تمدن اسلامى در قرن چهارم براى درك وضعيت ايران اونموقع خوبه. جزئيات تاريخي و اسمهاش زياده و معلومه كه از ذهن آدم فايت ميشه ولى يك تصوير كلي از خلافت بخواننده ميده. آدام متز بيش ازينكه از خودش حرفي بزنه منابع رو خونده و تطبيق داده و منظم كرده. گاهي كه تحليلي ميكنه هم تحليلش خيلي مستشرقانه ست؛ يعني شايد چندان غور نكرده. البته بنظر من خوبه آدم از مستشرقها چيز بخونه. بعضي وقتها چيزايي كه شايد انقدر روتين باشه كه آدم توضيحش رو نبينه رو از الف تا ي توضيح ميدن و خيال آدمو ازش راحت ميكنند.
البته آدام متز در همه موارد اينجوري رفتار نميكرد، مثلا در مورد مذاهب يهو يك جزئياتي مثلا در كلام مياورد كه من بعنوان يك آماتور بايد ميرفتم ميجستمشون. ولي جداي همه اينها با وجود داستان نبودن و ادبيات نبودن پر از داستانه و براى همين راحت خونده ميشه.
فكر ميكنم جلد دوم رو هم اگه تو كتابخونه پيدا كنم بخونم.