"درآمدي بر نظريهي آبادي"نوشته "پژمان شقاقی "با نگرشی شرق شناسانه و با روشی علمی از مسیر جامعه شناسی تاریخی درصدد است تا تفاوتها و شباهتهای دو تجربه ایران و غرب را در زمینه مفهوم شهر نشان دهد. این کتاب کوششی است در فراهم کردن نظریهای آغازین برای بازخوانی شهر ایرانی که بستر آن، نه دانش امروز غرب بلکه دانش برجای مانده از پیشینیانِ این مرز و بوم است که در میان برگههای کاغذ و یا بر سینة کوهها نقش بسته و از آن نگاهبانی شده است. به نظر پژمان شقاقی واژة آباد از ريشة پاييدن يا نگهباني کردن، برآمده و واژة آبادي نيز اشاره به جايي يا چيزي دارد که پاييده يا نگهباني شده است. از نگاه شقاقی در اندیشة ايراني از سه چيز و در سه سطح میبایست نگهباني شود: خود، خانه و شهر: در سطح خُرد، نگهباني از روان با دانشِ خویشتنداری؛ در سطح میانی، نگهباني از خانواده با دانشِ خانهداری ؛ و در سطح کلان، نگهباني از جهان با دانشِ جهانداری. وی تصریح می کند در اندیشة ایرانی همواره مقیاس شهرِ (= سرزمین) برخاسته از اندیشة ایرانشهری، جایگزین مقیاس شهرِ (= شهرستان) غربی بوده است. از این رو، به جای پیگیری سنجة جدایی شهرستان از ناشهرستان در ایران، باید در پیِ جدایی شهر (= قلمرو شاهي) از ناشهر بود. اين ناشهر که بيابان نام داشت، سرزميني بوده که از آن نگهباني نميشده و از اين روي، امکانِ آرميدن در آن و گرداندن آن به جايباش نبوده است. پسآنگاه، سنجه جدايي شهر از ناشهر، آباداني يا نگهباني شدن بوده است و فاصله ي جايباشهاي ايراني و غربي از اينجا آغاز ميگردد. زيرا درون يک شهر (= قلمرو شاهي) ايراني هيچگونه تفاوتی ميان باشندگان و روندگان نبوده و به همين گونه، هيچ تفاوتی نيز ميان جايباشها، از ده و روستا گرفته تا شهرستان، نبوده است و همگي باشندگان و روندگاني که درون يک شهر (= قلمرو شاهي) زندگي ميکردهاند در نگاهباني از شهر و گسترش ِ داد به يکديگر ياري ميرساندهاند.
چرا سه ستاره؟ نویسنده زحمت زیادی کشیده اما مقداری کتابسازی قاطی آن شده (یعنی نمایش زحمت بسیار برای نوشتن کتاب، از جمله با آوردن تمام پاراگرافهای پهلوی و عربی متونِ ذکر شده) و مقداری هم نداشتن ذهن تحلیلی به کتاب ضربه زده است. یعنی کتاب حاصل یک سری فیشهاییست که کنار هم نوشته شدهاند. جالب آن جملات انتهای مقدمه است که نوشته این چند نفر «سختی بازخوانی این کتاب را پذیرفته و نکاتی را گوشزد کردهاند» !!! استادان: سید جواد طباطبایی ، فریدون جنیدی، پرویز پیران، جهانشاه پاکزاد، علیقلی محمود بختیاری، محمد بقایی ماکان.... اگر این چند نفر این کتاب را دیدهاند و تایید کردهاند، وای بر اساتید ما اگر ندیدهاند و لابد خبردار شدهاند از این ذکر نابجای اسم و اعتبارشان، وای بر این محافظهکاری