What do you think?


بسوی تمدن بزرگ
سومین کتاب محمدرضا پهلوی
نویسنده اصلی کتاب به احتمال زیاد شجاع الدین شفا است
نویسنده اصلی کتاب به احتمال زیاد شجاع الدین شفا است
345 pages, Unknown Binding
First published January 1, 1977
About the author
Mohammed Reza Pahlavi
22 books150 followersمحمدرضا پهلوی
(Former) Shah of Iran, Shah of Persia (Persian: محمدرضا شاه پهلوی ; [mohæmˈmæd reˈzɒː ˈʃɒːhe pæhlæˈviː]), ruled Iran from 16 September 1941 until his overthrow by the Iranian Revolution on 11 February 1979. He was the second and last monarch of the House of Pahlavi of the Iranian monarchy. Mohammad Reza Shah Pahlavi held several titles: His Imperial Majesty, Shahanshah (King of Kings, Emperor), Aryamehr (Light of the Aryans) and Bozorg Arteshtārān (Head of the Warriors, Persian: بزرگ ارتشتاران).
This young prince, who had received his primary education in the West and under the supervision of colonial governments, came to power in Iran during World War II after his father was ousted by the British and on British orders. During his reign, with the efforts of Iranian Prime Minister Mohammad Mossadegh, the Iranian oil industry was nationalized and removed from British control. That same year, the Shah staged a coup against Mossadegh with American support. Until the Mordad coup of 1953, Mohammad Reza Pahlavi was in power with British support, but from then on he became dependent on the United States and the country and Iran's oil resources were completely under the control of the United States and Israel.
A secular Muslim himself, the Shah gradually lost support from the Shi'a clergy of Iran, particularly due to his strong policy of modernization, secularization, conflict with the traditional class of merchants known as bazaari, and recognition of Israel. Various additional controversial policies were enacted, including the banning of the communist Tudeh Party, and a general suppression of political dissent by Iran's intelligence agency, SAVAK. Amnesty International reported that in 1978 Iran had as many as 2,200 political prisoners.
Several other factors contributed to strong opposition to the Shah among certain groups within Iran, the most notable of which were the U.S. and U.K. backed coup d'état against Prime Minister Mosaddegh in 1953, clashes with Islamists, and increased communist activity. By 1979, political unrest had transformed into a revolution which, on 16 January, forced the Shah to leave Iran. Soon thereafter, the Iranian monarchy was formally abolished, and Iran was declared an Islamic republic.
(Former) Shah of Iran, Shah of Persia (Persian: محمدرضا شاه پهلوی ; [mohæmˈmæd reˈzɒː ˈʃɒːhe pæhlæˈviː]), ruled Iran from 16 September 1941 until his overthrow by the Iranian Revolution on 11 February 1979. He was the second and last monarch of the House of Pahlavi of the Iranian monarchy. Mohammad Reza Shah Pahlavi held several titles: His Imperial Majesty, Shahanshah (King of Kings, Emperor), Aryamehr (Light of the Aryans) and Bozorg Arteshtārān (Head of the Warriors, Persian: بزرگ ارتشتاران).
This young prince, who had received his primary education in the West and under the supervision of colonial governments, came to power in Iran during World War II after his father was ousted by the British and on British orders. During his reign, with the efforts of Iranian Prime Minister Mohammad Mossadegh, the Iranian oil industry was nationalized and removed from British control. That same year, the Shah staged a coup against Mossadegh with American support. Until the Mordad coup of 1953, Mohammad Reza Pahlavi was in power with British support, but from then on he became dependent on the United States and the country and Iran's oil resources were completely under the control of the United States and Israel.
A secular Muslim himself, the Shah gradually lost support from the Shi'a clergy of Iran, particularly due to his strong policy of modernization, secularization, conflict with the traditional class of merchants known as bazaari, and recognition of Israel. Various additional controversial policies were enacted, including the banning of the communist Tudeh Party, and a general suppression of political dissent by Iran's intelligence agency, SAVAK. Amnesty International reported that in 1978 Iran had as many as 2,200 political prisoners.
Several other factors contributed to strong opposition to the Shah among certain groups within Iran, the most notable of which were the U.S. and U.K. backed coup d'état against Prime Minister Mosaddegh in 1953, clashes with Islamists, and increased communist activity. By 1979, political unrest had transformed into a revolution which, on 16 January, forced the Shah to leave Iran. Soon thereafter, the Iranian monarchy was formally abolished, and Iran was declared an Islamic republic.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 9 of 9 reviews
October 12, 2015
تمدن بزرگ یعنی چه؟
یعنی تمدنی که بهترین آثار دانش و بینش بشری در راه تامین عالی ترین سطح مادی و معنوی برای همه افراد جامعه به کارگرفته شده باشد. تمدنی که در آن دستاوردهای بدیع علم و صنعت با ارزش های معنوی و با موازین پیشرفته عدالت اجتماعی در آمیخته باشد.
پیشنهاد من.... مطالعه کنید.
یعنی تمدنی که بهترین آثار دانش و بینش بشری در راه تامین عالی ترین سطح مادی و معنوی برای همه افراد جامعه به کارگرفته شده باشد. تمدنی که در آن دستاوردهای بدیع علم و صنعت با ارزش های معنوی و با موازین پیشرفته عدالت اجتماعی در آمیخته باشد.
پیشنهاد من.... مطالعه کنید.
May 8, 2025
در مورد خوب بودن کتاب که شکی نیست. بسیار دقیق نوشته شده، به خصوص تحلیلهای ارائه شده از وضعیت حال و آینده جهان. اما آیا واقعیت جامعه وقت ایران هم در نظر گرفته شده؟ آیا غالب مردم در ایرانی که شاه در کتابش توصیف کرده زندگی میکردند؟ و با توجه به حضور ایران در زمان او بین ثروتمندترین و قدرتمندترین کشورهای جهان، همراه با شکوفایی بیسابقه و بینظیر اقتصادی– که قطعا تردیدی درش نیست- چنان چه شاه بارها و بارها از اهمیت و ضرورت عدالت و توزیع ثروت و منابع و رفع فقر و گرسنگی، چه در ایران و چه در جهان صحبت میکنه، خود عامل این موضوع بوده؟
کتاب در سال 55-56 منتشر شده، یعنی در دوران درگیری و تنشهای خیابانی و زمانی که به گفته مورخان حتی پایههای انقلاب 57 گذاشته شده. با این وجود، شاه با اطمینان کامل از درستی مسیری که طی کرده و طی خواهد کرد صحبت میکنه و مطمئنه که با یاری خدا - که همیشه بهش محبت داشته- این "مسیر مقدس" رو ادامه میده و چیزی هم مانعش نمیشه:
" برای من به عنوان ناخدای سرنوشت کشورم، در اقیانوس متلاطم جهان امروز، اتکاء به عنایات الهی، اساس و بنیاد تمام تصمیمهاست و میدانم تا وقتی که راه من راهی باشد که خواسته اوست، پیشرفت در این راه حتمی خواهد بود. احساس قلبی من این است که مشیت کامله خداوندی، مرا به عنوان رهبر این ملت در دوران سرنوشت ساز جهان امروز، مامور ایفای این رسالت فرموده است و تا وقتی که او بخواهد، نه تنها هیچ نیروی سیاسی یا عامل اقتصادی، بلکه هیچ عامل غیر قابل پیشبینی فردی و خصوصی نیز، نخواهد توانست مانع انجام این رسالت شود."
هر برگی از تاریخ ایران رو که میخونم، چه از منابع اینوری و چه اونوری و چه بیطرف، سوالهای بیشتر و بیشتری در ذهنم نقش میبنده
و این سوالِ لعنتیِ شاید"غیرقابلِ پاسخ" تا ابد:
" اگر انقلاب 57 اتفاق نیفتاده بود، چه میشد؟"
کتاب در سال 55-56 منتشر شده، یعنی در دوران درگیری و تنشهای خیابانی و زمانی که به گفته مورخان حتی پایههای انقلاب 57 گذاشته شده. با این وجود، شاه با اطمینان کامل از درستی مسیری که طی کرده و طی خواهد کرد صحبت میکنه و مطمئنه که با یاری خدا - که همیشه بهش محبت داشته- این "مسیر مقدس" رو ادامه میده و چیزی هم مانعش نمیشه:
" برای من به عنوان ناخدای سرنوشت کشورم، در اقیانوس متلاطم جهان امروز، اتکاء به عنایات الهی، اساس و بنیاد تمام تصمیمهاست و میدانم تا وقتی که راه من راهی باشد که خواسته اوست، پیشرفت در این راه حتمی خواهد بود. احساس قلبی من این است که مشیت کامله خداوندی، مرا به عنوان رهبر این ملت در دوران سرنوشت ساز جهان امروز، مامور ایفای این رسالت فرموده است و تا وقتی که او بخواهد، نه تنها هیچ نیروی سیاسی یا عامل اقتصادی، بلکه هیچ عامل غیر قابل پیشبینی فردی و خصوصی نیز، نخواهد توانست مانع انجام این رسالت شود."
هر برگی از تاریخ ایران رو که میخونم، چه از منابع اینوری و چه اونوری و چه بیطرف، سوالهای بیشتر و بیشتری در ذهنم نقش میبنده
و این سوالِ لعنتیِ شاید"غیرقابلِ پاسخ" تا ابد:
" اگر انقلاب 57 اتفاق نیفتاده بود، چه میشد؟"
February 25, 2016
تفاوت میان این کتاب و کتاب نخست محمدرضا شاه پهلوی در خور یک پژوهش جدی است. شاه گرچه همچنان آمار و ارقامی که همیشه علاقه به مطالعه و حفظ کردنشان داشت را تکرار می کند و بخوبی از مسائل و مشکلات جهان معاصر آگاه است اما در مقام ارائه راه حل، به نظر می رسد که از دید واقعگرای کتاب نخست فاصله زیادی گرفته و درست در آستانه واژگونی نظامش درگیر خیال پردازی در باره طرح هایی برای برقراری دمکراسی و عدالت اجتماعی و اقتصادی و رفاه برای همه شده که گرچه زیباست ولی عملی نیست و نتیجه اش را هم دیدیم.
March 4, 2023
با مطالعه این کتاب جزئیات آرمانشهر متصور از سوی آخرین شاه ایران را در میابیم.هرچند آرمان گرایی امری ناپسند نیست ولی اگر با واقع گرایی همزمان باشد نتیجه بخش خواهد بود.ای کاش شاه اطلاعات بیشتری از وضعیت داخلی کشورش داشت و فقط به اطلاعات “بله قربان گویان” اطرافش اکتفا نمیکرد.تحلیلهای خارجی او غالبا صحیح است.نگرانی از تروریسم و آینده آن ستودنی است.ولی ای کاش کمی بیشتر اطلاعات و تحلیل داخلی میداشت.فقط ای کاش
July 20, 2020
aliiiiiiii
This entire review has been hidden because of spoilers.
July 30, 2022
کتاب خوبی برای درک تصورات شاه برای اینده ایران
August 20, 2026
گاش بودی و شکوه کشورمون میدیدیم به جای این ویرانه ای که ساختن. جاویدشاه
June 6, 2021
با وجود اینکه این موارد عملی نشد ولی به کتاب نمره خوبی دادم
January 6, 2026
یکی از مواردی که همیشه در خصوص کتابهای محمدرضاشاه محل بحث و تردید میباشد، این است آیا نویسنده این کتابها خود شاه بوده است یا شخص دیگری؟ این بحثها و تردیدها در خصوص کتاب «به سوی تمدن بزرگ» بیشتر جلوه میکند و اینکه آیا نویسنده خود شاه است و اگر خودش است، چه کسی به او کمک کرده است؟ این مسئله تا جایی پیش می رود که یکی از خبرنگاران در دادگاه هویدا پس از انقلاب اسلامی ایران از او میپرسد که آیا نویسنده واقعی کتاب «به سوی تمدن بزرگ» را میشناسد و هویدا با احتیاطی کامل، زیر لب، جواب می دهد «از قول من ننویسید، ولی به کمک شجاعالدین شفا نوشته شده بود».
Displaying 1 - 9 of 9 reviews









