Jump to ratings and reviews
Rate this book

کتاب هفته #17

کتاب هفته ۱۷

Rate this book
در این مجلد:
****داستان
لبخند خونین ... اثر لئونید آندریف ... ترجمه مهندس کاظم انصاری ... در صفحه ۹
شاعر ... اثر کارل چابک ... ترجمهٔ ایرج نوبخت ... ۸۷
خانه خالی ... اثر عزیز نسین ... ترجمهٔ ثمین باغچه‌بان ... ۹۹
سایه‌های جاندار ... اثر کارل استفنسن ... ترجمهٔ ابوالفضل علیرضائی‌فر ... ۱۱۳
شاهین سیاه ... اثر داشیل هامت ... ترجمهٔ ضمیر ... ۱۳۵
چند داستان از کافکا ... ترجمه ب - مقدم
دورگه ... ۱۸۱
فرفره ... ۱۸۴
شمشیر ... ۱۸۵
بازگشت ... ۱۸۷

****شعر
می‌روم آن‌جا ... از نادر نادرپور ... ۱۶۹
دختر تصویر - ۲ ... رویا ... ۱۷۰
تنها پشت درها ... از رضا براهنی ... ۱۷۲
حالت ... از م - امید ... ۱۷۵
پیوند ... از فرخ تمیمی ... ۱۷۸
قاتل ... از اسکار وایلد ... ۱۷۹
تهی از خود ... از نظامی ... ۱۸۰

****هنر و دانش
حقایقی از زندگی جانداران ... از والت دیسنی ... ۱۴۴
این جهان ما - ۷ ... ۱۴۸
مسابقه جهانی سینما در ۱۹۶۱ ... ۱۸۹

****کتاب کوچه
اراکی‌ها معتقدند ... ۱۵۷
لالائی‌های تهرانی ... ۱۵۸
چیستان ... ۱۵۹
لالائی ... ۱۶۰
قصه سه دختران ... ۱۶۱
کلثوم ننه ... ۱۶۲
با همکاری علی بکوکباشی

****شطرنج
بازی‌های تفسیر شده ... ۱۹۱
از دست دادن بازی‌های برنده ... ۱۹۳
بازی‌های کوتاه و درخشنده ... ۱۹۴

باهمکاری رضا جمالیان

چاپ یکشنبه ۸ بهمن ماه ۱۳۴۰

196 pages, Paperback

First published January 28, 1962

3 people want to read

About the author

محسن هشترودی

28 books1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for منوچهر محور.
344 reviews28 followers
Read
August 12, 2025
داستان اصلی این شماره «لبخند خونین» از آندره‌یف هست. داستان از مشاهدات یک افسر در جبهه جنگ شروع میشه که منو یاد صحنه‌های جنگی دن آرام انداخت البته خیلی آخرالزمانی‌تر. فکر کردم ایده داستان از نبردهای جنگ جهانی اول گرفته شده اما دیدم قبل از اون جنگ نوشته شده. بعد مشاهدات یک غیرنظامی از فضاهای شهری پشت جبهه هست که اونم یواش یواش هرچه آپوکالیپتیک‌تر میشه و مستقیم خواننده رو می‌بره تو باقالی‌ها...۰
این داستان آندره‌یف رو تو کتاب هفته‌های قدیمی دیدم؛ خوندم ببینم چیه که چند وقته جماعت همه دارن آندره‌یف می‌خونن. چیزی نبود... البته این جمله میلر از کتاب پلکسوس هم تو ذهنم بود
It was always my desire to own a table of extraordinary dimensions, a table so large that I could not only sleep on it but dance on it, even skate on it. (There was a writer, once, who worked at such a table, which he had placed in the center of a huge, barren room—my ideal as a work place. His name was Andreyev, and needless to add, he was one of my favorites.)

می‌دونین بچه‌ها... مترجم‌های روسی به فارسی دیر رسیدن، وقتی که گوگول و تولستوی و داستایفسکی و چخوف همه به فارسی ترجمه شده بودن؛ حتی به مایاکفسکی و آخماتووا و شولوخف هم نرسیدن. بعدش هم که چشمه نبوغ ادبی در روسیه خشکید. بنابراین مجبور شدن برای ارائه ترجمه جدید یه گام پایین‌تر برن.
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.