احمد عزیزی این اشعار را در قالب مثنوی سروده است. محتوای بیشتر این اشعار عارفانه است و در این اشعار از پیامبر اکرم(ص)، مدینه و مکه، حضرت علی و مناجاتهایش با چاه، فتح خیبر، حضرت مسیح و حضرت مریم یاد میکند و اشعاری در مدح آنها میگوید. شاعر در بعضی از اشعار هم حسرت دوران جوانی و ایام از دست رفته گذشته را میخورد و در بعضی جاها هم یاد روستا میکند و به روستاییان و آب و هوای خوش و خرم غبطه میخورد. شاعر آغاز سخن و آغاز کتاب را با نام زیبای محمد(ص) آغاز میکند و با نام اصغر ششماهه امام حسین و یاد شام غریبان و عاشورای حسینی به پایان میبرد.
دیشب به طور خیلی اتفاقی با این نیت که کتابهای کتابخانه را مرتب کنم این کتاب را باز کردم و شور و احساس و حماسه درون آن من را با خود برد. اول هم با مثنوی عزیزی در مدح شش ماهه امام حسین آغاز کردم که آخرین شعر کتاب بود. اشعاری که در مدح پیامبر خاتم وامیرالمومنین سروده شده بود حماسی و شورانگیز بود. در یکی از اشعار با عنوان «زبان زنجره» او اینگونه آغاز میکند: بازگرد ای عشق فصل آیش است نور ارزان، رنگ در افزایش است و در مجموع حس کردم که مرحوم عزیزی قدر نور را میداند وقتی اشعار را تک به تک خواندم و برخی به فکر فرو برد و برخی شور ایجاد کرد.
واقعا حسرت خوردم که چرا او در میان ما نیست. روحش شاد