در زمستان سال 1901 و 1902 یک تیم باستانشناسی فرانسوی در محوطه باستانی شوش مشغول حفاری بود . یکی از یافتههای این گروه بلافاصله مشهور شد : سه قطعه بزرگ سنگ سیاه براق که یادمانی به بلندی تقریباً دو متر و سی سانتیمتر را تشکیل میداد . در بالای یادمان ، چهره مردی بر سنگ تراشیده شده بود ، پادشاهی ایستاده در برابر پیکری نشسته ، که حال میدانیم شَمَش ، ربالنوع خورشید و همچنین ربالنوعِ عدالت بابلیهاست . زیر تصویر ، سطرهای نوشته شدة زیادی به خط میخی دیده میشد . این خط با استفاده از یک نی و فشار دادن آن بر روی گِل نرم نوشته میشد ، اما در این یادمان ، کلمات با دقت روی سنگ سیاه کنده شده بود . حمورابی چهار هزار سال پیش در سرزمینی که بعدها بینالنهرین نامیده شد ، زندگی و حکمرانی میکرده است ...
از زمان حمورابی ۴۰۰۰سال میگذرد..نام وی پس از تمام تلاطم های تاریخ و زمان باقی مانده تا که امروز ما بار دیگر سرگذشت پادشاهی که آرمانش عدالت بود را بخوانیم و از گذر زمان و حرکت دایره وار بشر میان تاریکی و روشنایی..جهل و دانایی.فساد و عدالت به حیرت افتیم.
I didn't have much prior knowledge about Hammurabi before reading this and now I see how little we truly know about this man - such a shame! He was remarkable - what he tried to accomplish during that time period is amazing: his law collection, right differential between classes (not because of the class society itself, but because women had more rights then than they do now in the same region and more than America women just a century ago).