختن به مسائل روزانه و گفت و گوهای روزمره نشان داده . محمود این گونه با استفاده از زبانی ساده و روان، توجه خواننده را به داستان جلب کرده و او را به تأمل دربارهی جامعه وادارمی سازد.
مکان داستان
محمود زادگاه خود ، اهواز را به عنوان شهر داستان انتخاب کرده و با شناخت عمیق خود از اهواز و محله های آن ، نقش پررنگی به شهر داده و گویی به آن شخصیت بخشیده . اما حضور اهواز را نمی توان تنها به خیابان ها و محله های آن محدود کرد . تکه کلام و ادبیات مخصوص اهوازی ها و شاید خود شهر به عنوان مکانی که سنت و مدرنیته را به چالش کشیده نقش حیاتی به اهواز در کتاب مدار صفر درجه داده . اهواز احمد محمود با شهر خشک و بی آب و بی هوای قابل تنفس فعلی ، فرق های زیادی دارد . کارون همیشه پر آب که حتی کوسه هم دارد ، سرمای قابل توجه هوا در پاییز و زمستان و باران که نسبتا زیاد می بارد مهمترین فرق های زیست محیطی اهواز قدیم و اهواز کنونی هستند .
موضوع داستان
بر خلاف همسایه ها و داستان یک شهر که داستان سیاسی و مبارز شدن خالد از نوجوانی تا جوانی را روایت می کند ، مدار صفر درجه را شاید نتوان یک اثر کاملا سیاسی دانست . شاید بیشتر مردم تمایل دارند که روزگار بگذرانند و کمتر کاری به سیاست داشته باشند . اما این سیاست است که با آنان کار دارد . سیاست خشن و اختناق همیشگی ایست که به سراغ تک تک با بیشتر اهوازی ها رفته و آنان را درگیر خود می کند . این گونه گرایشهای مختلف که پیشتر شکل گرفته بود ، خود را کم کم آشکار و آشکارتر می سازد .
از آن جا که بیشتر داستان در روزگار قدر قدرتی شاه یا زمان طلایی او یا زمان نزدیک شدن به دروازه های تمدن بزرگ می گذرد و آثار پیشرفت البته ظاهری ، به لطف چند برابر شدن ناگهانی قدرت نفت ، به چشم می خورد ، این پیشرفت ناگهانی و تزریق دلارهای نفتی به جامعه ، عوارضی هم داشته . بیشتر شخصیت های داستان ، ترجیج داده اند که در این مسابقه کسب پول و ثروت شرکت کرده و اصول اخلاقی را فدا کنند . این گونه دروغ ، آدم فروشی ، چاپلوسی ، قاچاق بر جامعه حاکم شده و همه را به حرکت در یک جهت وا داشته . در این میان باران است که ساز خود را می نوازد و مسیری متفاوت و سربالایی انتخاب می کند .
محمود ، کاراکترهای زیادی آفریده . گرچه بیشتر شخصیت های کتاب ، بود و نبود شان چندان خط اصلی داستان را تغییر نمی دهد ، اما محمود با خلق آنها تلاش کرده تا بخشی از جامعه اهواز و حالات و روحیه آنها را در این هفت سال شرح دهد . بنابراین در داستان او ، از جاسوس ساواک ، ارتشی و آژان و پلیس ، ساواکی ، مبارزین چپ ، مبارزین مسلمان ، مصدقی و روشنفکر ناکام حضور دارند .
شخصیت اصلی داستان او ، جوانی به نام باران است که بار تامین معاش ، خانواده نسبتا فقیر ، از دوران نوجوانی به دوش او افتاده . او گرچه سیاست را تعقیب می کند ، اما با خالد همسایه ها تفاوت های اساسی دارد . برخلاف خالد ، باران چندان جذب جریان چپ نمی شود ، گرچه دوستی و روابط احساسی عمیقی با آنها پیدا می کند . هم چنین باران در روابط عاشقی بر خلاف خالد ، چندان بخت یار نیست . گرچه او یار خود را زود پبدا کرده اما حتی در ستاندن بوسه ای از او هم ناکام می ماند ، روزگار ، روزگار شلوغی و تظاهرات است و پیدا کردن مکان خلوت سخت !
نوذر را باید یکی از عجیب ترین شخصیت های تاریخ ادبیات ایران دانست ، او شخصیت پر حرفی ایست که بیشتر حرف می زند و کمتر عمل می کند ، او به گونه ای عمل می کند که گویی از همه چیز خبر دارد اما در حقیقت میزان نادانی و بی خبری او حیرت آور است ، او مسئولیت هیچ کاری را به عهده نمی گیرد و همیشه حرف خود را با اعتماد به نفس فراوان ، انکار می کند . نوذر بر خلاف آن چیزی که ادعا می کند هیچ دانش و شناختی ندارد . او در حالی که مشتری همیشگی رادیو بی بی سی ایست ، اما در موارد کمی که در تظاهرات شرکت می کند ، شعار مرگ بر بی بی سی می دهد . شخصیت نوذر، ترکیبی از ویژگیهای متضاد و متناقض است
در کنار باران و نوذر ، شخصیت های مهم دیگری هم حضور دارند . بیشتر آنها تلاش می کنند تا از رفاه ظاهری که ایجاد شده استفاده کنند و به هر صورت بار خود را ببندند . پسر عموهای باران ، شهباز و شهروز از این قماش اند .اوستا چسکی هم این گونه است ، او هم تریاک قاچاق می کند و هم آدم می فروشد .
زنان داستان
محمود هم زنان را به سه دسته مدرن ، دارای افکار مترقی و سنتی تقسیم کرده . مطابق جامعه ایران قبل از انقلاب ، بیشتر زنان مانند بلقیس و خاور سنتی بوده و چندان از تار و پود سنتی که جامعه بر قامت آنان تنیده دور نشده اند . دخترانی مانند آفاق ، مانده و منیجه را باید دارای افکار ترقی گرایانه ای دانست که البته افکار آنان ریشه در چپ دارد . اما کتایون ، تنها خانم مدرن داستان ، همان تعریف کلیشه ای از زنان اشرافی ایست ، زیبا ، هوسباز و کمی هم سبک ، بی قید و ولنگار
خاموش کنم با تفنگ میان، روشن کنم با سنگ میان. په مو چه خاکی بسر بکنم؟
زیستن در زمانه اختناق ویژگی های خود را دارد ، محمود با استادی نشان می دهد که هر فرد ، چگونه تلاش می کند خود را به گونه ای به این گونه زیستن وفق دهد . گرچه افرادی هم هستند که منفعت خود را در نظام پادشاهی می دیدند ، اما بیشتر افراد با آن مخالفند . اما کم هستند کسانی که می دانند چه می خواهند . حاج آقا عطار بزرگ از آنان است . او که یک فرد سرشناس بازاری ایست گرچه ظاهرا اعتقادات مذهبی محکمی دارد ، اما چندان کسب پول از قاچاق را زشت و یا مخالف شرع نمی داند ، برای او همین که الکل نباشد کافی ایست .
اما دیگر مبارزان مانند مبارک ، سیف پور و براتعلی گرچه با رژیم پادشاهی مخالف هستند اما تعریف یا شناختی از آینده و آنچه در آینده می خواهند ندارند و مائده ، منیجه و نامدار هم احتمالا آرمان شهری در ذهن دارند که با آنچه در جهان کمونیستی می گذرد سخت در تضاد است .
مانند آن چه وینسنت بوینز در کتاب روش های جاکارتایی شرح داده ، ساواک هم تلاش می کند که بیشتر مخالفان را ناپدید کند ، این گونه افراد به راحتی از خانه ، محیط کار و یا خیابان در روز یا شب ، بدون حکم قضایی ، توسط افرادی نا مشخص دستگیر شده و به زندان برده می شوند ، بدون اطلاع خانواده در حبس غیر قانونی نگه داشته شده و در مراحل اولیه ، شکنجه آنان احتمالا کتک و ضرب و شتم ، یا اعتراف گیری اجباری و یا تهدید فاش کردن اطلاعات شخصی افراد بوده است .
همانند آن چه که قبلا در سریال های مناسبتی دهه فجر پخش می شده ، شعار نویسی و پخش و توزیع اعلامیه از روشهای بسیار رایج مبارزه بوده . محمود با شرح پخش اعلامیه ها و یا دست به دست شدن آنها ، وجود شبکه ای قوی از مبارزان را در اهواز نشان می دهد . شبکه ای که در دیگر شهرهای مهم ایران هم احتمالا بسیار قوی بوده .
اما روشهای مبارزه تنها به اعلامیه ، محدود نبوده . هر از چند گاهی به پاسگاه یا کلانتری و یا ماموران و پرسنل آنها حمله شده و سبب قتل افرادی می شده که نقش چندانی در قتل و شکنجه افراد نداشته اند . محمود گرچه عاملان این ترور ها را معرفی نمی کند اما روشهای آنان بیشتر به چپ ها شباهت دارد . این گونه خشونت از هر دو طرف ؛ چه رژیم و چه مبارزان به جامعه تزریق شده و سرانجام هم به انقلاب انجامید .
محمود با بیان دیدگاه های مخالفان و موافقان رژیم ، گویی در جامعه همیشه انقلاب زده ایران ، نظر سنجی کرده . همانگونه که پیداست وزن مخالفان از موافقان رژیم بیشتر است ، موافقان حکومت بیشتر ساواک و خبر چینان آن ، مانند مرداد 32 اراذل و اوباش و تعدادی از ارتشی ها هستند اما مخالفان اقشار وسیعی از جامعه مانند بازاریان ، کاسب های خرده پا ، دانش آموزان و معلم ها ، کارگران را شامل می شوند . اما در میان شخصیت های پر تعداد کتاب ، جالب ترین و متفاوت ترین نظر را مهراب می دهد . او که مخالف انقلاب است ، دانش و سواد مردم برای آن چه که می خواهند کم و ناکافی می داند . او را که شاید بتوان روشنفکر متفاوت کتاب دانست ، در جامعه ای سخت دو قطبی ، از سوی مخالفان و موافقان هر دو طرد شده و چندان جدی گرفته نمی شود .
محمود این گونه جامعه اهواز پیش از انقلاب را ترسیم کرده ، شهری که خود در جدال میان سنت و مدرنیته است ، از لحاظ اخلاقی هم وضع چندان جالبی ندارد و گویی رو به افول است . شاید همین وضع را هم بتوان به کل ایران تعمیم داد .
نقدی که معمولا بر مدار صفر درجه وارد دانسته اند ، تعداد زیاد شخصیت و داستان های آنان است که شاید نبودشان اثر چندانی بر سیر اصلی داستان نداشته باشد ، اما آفریدن تعداد زیادی شخصیت و شرح داستان آنها ، کتاب محمود را به گونه ای مردم نگاری تبدیل کرده . داستان محمود که از شکست سال 32 تا مثلا پیروزی سال 57 را در بر گرفته را باید رمانی مهم و با اهمیت در باره شناخت مردم و افکار پیچیده آنان در آخرین سالهای رژیم شاه دانست . کتاب محمود ، نه تنها یک اثر ادبی ارزشمند، بلکه یک سند تاریخی است که به درک بهتر پیچیدگیهای ایران معاصر کمک میکند .