در این جلد با خطوط پرماجرای زندگی اشوزدنگهه، این ابر مرد تاریخ ـ اسطورهای در عصر جیرفت و حملهی خیونهای چادرنشین روبهرو میشویم که او همراه با ملکه فرینی و یارانش نقشی خطیر را برای نجات سرزمیناش به دوش دارد. برای یافتن ورجمکرد با آن دو خبیث و شریران دیگر، به سود حقیقت و مردم وارد میدان شده است، در عصر معاصر نیز با شاماش شوموکین رودررو میشود اما در نبردی حساس شکست میخورد! که آن مغ سیاه با ریختن آبی مرگبار و دوزخی به چشمان اشوزدنگهه، او را نابینا میکند، مادهای شیطانی است که توانایی سوزاندن و نابود کردن تن زرین دراز عمران را در خود دارد.
موارد تاریخی ِ داستان، خیلی خوب بودن. امّا باید توجّه کرد که همهچیو نمیشه توی داستان آورد، مگر اینکه روش کار کرد و تکنیکشو یاد داشت! نمیخوام بگم ایشون تکنیک اینکارو یاد نداشتن. ولی منظورم اینهکه اینهمه قلمفرسایی لازم نبود.. ما یهداستان داریم، یهتاریخ که اینتاریخه سایهی سنگینی روی داستان انداخته. ریویوی بهداد رو میخوندم، بهیهچیز خیلی خوب اشاره کرد؛ گفت عشق در جلد اوّل، خیلی پاک و دوستداشتنی بود. من خودم متأثر شدم شخصاً. ولی تو جلد دو، واقعاً شورش درومده بود. درسته که اینهمه سال زندگی میکنه و خب، مَرده و باید ازدواج کنه و ازینحرفا. ولی آخه اینقد افسارگسیخته؟ بعد براش عبرت نشدن اینهمه عشق تا سر ِ فرینی؟ ماجرای فرینی هم خیلی رمانتیک بود. من اصلاً نتونستم لذّت ببرم ازش. توصیف صحنههای جنگ، خیلی هیجانانگیز بودن. ولی همیشه داستان نباید روی اوج باشه. و تازه، اگرم روی اوج میره، باید اوجشو تثبیت و حفظ کرد. نه که گزیدهای از اوجنگاریهای پشت سر همـو بهخورد خواننده داد.. اینکار، یهجنبهش برای جذّاب شدن و تند خوندن ِ اثره؛ من الآن خیلی سریع خوندمش. ولی چه فایده؟ آیا میخوایم اثر خونده بشه و گذاشته بشه کنار، یا خونده بشه و روش تأمل بشه و گذاشته نشه کنار؟ :دی بازم میگم؛ موارد تاریخیشو خیلی دوست داشتم. اصلاً خوندن ِ کتب آرمان آرین، ازینجنبهس که خیلی فوقالعادهس. ولی داستان کجا و تاریخ کجا.. تاریخ هم روایت داره. ولی آیا ما بهتاریخ هم میگیم داستان؟ و اصلاً چهتکنیکهایی موجب نزدیکی و چهبسا وحدت ایندو میشه؟
همینا دیگه. یهجاهایی اونقد خوب بودن که گفتم میآم گودریدز و سه میدم. ولی بعد گفتم من بهخیلی کتابای دیگه هم سه دادم که بهتر بودن. فعلاً دو میدم، شاید بعداً کردمش سه.
داستان هاي آرمان آرين رو نميشه دوست نداشت، جذابن واقعا. جالبترين بخش اشوزدنگهه اين بود كه جلد ١ و ٣ رو خونده بودم و جلد ٢ هنوز مجوز نگزفته بود!! وقتي توي نمايشگاه با ناشر كتابي آرمان آرين صحبت كردم انقدر اين قضيه چاپ نشدن كتاب دوم مضحك بود كه اعتراض كردم كه چرا جلد ١ و ٣ با كلي فاصله چاپ شده اما ٢ نه! گفتن ارشاد اجازه نميده انقدر عصباني بود گفتم اينترنتي به صورت كتاب الكترونيك پخش كنيد ! جالب بود در جوابم گفتن اين چه حرفيه ! حق و حقوق نويسنده و ناشر چيه ميشه! منظقي بود جواب. بعد من ازشون يه سوال پرسيدم كه خوانند هاي ما حق حقوقشون چي ميشه؟ كسي كه جلد يك رو بايد بخونه ٢ سال صبر كنه كه جلد ٣ بياد؟؟؟ جلد ٢ رو نخونده جلد ٣ رو بخونه؟ و شما تشويق ميكنيد كه بخريد يه مقدمه از جلد٢ توي كتاب ٣ هست!! اين توهينه به مخاطب. اما جوابي نشنيدم! متاسفانه!
راستش از این جلد بیشتر خوشم اومد نسبت به جلد قبلی. با انگیزههای شخصیتها کمی بیشتر آشنا میشیم و یک سری از گرهها هم باز میشه. خصوصا بخشهای مربوط به شاماش شوموکین و هومبانیگاش خیلی خوب بودن و البته بخشهای جیرفت و ماجرای فرینی هم جالب بود.
اما مشکلاتی هم داشت. اول اینکه نویسنده زیادی اعتقادات خودش، به ویژه اعتقادات مذهبیش رو توی داستان دخالت داده و یه مشکل دیگه اشاره و ارتباط نادرست به اشخاص برجسته و بزرگ تاریخی. مثلا استاد اشوزدنگه رو مثال میزنم که در بخشی از داستان میگه من حافظ رو آموزش دادم و حافظ شاگرد من بوده. درحالی که این شخصیت استاد، خودش یک جاودانه و یک کاراکتر داستانی خلق شدهی نویسنده بوده. در نتیجه این نسبت دادنها ارزش تاریخی کار رو میبره زیر سوال، هرچند که داستان باشه. یا در ماجرای سه مغ که ستارهی غرب رو دنبال میکنن تا عیسی مسیح رو از نزدیک ببینن، یکی از این سه مغ اشوزدنگهه بود. درحالی که توی روایت تاریخی و انجیل متی، هیچ اشارهای به اینکه اسم یکی از اونا اشوزدنگهه بوده نشده و اسم هر سه مغ مشخصه.
با همهی این حرفها، و باوجود اینکه خط داستان جلو نرفت از خوندن این جلد بیشتر لذت بردم. شاید بهخاطر اینکه شخصیتها فعالتر بودن و انگیزههاشون مشخصتر شد. به ویژه بخشهای شاماش شوموکین و هومبانیگاش به نظرم نقطه عطف داستان این جلد بود.
ادامه ماجرا های اشوزدنگهه در تاریخ، بدون اینکه حتا ذره ای به داستان اشوزدنگهه کنونی با چشمای سوخته و دو رقیبش پرداخته بشه. واقعن متاسف شدم از خوندن این کتاب.
هرچقدر جلد یک کتاب خوبی بود و نوید یه مجموعه پر حس و قوی رو می داد، جلد دوم تمام این رشته ها رو پنبه کرد.
نویسنده از شخصیت و فضای بسیار خاصی برای داستانش بهره گرفته، اما جنبه این فضا رو نداشته. به خاطر جاودان بودن اشوزدنگهه، خوشش اومده و این شخصیت رو توی هر فضا و موقعیت تاریخی که خواسته گذاشته. اشوزد دوست صمیمی سلمان فارسی، اشوزد دوست صمیمی مانی نبی، اشوزد یکی از شاهدان تولد عیسا مسیح، اشوزد شاگرد خضر نبی و... اصلن تعجب نمی کردم اگه یکی از فصل های این کتاب مربوط به ترور جان اف کندی توسط اشوزد بود. :))
خط اصلی داستان مطلقن هیچ پیشروی ای نداره و این سرسام آوره. یکی دوتا اتفاق جذاب (فقط یکی دوتا) توی فلش بک های بی دلیل و بی فایده داستان میفته که یک مقدار سهل و آسون می کنه خوندن رو.
مورد تاسف بزرگتر، تلاش واضح نویسنده برای وارد کردن رمنس به داستانه. جلد اول یه عشق خیلی پاک و زیبا داشت، شبیه چیزی که توی هرکدوم از جلد های پارسیان و من می دیدیم، اما جلد دو اشوزد همه عاشق هم بودن و مدام ازدواج می کردن و مثلث ها و مربع های عشقی شکل می گرفت که حتا اثر رو سخیف می کرد، چون واضح بود نویسنده فقط برای تزریق جذابیت این کار رو کرده، اون هم خیلی بی ظرافت و زمخت.
متاسفانه آرمان آرین توانایی چند گانه نویسی رو نداره. پارسیان و من هم، درواقع سه تا تک جلده و برای همین خوب از آب در اومده، اما نظرم به شدت از آقای آرین برگشت.
همچنان بخشهای عاشقانهی توی داستان منو آزار میده. خب چه دلیلی داره همه عاشق هم باشن؟؟اشوزدنگهه شونصد بار ازدواج میکنه ولی به فرینی که عاشقشه میگه نه و دلیلشم اینه که من قبلا عاشق شدم و چون جاودانگی معشوقمو ازم میگیره نمیخوام دیگه عشقو تجربه کنم؟؟؟ ولی جدا از همه این نکات که توی ریویو بهداد بهتر از من گفته شدن با اینکه داستان اصلی توی این جلد اصلا پیش نرفت و فقط خاطرات اشوزدنگهه بیان شدن به نظرم اتفاق مثبت این بود که دلیل خیلی از اتفاقات جلد قبل مشخص شد و یه سری مشکلات اون جلد اینجا برطرف شدن. و چیزی که دلم میخواد بابتش بشینم و اینجوری😐 زل بزنم به آقای آرین و بگم what was the reeeason??? 🤯 چی شد که اشوزدنگهه تصمیم گرفت روی دیوار چین یادگاری بنویسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
This entire review has been hidden because of spoilers.
خب باید بگم جلد دوم رو دوست داشتم . شاید توی روند کلی داستان پیشرفتی حاصل نشد ولی برای توضیح ابهامات و معماهای مطرح شده در جلد اول بسیار مفید و خوب بود .
منظورم از اینکه پیشرفتی در داستان حاصل نشد این بود که داستان شاید به اندازه چند ساعت از نقطه پایان جلد قبل جلو رفت اما روایت زمان های مختلف برای فهم خیلی از ماجرا ها جالب بود .
فصل های دیدار هومبانیگاش و شاماش شوموکین با انگره مینو رو دوست داشتم
صحنه های مبارزه رو خوب توصیف کرده بود
ضمن اینکه به نظرم بعضی فصل ها زائد بود و حوصله سر بر . مثلا فصل دیدار اشوزدنگهه با مسیح یا فصلی که خیلی گذرا ماجرای سفر اشوزدنگهه به چین و برگشتش به ایران رو شرح میداد . حتی اگر بخوام سخت گیری کنم فصل جدا شدن از روزبه هم به نظرم زائد بود .
اگر از همه این ها - و مشکل تاریخ های پای نوشته های اشوزدنگهه - بگذریم و نمره کتاب رو به بالا گرد کنم ، بهش پنج میدم .
+ خلق و خوی طناز خضر رو دوست داشتم
+ یکی از بخش های خوب کتاب مکالمه و کل کل پااورو و لاله در اواخر کتاب بود
- ای کاش طرح جلد جدیدی براش طراحی میکردن نه همون عکس پشت جلد کتاب اول رو بذارن روی جلد کتاب دوم :|
اصلا فکرش را هم نمیکردم که این جلد را در دو روز بخوانم.. آن هم با این همه مشغله :) جالب است.. این همه تعلیق و جذابیتی که آرین در نوشته هایش دارد..
»خاموشی در گوش من است و در چشمان من که می پندارند تو پنهان شده ای! از تمامی اندیشه ها سخنها بحثها بیرازم اگر تو را بر صدر خویش ننشانه باشند» اول فروردین ماه 376 سال پیش » ص. 233
باید دستنوشته های اشوزدنگهه را بخوانید تا درک کنید این همه عشق و محبت به خداوند را..
این یکی را ببینید:
«همه ی واژه های خداوند به گستردگی خود اویند. بدین سان است که در تمامی کاغذهای زمین نیز جای نمیگیرند. دیگر واژگان خداوند بر کوههای سر به فلک کشیده و بر موجها آنگاه که خروشان پیش می آیند و بر سقف همه ی آسمانها و درون دل قطره ها و ذره ها و یکایک بالهای فرشتگان.» 2 اردیبهشت 732 سال پیش» ص. 176
در این کتاب، بر خلاف تمام کتابهای دیگر آقای آرین، بنظرم برخوردهای بین شخصیتها کش میآمد و غیرطبیعی مینمود. داستان با این که شیرین و جذاب بود داستان اصلی را پیش نبرد. این کتاب را با وجود همه این ایرادها دوست داشتم و از خواندنش لذت بردم. شاید بهترین قسمت این کتاب آخرش بود که وقتی کتاب تمام شد من فقط میخواستم جلد بعدی را شروع کنم!
جلد دوم اشوزدنگهه فضایی متفاوتتر از جلدهای اول و دوم داره. همونجوری که از اسمش معلومه بیشتر به روایتهای شاماش شوموکین و هومبانیگاش میپردازه و اهریمن. توصیفات کتاب کلی هستند. بخشهایی از داستان مثل کتابهای خلاصه تاریخ به یه سری اتفاقات اشاره میکنه. و ضعف تکنیکی نویسنده مشخصه. ایدهای عالی و جذاب که میشد بهتر پرداخت بشه. و حتا میتونست در این جلد وحشت بیشتری رو جای بده.
خب باید بگم جلد دوم رو دوست داشتم . شاید توی روند کلی داستان پیشرفتی حاصل نشد ولی برای توضیح ابهامات و معماهای مطرح شده در جلد اول بسیار مفید و خوب بود .
منظورم از اینکه پیشرفتی در داستان حاصل نشد این بود که داستان شاید به اندازه چند ساعت از نقطه پایان جلد قبل جلو رفت اما روایت زمان های مختلف برای فهم خیلی از ماجرا ها جالب بود .
فصل های دیدار هومبانیگاش و شاماش شوموکین با انگره مینو رو دوست داشتم
صحنه های مبارزه رو خوب توصیف کرده بود
ضمن اینکه به نظرم بعضی فصل ها زائد بود و حوصله سر بر . مثلا فصل دیدار اشوزدنگهه با مسیح یا فصلی که خیلی گذرا ماجرای سفر اشوزدنگهه به چین و برگشتش به ایران رو شرح میداد . حتی اگر بخوام سخت گیری کنم فصل جدا شدن از روزبه هم به نظرم زائد بود .
اگر از همه این ها - و مشکل تاریخ های پای نوشته های اشوزدنگهه - بگذریم و نمره کتاب رو به بالا گرد کنم ، بهش پنج میدم .
+ خلق و خوی طناز خضر رو دوست داشتم
+ یکی از بخش های خوب کتاب مکالمه و کل کل پااورو و لاله در اواخر کتاب بود
- ای کاش طرح جلد جدیدی براش طراحی میکردن نه همون عکس پشت جلد کتاب اول رو بذارن روی جلد کتاب دوم :|
در طول کتاب پیشرفت داستانی نداشتیم. داستان در همونجایی که کتاب نخست تموم شده بود، به انتظار نشست تا ما با پیشینهٔ داستان بیشتر آشنا شیم. از جهت معرّفی سرگذشت سوی دیگر داستان که همون شاماششوموکین و هومبانیگاش بود خوب عمل شد و خاکستری بودن شخصیتها رو تا حد کمی حفظ کرد. حالا متوجّه میشم که چرا اون تصمیم عجیب انتشار جلد سوم پیش از جلد دوم رو گرفتن.
جلد اول بهتر بود، ولی در این جلد هم از داستان لذت بردم :) تم ایرانی داستان، برهه های مختلف تاریخی و اتفاقات هیجان انگیز گیر افتادن توی کتاب رو شدیدا ساده میکنن :) انتظار داشتم مقدار بیشتری از پیشرفت داستان در زمان معاصر رو توی این جلد بخونم که خب انتظار نابجایی بود ظاهرا... همچنان معتقدم بهترین مجموعه تخیلی فارسی هست که خوندم و واقعا ارزش خوندن رو داره. یه کم بیش از حد بزرگنمایی شده خوبی های ایرانیهای باستان ولی خب بهرحال چون داستان کلا تخیلیه نمیشه به این موضوع ایرادی گرفت... ولی شاید بهتر بود یه کم اثر رو بیشتر مناسب ترجمه مینوشتن...
این کتاب بسیار زیبا بود و من رو به خودش بیشتر از پیش جذب کرد بسیار متن دلچسبی داشت. خواننده در این جلد بیشتر از جلد پیش به اشوزدنگهه نزدیک میشود و با او آشنا می شود نویسنده در این جلد بسیاری از رازهایی را که در جلد نخست برای خواننده ایجاد کرده بود را پاسخ می دهد.
زندگی یعنی آزادی درمیان اسارت زیستن یعنی راهی بی آغاز وبی پایان... ومرگ درچنین جهانی همچون زمان،نیرنگی دیگر است.