فهرست فصول: 1) فردید در مقام فیلسوف؛ 2) لب لباب حکمت سید احمد فردید؛ 3) ملغمه ی محیی الدین عربی و هایدگر؛ 4) فردید و زبان شناسی تاریخی؛ 5) فردید و قدرت سیاسی؛ 7) ارزیابی پایانی
آشوری دانشآموختهٔ دبیرستانهای البرز و دارالفنون است و همدرسِ نوجوانیِ بهرام بیضایی و عبدالمجید ارفعی. در دوران نوجوانی با مطالعهٔ نشریات حزب توده به آن مکتب گرایش پیدا کرد، و پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مدتی عضو سازمان جوانان حزب توده بود. پس از چندی در سال ۱۳۳۶ به حزب زحمتکشان ملت ایران (نیروی سوم) پیوست. آشوری در سال ۱۳۳۷ از دارالفنون دانشآموخته و وارد دانشکدهٔ حقوق و علومِ سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران شد و لیسانس اقتصاد خود را در سال ۱۳۴۲ گرفت. در همان سال در دورهٔ دکترای اقتصاد در همان دانشکده پذیرفته شد ولی آن را نیمهکاره رها کرد. کار تألیف کتاب، ترجمه، و نوشتن مقالات را از همین دوران شروع کرد. در دوران دانشجویی عضوِ هیئت اجراییهٔ «جامعهٔ سوسیالیستهای نهضت ملی ایران» به رهبری خلیل ملکی نیز بوده است. نخستین کتاب او، به نام فرهنگ سیاسی، در روزگار دانشجویی از او منتشر شد که هنوز هم، با نام دانشنامهٔ سیاسی، در ایران در زمینهٔ علوم سیاسی کتاب مرجع است و تاکنون بیش از سی چاپ از آن منتشر شده است. در همان دوران آشوری در مؤسسهٔ انتشارات فرانکلین بهعنوانِ ویراستار در دائرةالمعارف فارسی و سپس در بخش انتشارات به کار مشغول بوده است
آشوری از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران و عضو انتخابشدهٔ نخستین هیئت دبیران آن بوده است (۱۳۴۸). در دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی، دانشکدهٔ علوم اجتماعی، دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، در مؤسسهٔ شرقشناسی دانشگاه آکسفورد در بریتانیا، و دانشگاه زبانهای خارجی توکیو تدریس کرده، و عضوِ هیئت مؤلفان لغتنامهٔ فارسی در مؤسسهٔ لغتنامهٔ دهخدا (وابسته به دانشگاه تهران)، عضو هیئت ویراستاران دانشنامهٔ ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا در نیویورک) و از نویسندگان آن بوده است. همچنین سردبیری چند مجلهٔ ادبی و نیز نامهٔ علوم اجتماعی را در مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات اجتماعی (وابسته به دانشگاه تهران)، به عهده داشته است
آشوری در قلمروی علوم اجتماعی و فلسفهٔ مدرن به توسعهٔ زبان فارسی از نظر دامنهٔ واژگان و بهبود سبک نگارش یاری فراوان کرده است. آشوری در آثار خود واژگان نوترکیبی چون گفتمان، همهپرسی، آرمانشهر، رهیافت، هرزهنگاری، درسگفتار و مانند آن را بهکار برد که معادلی برای آن در زبان فارسی وجود نداشت. فرهنگ علوم انسانی او شامل صدها ترکیب و واژهٔ اشتقاقی تازه برای گسترش زبانِ فارسی در زمینهٔ علوم انسانی و فلسفه است. از میان آثار او میتوان به بازاندیشی زبان فارسی، شعر و اندیشه، تعریفها و مفهوم فرهنگ، و فرهنگ علوم انسانی اشاره کرد. ما و مدرنیّت نام مجموعه مقالههایی از اوست که در آن به تحلیل بحران فرهنگی جامعهٔ ایران در مواجهه با مدرنیّت میپردازد. وی نویسندهٔ عرفان و رندی در شعر حافظ است که تفسیری هرمنوتیکی از بنیادهای اندیشگی دیوان حافظ بر پایهٔ پژوهش متنشناسانهٔ تاریخیست
اصل حرف آشوری این است که تفکر فردید و امثالش علی رغم استفاده از اندیشه ی ابن عربی، هگل و هایدگر به اندیشه ی آنها وفادار نیست. به عبارت دیگر آشوری می گوید نمی تواند تکه هایی از این نظام ها برداشت و به هم چسباند چون هر یک از این مجموعه های فکری یک کلیت منسجم است - یا حداقل تا حد زیادی اینگونه است. ایرادهای دیگر آشوری ریشه شناسی های غیرعلمی و عامیانه ی فردید از یک طرف و بوقلمون صفتی سیاسی او از طرف دیگر است. حرف آشوری جز این نیست و این پنجاه صفحه واقعا حرف دیگری نمی زند - جز برخی روایت های تاریخی از فردید
نظر شخصی من در مورد استدلال های آشوری و نه حرف های فردید - چون نخواندمشان - این است که آشوری اصل حرف و استدلال خود را نزده. آشوری باید نشان دهد چرا نمی توان تکه های نظام های مختلف را گرفت و به هم چسباند و بعد از هماهنگ کردنشان - که به معنای تغییر دادنشان نسبت به اصلشان است - یک منظومه ی فکری جدید پدید آورد؟ این همان کاری است که ابن عربی و هگل انجام داده اند. این عربی مفاهیم تفکر یونانی و قرآنی و عرفانی و ... را گرفته و با تغییر دادن آنها ذیل یک نظام آوردتشان. هگل هم همین کار را با کانت و فیشته و رومانتیک ها و ... انجام داده. ملغمه بودن برای یک نظام فکری یک نقیصه نیست؛ نقص آن است که کسی تلاشی برای تغییر مفاهیم برای هدف خود نکند و آنها را همان قبلی ها حفظ کند و به هم بچسباند. کاری که فردید ظاهر نکرده - که حتی اگر کرده باشه هم عیب استدلال آشوری برطرف نمی شه
در مورد ریشه شناسی ها غیر علمی فردید من حرفی ندارم و واقعا متحیرم از این بشر. در مورد سیاست هم نظری نمی دم چون کسی که به ادوار معتقده می تونه تغییر رویکرد در سیاست رو هم توجیه کنه - و بگه جمهوری اسلامی یک دور جدیده. در هر حال بحث نظری رو با اشتباهات سیاسی نمی شه قاطی کرد
به نظرم آشوری بهتره در مورد کربن هم نوشته ای بنویسه چون ترکیب پدیدارشناسی و هایدگر با تفکر عرفانی و فلسفه ی اشراقی کار اونه. البته آشوری خودش به این امر اشاره کرده ولی به نظرم کربن مهم تر از فردیده از نظر اهمیتش در تقکر ما و حتی فردیدی ها
حاشیه: حیرت انگیزه شیوه ی نقل قول کردن حرف های فردید توسط آشوری. تو هر خط پنجاه تا علامت سؤال و علامت تعجب آورده. اون هم در مورد متنی که من عموما می فهمیدم فردید داره چی می گه - سوای اینکه موافق باشم یا نه