Jump to ratings and reviews
Rate this book

آذرباد

Rate this book
آذرباد در حاشیه‌ی پاریس، در کمپ مهاجران غیرقانونی زندگی می‌کند. او با تسلطی که بر زبان فرانسه دارد به عنوان واسطه‌ای میان مهاجران و نهادهای اداری، پزشکی و بیمه‌ای فعالیت دارد. اما این نقش، باری‌ست سنگین: ترجمه‌ی حرف مردمانی که اغلب چیزی جز زخم و امید با خود نیاورده‌اند. آذرباد ماهیت این بار را زیر سوال می‌برد: «چرا باید مجبور باشد درد را، بی‌قراری و دلتنگی و استیصال را به زبانی دیگر ترجمه کند؟»
چاپ اول ۱۴۰۴

190 pages, Paperback

First published May 12, 2025

14 people are currently reading
89 people want to read

About the author

نسیم مرعشی

6 books404 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
35 (19%)
4 stars
38 (20%)
3 stars
42 (23%)
2 stars
26 (14%)
1 star
40 (22%)
Displaying 1 - 30 of 62 reviews
Profile Image for Behzad Ilakchi.
3 reviews
June 2, 2025
چون خودشان گفته بودند که هفت سال وقت صرف تحقیق و نوشتن این رمان کرده‌اند، خواستم عرض کنم که برای نوشتن چنین شبه‌رمان سانی‌مانتال، سطحی، شعاری و پدیدآوردن نثری چنین پرغلط و کودکانه، یک سال هم اتلاف وقت بود.
نویسنده‌های اصلاح‌طلبی مثل همین خانم مرعشی، آفت ادبیات معاصر ایرانند.
Profile Image for Zahra Shiri Daryani.
14 reviews6 followers
June 6, 2025
از نویسنده ی " هرس " و " پاییز فصل آخر سال است" انتظار فراتر از این ها داشتم ... به نظرم واقعا سبک نوشتاری فاجعه بود ... وقتی فهمیدم که نسیم مرعشی کتاب جدید داده؛ درنگ نکردم برای خریدش .... اما واقعا تو ذوقم خورد!!! 30 تا 40 صفحه رو رد کردم که ببینم تهش چی می شه! داستان بدون تعلیق و هیجان و فراز و فرود بود ... و فوق العاده کسل کننده و یکنواخت!
Profile Image for Mahboobeh Hamzeloo.
17 reviews2 followers
October 5, 2025
واقعا ارزش خوندن نداشت
اصلا دوستش نداشتم
کتاب صوتیش رو گوش دادم
و صدای گوینده واقعا افتضاح و بی روح بود
Profile Image for Mohammad.
197 reviews124 followers
July 28, 2025
همون روز‌های اول که از نمایشگاه خریدمش شروع به خوندن کردم و چند روزی بیشتر طول نکشید تا کتاب رو به انتها برسونم. روی صفحه اول امضای خانم مرعشی به یادگار مونده. کتاب آذرباد قصه‌ایه در مورد دختری به اسم آذر که با خانواده‌ش مهاجری شدن از این کشور به اون کشور و مثل پرستوهای زخمی خسته از کوچ بعد از هزارسال دربه‌دری حالا در حومه فرانسه پاریس در اقامتگاهی که برای پناهنده‌ها برپا شده زندگی می‌کنن. آذر از ابتدای کنار یه کلمه‌ای رو به فرانسوی زیاد تکرار می‌کنه: «مِرد» به فرانسوی معنی لعنت می‌ده. قصه غمناکی داره و در مورد آدم‌هاییه که آرزوشون اینه که بتونن یه جایی ساکن بشن که بتونن بهش بگن خونه! آدم‌های خسته از یاد گرفتن زبان‌های جدید، خسته از بی‌آشیون بودن. راوی داستان خود آذره که دختر نوجوونیه که یه جورهایی بار کل زندگی و خانواده افتاده روی دوشش و نسبت به سن‌و‌سالش انگار که چیزی به اسم جوونی براش وجود نداشته. تنها تفریحش در آشوب و تکه‌های غمناک داستان چرخ زدن در پیاده‌روهای پاریس به دنبال یه نوازنده خیابونیه و تماشا کردنش، تنها جاییه که انگار غم غربت نمی‌تونه به هاله‌ش نفوذ کنه. نوشتار کتاب اما به‌خاطر سن راوی نوشتار ساده‌ایه و نسبتاً شفاف. اگه بخوام نقطه قوت کتاب رو بگم به دیالوگ‌نویسی اشاره می‌کنم چون نسبت به رمان‌های فارسی این‌روزها لااقل نویسنده یک چیزهایی از دیالوگ درست متوجه می‌شه. نسیم مرعشی ادعا کرده که این داستان رو از روی شخصی به همین نام الهام گرفته و قصه اون رو داره تعریف می‌کنه و حدود هفت سالی از وقتش رو پای این رمان گذاشته. رمان آذرباد به طور کل رمان بدی نیست اما یک رمانی که نیاز به هفت سال وقت و فکر داشته هم نیست. نسبت به کتاب هرس عقب‌گرد کرده و نسبت به کتاب پاییز بهتر شده. فضاسازی‌های خوبی داره اما جاافتادگی رمان و کشش داستانش در حدو‌اندازه چیزی که باید نیست و قصه و شخصیتی نداره که بشه گفت توی ذهن آدم حک بشه و در مجموع تجربه‌ی زودگذر و بدون عمقیه. اما در مجموع بهش سه ستاره می‌دم به دلیل خاطره خوبی که موقع خرید کتاب ازش برام به جا مونده.
Profile Image for Felor.
48 reviews2 followers
August 10, 2025
نویسنده حتی زحمت تحقیق درست رو به خودش نداده. پر از کلیشه‌های تکراری درباره‌ی پناهنده‌ها، کمپ و پاریس، انگار فقط چند تا داستان شنیده و سرهم کرده. شخصیت‌ها کاغذی، فضاها مصنوعی، و همه‌چیز پیش‌بینی‌پذیر. یک رمان سطحی که سعی کرده جدی باشه ولی نشده.
4 reviews
July 17, 2025
غم‌نامه نوشتن و هر اتفاقی را در وضعیتی اغراق‌آمیز تلخ تعریف کردن نویسندگی نیست.‌آذرباد اصلا وارد ساحت رمان نمیشود.
Profile Image for Sadra Kharrazi.
551 reviews110 followers
September 29, 2025
سخته نوشتن راجع به آذرباد و احساسات دوگانه‌ای نسبت بهش دارم

از یه طرف ایرادات قابل توجهی بهش وارده:

استفاده از اصطلاحات سطحی که آدم فکر می‌کنه از هوش مصنوعی یا حتی گوگل ترنسلیت گرفته شدن

"به غم نزدیک بودم"

اصرار بیش از حد نویسنده به القای تلخی و غم و به کار بردن جملات و عبارات تکراری

"گریه کردم
گریه کرد
صدای گریه می‌آمد
بغض کردم
بغض کرد
روز تلخی بود
غمگین بودم"

صدها بار چنین جملاتی تکرار شدن که واقعا آزار دهنده بود

وقتی شما چنین فضای تب‌آلود و غمناکی رو به تصویر می‌کشی، خود مخاطب طبیعتا غم رو درک می‌کنه، هی نیاز نیست یادآوری کنی چون از یه جایی به بعد قضیه لوس و مشئزکننده میشه

و وقتی شما به این فکر می‌کنی که نویسنده این کار کسیه که هرس و پاییز رو به عنوان دو تا از بهترین آثار حداقل ده، بیست سال گذشته نوشته، بیشتر برات عجیب میشه

ولی از یه طرف هم فکر می‌کنم که خیلی هم کتاب بدی نبود
یه جاهایی تونست من رو با خودش همراه کنه
هر چند که شخصیت‌سازی به نظرم در نیومده بود، ولی موضوع داستان برام قابل تامل بود
جملات و دیالوگ‌های زیبایی هم داشت
به خصوص آخرای کتاب و بهتریش با این مضمون که

"من هم از ادامه دادن خسته‌ام، هم از جنگیدن برای ادامه ندادن..."

در کل از خوندنش به هیچ وجه پشیمون نیستم و کاملا راضی‌ام ولی بعیده کتابی باشه که قصد بازخوانیش رو داشته باشم
Profile Image for Sara.
160 reviews57 followers
September 26, 2025
خیلی وقت‌ها تو زندگی خسته و گیج می‌شی، گاهی دلت می‌خواد فرار کنی و پشت سرت رو هم نگاه نکنی، گاهی حس می‌کنی همه دردها روی دوش توئه و تنها کاری که دلت می‌خواد بکنی اینه که بشینی یه گوشه و بذاری دنیا هر جور که دلش می‌خواد بچرخه و تو رو ببره اونجایی که خودش می‌خواد.

آذرباد نوجوونیه که محکومه با یه کوهی از فشار کنار بیاد: هم باید با غربت و تنهایی کمپ پناهندگان بسازه، هم غم و ناراحتی بقیه رو به زبون خودش ترجمه کنه و بهشون منتقل کنه. این فشار چند برابر سنگین‌تر و نفس‌گیرتر از هرکسی که تو کمپ داره زندگی می‌کنه حس میشه، این‌که مجبوره یه وقتایی درداشو با لگد پرت کنه یه گوشه و به درد و دلا و زخمای بقیه رسیدگی کنه و ته تهش اگه یه وقتی موند برسه به حال دلش!

داستان ساده پیش میره، زیاد غافلگیری خاصی نداره و بعضی شخصیت‌ها اونقدر سطحی میان و می‌رن انگار یه روح رد شده از وسط داستان و بعدا رد و اثری ازشون باقی نمی‌مونه. نقطه قوت داستان همون حس غم و بدبختیه که خیلی واقعی منتقل می‌شه؛ یه جوری که رنج آدم‌هایی که حتی نمی‌شناختمشون، ولی بغض و دردشون گریبانم رو گرفت. با این حال وقتی تمومش می‌کنی، یه حس واقعی از دلتنگی، امید و تلاش برای زنده موندن تو وجودت می‌مونه.


من معمولاً کتاب‌هامو فیزیکی می‌گیرم و شنیدن کتاب صوتی اون حس واقعی خوندن رو بهم نمی‌ده، ولی این بار اول یه چیزی شنیدنی می‌خواستم تا شب‌ها به جای زل زدن به کلمه‌ها، گوش کنم. خلاصه «آذرباد» نسخه صوتیشو گرفتم و خیلی خوشحالم از انتخابم؛ گوینده عالی تونسته فضای سرد و غمگین کمپ رو منتقل کنه و حتی موسیقی متن هم تجربه شنیدنی رو کامل کرده بود :)
Profile Image for میعاد.
Author 13 books368 followers
July 15, 2025
شاید اگر دو رمان قبلی نویسنده رو نخونده بودم و توقعی نداشتم این‌قدر از قلمش متعجب نمی‌شدم، گرچه دیدگاهش رو هم چندان درک نکردم.
Profile Image for زینب سهراب‌پور.
44 reviews
May 22, 2025
یادآور لحظه‌های پر از اضطراب خداحافظی و دوری
در دنیای باهمانِ تنهایان خیال اینکه این احساسات و تجربه‌ها مختص تو نیست و دیگرانی هم هستند که از سرش گذرانده‌اند، مایه تسلی خاطر است تا حدی.
Profile Image for Fatemeh.
382 reviews67 followers
December 20, 2025
نمی‌دونم آدم‌ها چرا اینقدررر نظر منفی داشتند در مورد این کتاب. خوب و روال بود به نظرم. آره، نسیم مرعشیِ «پاییز فصل آخر سال است» نبود، ولی اوکی بود به نظر من.
Profile Image for KianHmz.
53 reviews6 followers
Read
January 24, 2026
در شرایط غم و عصبانیت و پارگی مملکت خوندمش. انتخاب باشگاه کتابخوانی چشمه دی ماه ۱۴۰۴، ‌که البته وارد بهمن ماه شدیم و بعلت پارگی مملکت هنوز دورهمی حضوری تشکیل نشده. خوندنش ط��ل کشید، حالم رو خیلی بدتر کرد. ولی، چون غم‌پرستم دوستش داشتم. ولی، نظرات گودریدز و حتی فیدیبو باعث شد شک کنم. احتمالا دچار سوءاستفاده احساسی شدم توسط کتاب:))
Profile Image for Mahsa Shahshahani.
105 reviews26 followers
December 25, 2025
چند ماه پیش که می‌خواستم این کتاب را بخوانم ریویوهای خیلی منفی یک ستاره‌ای باعث شدند قیدش را بزنم.
اما ریویوهای مثبت‌تر دوستان نزدیکترم باعث شد نظرم را عوض کنم و به این کتاب شانس بدهم.
نتیجه اینکه واقعا متوجه نمی‌شوم دلیل این همه امتیاز منفی و ریویوی خیلی منفی چیست.
تمام توصیفات نویسنده از پاریس با تمام واقعیتی که از نزدیک دیده‌ام هماهنگ بود. با تجربیاتم از کار داوطلبانه‌ی ترجمه برای کمپ پناهندگی هم همینطور.
احساسات زیبا و ساده و روان توصیف شده بود و شخصیت‌ها در ذهنم جان گرفته بودند. من این کتاب را در دو نشست خواندم و دلم نمی‌خواست از دنیایش جدا شوم. حتی در اوج غم و آوارگی‌اش هم حس امید و جنگیدن جاری بود.

در عین حال، باید بگویم که این کتاب از نظر ادبی یا داستانی و روایی هیچ پیچیدگی خاصی نداشت و حتی مطمئن نیستم که عناصر داستانی کافی داشت برای اینکه رمان یا حتی novella باشد. ضمناً قوت قلم نویسنده به اندازه‌ی کتاب‌ «پاییز فصل آخر سال است» نیست (هرس را نخوانده‌ام).‌
از نظر توصیف احساسی هم از سطح فراتر نمی‌رود و عمقی در آن نبود. به همین خاطر با وجود اینکه خواندن کتاب برایم لذت‌بخش بود، به ۳ ستاره اکتفا می‌کنم.
Profile Image for Mehrnaz.
217 reviews23 followers
December 5, 2025
«آذرباد» داستان آدم‌هایی است که برای فردای بهتر مهاجرت می‌کنند، اما در برزخ می‌مانند. این رمان با تصویری واقعی و انسانی از پناهنده‌ها، نه فقط روی بدبختی و بیچارگی تمرکز دارد، بلکه گاهی رگه‌هایی از امید و مقاومت را هم نشان می‌دهد.

شخصیت‌ها جذاب و زنده‌اند؛ از جنگندگی آذرباد گرفته تا عشق پدربزرگ به ایران، همه حس زندگی واقعی را منتقل می‌کنند. فضاسازی مرعشی به‌ویژه فضای کمپ، بسیار ملموس و دلنشین است و خواننده را کاملاً در داستان غرق می‌کند.

تنها نکته‌ی کوچک شاید تکرار زیاد «گفتم، گفت» و فعل‌های مشابه باشد، اما در کل نثر روان کتاب، تجربه‌ی خواندن را شیرین و تاثیرگذار می‌کند.
Profile Image for Mehdi Faraji.
11 reviews1 follower
December 15, 2025
بعد از خوندن هرس و پاییز فصل آخر سال است، انتظارم خیلی بالاتر بود. رمان جالبی بود، موضوع هم در‌نوع خودش تازه بود، اما نویسنده انتظار من رو بالا برده بود و منتظر اثری در حد دو رمان قبلی بودم.
Profile Image for Shadi.
6 reviews
July 28, 2025
دلم میخواد برگردم به زمانی که این کتاب چرند رو‌ نخونده بودم. فقط روضه و غصه‌ی مدل سریالهای صدا و سیما...
خاک بر سر نشر چشمه.
92 reviews4 followers
January 30, 2026
کتاب به خوبی می‌تونه از پس هدفش بر بیاد، یعنی نشون دادن وضعیت وخهیم پناهنده‌ها در سرتاسر جهان، این که سکه‌ی پناهندگی دو رو داره، یکی خوشبختی و اون یکی بدبختی، این خوشبختی یا بدبختی هم لزوما به پذیرفته شدن یا پذیرفته نشدن ربطی نداره چون همون‌طور که در داستان می‌بینیم حتی بعضی از کسایی که پذیرش می‌گیرن هم همچنان زندگی رقت‌باری دارن و حتی گاهی دلتنگ شرایط قبلیشون میشن اما کی هست که از سر شکم‌سیری سختی‌های پناهندگی رو به جون بخره؟ پناهندگی پریدن از یه چاه به یه چاه دیگه است به امید این که توی چاه دوم یه نردبون پیدا بشه تا ازش بالا بری. اما بزرگ‌ترین ضعف این کتاب این بود که پر بود از جمله‌های تاثیرگذار و سنگینی که در قد و قواره‌ي شخصیت‌ها، کتاب و حتی نویسنده نبودن. یه دختر ۱۸ ساله جوری حرف می‌زنه انگار یه فیلسوف با سال‌ها تجربه و مطالعه است. درسته که شخصیت‌ها سختی‌های زیادی کشیدن و تجارب زیادی کسب کردن ولی اصلا باورپذیر نیست همچین حرف‌های سنگینی به زبون بیارن و بهتر بود جمله‌های ساده‌تری به زبون می‌آوردن تا درکشون راحت‌تر بشه و بهتر بتونیم همدردی کنیم. من موقع خوندن کتاب حس نمی‌کردم با یه دختر ۱۸ ساله طرفم بلکه انگار آلبر کامو از گور در اومده بود و داشت اینا رو تعریف می‌کرد.
Profile Image for مصطفا جواهری.
107 reviews22 followers
May 30, 2025
دو رمان قبلی نسیم مرعشی هیچ‌وقت سلیقهٔ من نبودند. آذرباد هم همین شد. من با آذرباد چندروزِِ غمگین را گذراندم. شب آخر مطالعهٔ کتاب، بالاخره گریه‌ام را درآورد و مثل همیشه از نثر درخشان نویسنده لذت بردم.

اما جهانِ داستانی نسیم مرعشی، دلخواه و دلچسب من نیست. هیچوقت نفهمیدم و نمی‌فهمم این حجم از غم‌نویسی چه خاصیتی دارد. حتی اگر فرض هم بگیریم نویسنده، سیاه‌نمایی نمی‌کند، فایدهٔ سیاه‌نویسی چیست؟ و فایدهٔ سیاه‌خوانی برای مخاطب؟ مخاطبی که به میزان کافی در روزمرهٔ خودش درگیر غم و اندوه هست...

اگر روزهایی غمگین را می‌گذرانید، اصلا کتاب مناسبی نیست. اگر هم دو کتاب قبلی نویسنده را دوست داشتید، حتما از آذرباد لذت بیشتری خواهید برد.
Profile Image for Parham.
39 reviews
July 20, 2025
۳.۷۵
درسته که از بقیه کتاباش ضعیف تر بود, ولی کتاب بدی نبود. فضا سازی جالب، کارکتر های متنوع و کلا سوژه خوبی داشت.
Profile Image for Saeedeh Z‌are.
97 reviews4 followers
July 24, 2025
کتاب تلخی بود، درست مثل پاییز فصل آخر سال است و هرس. انگار تلخی قلم مرعشی امضای کارشه. به اندازهٔ کتاب‌های قبلیش خوب نبود، اما ارزش یک‌بار خوندن رو داره.
Profile Image for tz.bookish.
18 reviews
October 2, 2025
با تجربه‌ای که از هرس و پاییز داشتم میدونستم سراغ کتاب غمگینی میرم ولی این حجم غم و درد بنظرم عجیب زیاد بود!


شخصیت سازی ها بنظرم خیلی ضعیف بود و روند داستان اگر حداقل چندتا فلش بک میخورد و پیشینه‌ی شخصیت‌ها، تصمیماتشون و اجبار به مهاجرتشونو تعریف میکرد بهتر از این روند کند و یکنواخت و تکرار این حجم کلمات غمگین بود.

حتی پایان بندی کتاب هم برام قوی نبود و این حسو بهم میداد که نویسنده فقط خواسته تمومش کنه به هر شکلی که تونسته.
ولی یه سری جمله ها و یه جاهایی حس‌هایی که برام آشنا بود رو از کتاب دوس داشتم و دو ستاره‌رو فقط به همین دلیل میدم.
Profile Image for M&A Ed.
409 reviews63 followers
September 20, 2025
رمان. هویت. مهاجرت
رمان «آذرباد» نوشته‌ی نسیم مرعشی یکی از آثار تازه‌ و بحث‌برانگیز ادبیات معاصر ایران است که به‌طور جدی به مضامین هویت، خانواده، و مهاجرت می‌پردازد.
مرعشی در «آذرباد» همچون آثار قبلی‌اش به سراغ موضوعات اجتماعی و تاریخی رفته است. رمان حول مسائلی چون مهاجرت، درگیری‌های خانوادگی، سرگشتگی هویتی و تضاد میان گذشته و حال می‌گردد. نام "آذرباد" نیز خود بار تاریخی و اسطوره‌ای دارد و به نوعی نماد مقاومت و ماندگاری در برابر فراموشی است.
شخصیت‌ها زنده و باورپذیرند؛ هرکدام با گذشته‌ای پرزخم و آینده‌ای مبهم. یکی از ویژگی‌های مهم کار مرعشی این است که شخصیت‌ها صرفاً تیپ اجتماعی نیستند، بلکه لایه‌های عاطفی و روانی متعددی دارند. این باعث می‌شود خواننده به‌راحتی با آن‌ها همذات‌پنداری کند.
مرعشی از زبانی ساده اما شاعرانه بهره می‌گیرد. جملات روان و گاه کوتاه، ریتم خواندن را تند می‌کند، در حالی‌که لحن احساسی و تصاویر ادبی فضای رمان را غنی‌تر می‌سازد. او میان روایت خطی و فلاش‌بک تعادلی ایجاد کرده که باعث می‌شود داستان هم معاصر به نظر برسد و هم ریشه در تاریخ و گذشته داشته باشد.
Profile Image for Sanam Abedini.
12 reviews
May 26, 2025
گاهی داستان رو دوست نداشتم، گاهی باهاش همزاد پنداری کردم، یه صفحه‌هایی اشک ریختم به پهنای صورت. اگر بخوام از دید یه خواننده بگم، پر از حس بود! پر از اتفاقایی که بهت حس خوب می ‌داد! اما دید غیر یه خواننده که از قلم مرعشی خوشش میاد! یه جاها پرش زیاد بود، همین باعث می شد، نتونی با خط داستان هم‌گون پیش بری… یه جاها با همه‌ی اطلاعات نویسنده، به خاطر محدود بودن زاویه دیدش درک صحنه‌هایی هم که نوشته بود سخت می‌شد( هر چند که توصیف‌های ادبی باعث لذت بخش بودن اون بخش ها بود)
Profile Image for Nooshin.
57 reviews6 followers
June 28, 2025
کارهای نسیم مرعشی رو دنبال می‌کنم و به نظرم نویسنده‌ی بسیار دقیقی هست. در تصویرسازی استاد هست. گرچه بیشتر ترجیح می‌دم جمله‌بندی‌ها رو کوتاه‌تر کنه. چون جمله‌ها خیلی طولانی هست.
دلم می‌خواد کتاب بعدی نسیم مرعشی خیلی متفاوت‌تر باشه. آذرباد رو میخوندم همش حس می‌کردم همون راوی پاییز داره حرف می‌زنه.
واقعا امیدوارم اثر بعدی نسیم مرعشی خیلی متفاوت‌تر و برجسته‌تر باشه.
چون میدونم نویسنده‌ی خوبی هست و به عنوان مخاطب انتظارم ازش بالاست.
Profile Image for Mehrnoosh Arzaghi.
57 reviews1 follower
November 8, 2025
نسیم مرعشی قصه‌گویی را بلد است. همدلی آدم‌های کمپی در پاریس که پناهنده‌اند و در بی‌پناهی بهم پناه آورده‌اند به خوبی تعریف می‌شود. ترسیم شخصیت‌ها گاهی کلیشه‌ای اما باورپذیر است. تاویل‌پذیری نام شخصیت‌ها، مثل آذرباد، پناه و .. در کنار توصیف مکان‌ها، فضاسازی خوبی ایجاد کرده.
برای ما بسیار پیش‌بینی‌پذیر است که در دل‌کندن‌ها، دوباره دل سپردن‌ها و دلتنگی‌ها، قرار است زور زندگی بچربد.
Profile Image for Kiana Taghikhan.
45 reviews1 follower
June 7, 2025
مهاجرت و پناهندگی
مسئله مهم و همشگی ما ایرانی ها
کتاب رو خیلی دوست داشتم، فضاش، شخصیت های آشنا، رنگ و شادی و مرگ و زندگیش رو
Profile Image for Bahar D.
31 reviews12 followers
August 19, 2025
نسیم مرعشی جوری مینویسه که سخت میشه باور کرد اون زندگی رو کامل و دست اول زندگی نکرده. و حالا حتی من خواننده هم بعد از تموم کردن کتاب انگار خاطراتی قرض گرفتم از زندگی که زندگی من نیست!
دست مریزاد :)
Profile Image for Mohammad.
67 reviews
February 6, 2026
پاییز آخرین فصل سال است اینقدر خوب بود که متاسفانه هر چی بعد از اون از خانم مرعشی خوندم ناامیدم کرد و اصلا به اون سطح نرسید… شاید یه دلیلش انتخاب سوژه‌های عجیب و غریب‌شون باشه که به جای قصه آدمای معمولی دنبال رفتن تو دنیاهایی هستن که مخاطب رو بیشتر مرعوب فضا و مکان بکنه تا روابط آدما و قصه‌هاشون. البته که آذرباد از هرس به نظرم به مراتب بهتره مخصوصا از اواسط داستان. ولی خب بیشتر شبیه یه فیلنامه یه فیلم متوسط بود تا یه رمان خوندنی. با شخصیتایی که اگه چندناسون نبودن هم هیچ اتفاقی نیمفتاد که هیچ سردرگمی خواننده هم کمتر میشد
Profile Image for Fzk.
63 reviews4 followers
January 3, 2026
آوارگی، خستگی از نشدن‌های پیوسته و دویدن‌های پیاپی، گیجی و گنگی و بلاتکلیفی...
آذرباد قصه آشنایی بود!

و جملات آخر پدر: می‌دونی من توی زندگیم چی می‌خوام؟ دلم یه خونه‌ی کوچیک می‌خواد...
و من فکر می‌کنم، خونه لزوما یه مکان فیزیکی نیست؛ یک حالت ذهنیه که بعد از همه دویدن‌ها، همه نرسیدن‌ها و همه نشدن‌ها می‌تونی توش آروم بگیری و علی‌رغم همه ناکامی‌ها سهمی هر چند کوچیک از آرامش داشته باشی و سزاوار کمی دلخوشی باشی

از متن کتاب:
«ساعت پنج و نیم صبح بود و آن ساعت در وطن ساعت شروع روز بود و از صبح وطن خبر خوب نمی‌آید.»
Profile Image for Nika Strawberry  Shortcake.
19 reviews
January 1, 2026
کتاب رو خیلی دوست داشتم
بشدت به دلم نشست
زمانی که درحال خوندنش بودم کلی مطلب تو ذهنم بود
اما الان ذهنم خالی از مطلبه
و از آنجا که برای همخوانی یک گروه کتابخونی خوانده بودمش حتما مطلب اضافه میکنم 💕
Displaying 1 - 30 of 62 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.