عاشق فیزیولوژی و ساختار مغز هستم...چقدر شیرین و در عین حال پیچیده هم هست...گوشه کوچکی از خلقت که هرچقدر کشف میشه بازم کمه..واقعا وقتی میخونی عظمت ، نظم و علم خدا رو حس میکنی
مدتی بود درگیر فیزیولوژی مغز و بویژه اندام های حسی بودم و باز هم بخصوص چشم ،.چالش عجیبی رو حس می کردم ، ذهنیت به هم ریخته و اطلاعات نامتظم که از این کتاب و اون کتاب به صورت افسارگسیخته به مغزم هجوم می آوردن ، نمی تونستم این اطلاعات رو دسته بندی کنم و نسبت بهشون هشبار باشم. یادگیری عمیق انجام نمی گرفت و من رفته رفته. داشتم به این نتیجه می رسبدم که نمی تونم به اینها نظم بدم ولي خوشبختانه اين کتاب روزنه ای رو در ذهن من باز کرد باعث شد مرتب بشن یادگیریها و عمیق کد گذاری بشن ، روش جالبی در یادگیری مطالب دارم و اونم اینه که معمولا مطالب مورد مطالعه رو أموزش می دم و همین تکرار به دسته بندی و کدگذاری کمک می کنه
وقتی کتاب رو با زحمت و مکافات میخوندم به خودم میگفتم اگر از روی علاقه و نه اجبار امتحان می خوندمش شاید لذت میبردم، ولی آیا امکان داره روزی همچین کتابی رو غیر از اجبار امتحان و با علاقه بخونم؟ واقعیت اینه که اصلا.