Jump to ratings and reviews

حلزون‌های پسر

با خودم گفتم باید به این سفر بروم و می‌دانم چیزی از این بی‌رحمانه‌تر نیست. پس بی‌جهت نبود که از سرشوق، ریشم را با دقت تراشیدم، دندان‌هایم را مسواک زدم و توشه‌ی مختصری در ساک دستی‌ام چپاندم. می‌روم به شهری که شب، ناگهان سر می‌رسد و بدون ملاحظه تاریکی‌اش تمام چشم‌اندازهای دریایی را مخدوش می‌کند.

256 pages, Paperback

Loading...
Loading...

About the author

احمد آرام

35 books13 followers
احمد آرام (1330) داستان‌نویسی که در بوشهر متولد شده و در شیراز زندگی می‌کند، فارغ التحصیل رشته‌ی هنرهای نمایشی است. رمان مرده‌ای که حالش خوب است در سال 1383 منتشر شد و جایگاه او را به عنوان نویسنده‌ای صاحب سبک در ادبیات ایران تثبیت کرد. پس از آن، انتشار مجموعه داستان‌هایش استمرار او را در سبک خاصی از نوشتار نشان داد. این نویسنده‌ی جست‌و‌جوگر با تکیه بر فرهنگ و باورهای مناطق بومی جنوب ایران،‌ شکل‌هایی تازه و نوآورانه از روایت و تصویرسازی را تجربه می‌کند.
نخستین‌ اثر احمد آرام‌، غریبه‌ در بخار نمک‌ برنده‌ی‌ لوح‌ تقدیر از نخستین‌ دوره‌ی‌ جایزه‌ی‌ ادبی‌ یلدا (۱۳۸۰) و بهترین‌ مجموعه‌ داستان‌ سال‌ در سومین‌ دوره‌ی‌ جشن‌ فرهنگ‌ فارس‌ (۱۳۸۰) شد

Ratings & Reviews

What do you think?

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
7 (41%)
4 stars
5 (29%)
3 stars
3 (17%)
2 stars
1 (5%)
1 star
1 (5%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for Harir Heidary.
158 reviews32 followers
June 4, 2021
همیشه در زندگی لحظاتی هست، بعد از خوندن یک کتاب شاهکار، که می‌دونم یه چیزی به من اضافه شده. دانش نه، حکمت و معرفت و این چیزها هم نه. چیزی مثل یک قصه که مال من نیست، ولی الان جزئی از منه و مثل یک داغ بر وجودم نشسته.
این کتاب از این نوع کتاب‌ها بود. عجیب، زیبا، سوزناک و دردناک، عاشقانه و غیرعاشقانه، با روایتی به غایت غنی و پربار. داستانی که پر بود از توصیفاتی زیبا و زنده و گاها زننده، پر بود از عناصر فرهنگی، عناصری که با تار و پود داستان عجین شده بود. روایتی از چند عشق، چند زندگی، سنت‌ها و رسومی کهن و کابوس‌ها.
کتابی بود پر از دشمنی، دشنه و عاشقانه‌هایی بی‌سرانجام. پر از مارهای زنگی. و شخصیت‌پردازی‌ها، توصیفات و روایت جوری هستند که انگار از نزدیک لمسشون می‌کنی. من همیشه شیفته‌ی استفاده‌ی نویسنده‌ها از عناصر فرهنگی خودشون بودم، و این کتاب مزید بر این شیفتگی شد. مرگ و عشق و درد و سنت. شاید عصاره‌‌ی این کتاب همین باشد.
باید اضافه کنم که حلزون‌های پسر، مثل رویایی بود که فراموش شده و ناگهان، با درد تیزی به حافظه برمی‌گرده. و من این رو دوست داشتم. خیلی دوست داشتم.
Profile Image for Mahdiye HajiHosseini.
605 reviews31 followers
September 12, 2020
یه شاهکار غیرمنتظره، توی خالص ترین شکل ممکن باهاش رو به رو شدم و خوشحالم ک بدون هیچ پیش فکری به سمتش رفتم.
قطعات پازلی که پیچ میخورن، تکرار میشن و در نهایت تصویری به رنگارنگی حوض رنگرزی، به داغی شن های تفتیده و به تلخی گوگرد میسازن.
انگار همه داستان ها یه داستانن و همه شخصیتا یه نفر. انگار دو نفر دو دهان که بی نهایت میشناسیشون تو یه داستان چنان رو هم میفتن، که برای لحظه ای یکی میشن و همزمان همون شخصیت هایین ک میشناسی.
.
لینک طاقچه
Profile Image for Fateme Hoseini.
4 reviews
June 8, 2023
در غریبانه ترین حالت ممکن تو قفسه های کتابفروشی داشتی خاک میخوردی کتاب عزیزم از سال ۹۳ تجدید چاپ نشده بودی و یعنی بداقبال بودی نه؟حیف تو واقعا حیف تو !به خودم گفتم حتما ارزش خوندن نداره که تجدید چاپ نشده نه؟هی اومدم بزارمت سر جاش ولی باز قلبم گفت نه آخرش قلبم برد چه خوب هم برد چه لذتی نصیبم کردی احمد آرام چه دنیای عجیب و چه روایتی تو سر من ساختی،یجوری لونه کردی تو وجودم که نمیدونم چند وقت دیگه میتونم برم سراغ یه کتاب دیگه حتی،حتی از ترس تکرار نشدنت یعنی اینقدر خوب تکرار نشدنت میترسم برم سراغ باقی کتاب هات اونارو میزارم هروقت لذت حلزون های پسر از وجودم کم شد شروعشون کنم ،چه عجیب از درد سنت ها حرف زدی چه قشنگ بهمون گفتی که سنت میتونه هر فردی از یک جامعه رو فلج کنه هر فردی رو برای یک عمر بدبخت کنه فرقی هم نداره که کجای سرای انجیری ایستادی یه روزی زندگیتو نابود میکنه شاید همین امروز !صدای گریه های حبابه تو سرم میپیچه یوقتا کنار صدای خنده های رازیانه گم میشه ،چقدر ازین رازیانه ها و حبابه ها بخاطر سنت ها و تعصب ها رنگ عشقو ندیدن؟چقدر مهیار ها به ناجوانمردی باختن و چقدر بمبوتی هایی که فکر میکردن بردن و بازنده های اصلی بودن؟سیاسی هم حرف زدی آرام از دولت مرد هایی گفتی که یه زمانی مارو با حلقه ی دار میکشن یه وقتایی با گرفتن عشق و امید از ما …آخ امان امان از،از دست رفتن عشق و زندگی از وجودمون …
6 reviews
December 24, 2024
کتاب فضای بسیار بکری داره و ایده‌ی اصلی کار با اینکه خیلی کلیشه‌ایه اما بسیار خوب پرداخت و ارائه شده
Profile Image for Mohammad D.
2 reviews18 followers
September 1, 2026
«به تریتا گفتم جایی خوانده‌ام بعد از پیدا شدن این دشنه‌ها، عشق به خون آلوده شد. جوابم داد که یکی از اهداف شَبَح‌الدَّعی همین بود دیگر. می‌خواست آدم‌ها را بیندازد به جان هم تا از فرهنگشان جدا شوند. وقتی فرهنگ قوی باشد یعنی تو هویت داری و هیچ‌کس نمی‌تواند سرت کلاه بگذارد.»

هزاران حیف و افسوس که این رمان درجه‌ یک، سال‌هاست مهجور مونده. رمانی که بیشتر از یک دهه‌س تجدید چاپ نشده، چون نسخه‌های چاپ قبلیش هنوز توی قفسه‌ها خاک می‌خورن و توی این سال‌ها تنها چیزی که بهش افزوده شده، برچسب‌های قیمتیِ جدید روی جلدش بوده!

احمد آرام در «حلزون‌های پسر»، یکی از ناب‌ترین نمونه‌های رئالیسم جادویی و گوتیک بومی جنوب رو خلق کرده. به نظرم توی این رمان از «بوف کور» هدایت،‌ «ملکوت» بهرام صادقی و هزارتوهای «بورخس» هم الهام گرفته و با استفاده از نبوغ و خلاقیت خودش، اون رو با اتمسفر اسطوره‌ای بوشهر درهم‌آمیخته.

رمان را رو از زوایای مختلفی می‌شه تفسیر و کالبدشکافی کرد. چند نمونه‌ش که به ذهنم می‌رسه:

*از منظر استحاله‌ی فرهنگی و کشتنِ عشق: از طریق سنت ساختگی و بی‌رحمانه‌ی «ذکر دشنه» که حاکم ستمگر تازی (شَبَح‌الدَّعی) پایه‌گذاری کرده، رمان نقدی تندی وارد می‌کنه بر تحمیل فرهنگ خشونت قبیله‌ای و تعصب. آیینی که در اون، ابراز عشق و رقابت برای وصال، به بریدن صورت و خون‌آلود کردن صورت یا گردن رقیب تقلیل پیدا می‌کنه تا جامعه‌ای اخته، بی‌هویت و شکست‌خورده ساخته بشه.

*از منظر تروما، منجمد شدن حافظه و استعاره‌ی حلزون‌ها: عاشق‌ها و شکست‌خورده‌های این داستان، حلزون‌هاییَن که از ترس خشونت و داغ زخم‌های التیام‌نیافته، پناه بردن به درون لاک انزوا، زوال و خاطرات گذشته. ترومای عشق نافرجام به «رازیانه» و شکنجه‌های سیاسی، اونقدر در روح راوی ریشه دوونده که حتی تا ۶۵ سالگی هم راوی رو در مرز باریک بین هذیان و واقعیت رها نمی‌کنه.

*از منظر فرم روایی: از نظر فرم و ساختار هم، اثری چندوجهی و پیچیده‌س؛ روایتی که توی سه لایه‌ی زمانی مدام جابه‌جا می‌شه، سه راوی مختلف داره (که البته یکی غالبه)، مرز بین واقعیت و رؤیا خیلی جاها توش گمه و ساختارش هم یه ساختار حلزون‌وار و دایره‌ایه.
Displaying 1 - 5 of 5 reviews