Jump to ratings and reviews
Rate this book

آذرباد

Rate this book
آذرباد در حاشیه‌ی پاریس، در کمپ مهاجران غیرقانونی زندگی می‌کند. او با تسلطی که بر زبان فرانسه دارد به عنوان واسطه‌ای میان مهاجران و نهادهای اداری، پزشکی و بیمه‌ای فعالیت دارد. اما این نقش، باری‌ست سنگین: ترجمه‌ی حرف مردمانی که اغلب چیزی جز زخم و امید با خود نیاورده‌اند. آذرباد ماهیت این بار را زیر سوال می‌برد: «چرا باید مجبور باشد درد را، بی‌قراری و دلتنگی و استیصال را به زبانی دیگر ترجمه کند؟»
چاپ اول ۱۴۰۴

190 pages, Paperback

First published May 12, 2025

13 people are currently reading
88 people want to read

About the author

نسیم مرعشی

6 books402 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
34 (21%)
4 stars
30 (19%)
3 stars
34 (21%)
2 stars
22 (14%)
1 star
37 (23%)
Displaying 1 - 30 of 57 reviews
Profile Image for Behzad Ilakchi.
3 reviews
June 2, 2025
چون خودشان گفته بودند که هفت سال وقت صرف تحقیق و نوشتن این رمان کرده‌اند، خواستم عرض کنم که برای نوشتن چنین شبه‌رمان سانی‌مانتال، سطحی، شعاری و پدیدآوردن نثری چنین پرغلط و کودکانه، یک سال هم اتلاف وقت بود.
نویسنده‌های اصلاح‌طلبی مثل همین خانم مرعشی، آفت ادبیات معاصر ایرانند.
Profile Image for Mohammad.
195 reviews122 followers
July 28, 2025
همون روز‌های اول که از نمایشگاه خریدمش شروع به خوندن کردم و چند روزی بیشتر طول نکشید تا کتاب رو به انتها برسونم. روی صفحه اول امضای خانم مرعشی به یادگار مونده. کتاب آذرباد قصه‌ایه در مورد دختری به اسم آذر که با خانواده‌ش مهاجری شدن از این کشور به اون کشور و مثل پرستوهای زخمی خسته از کوچ بعد از هزارسال دربه‌دری حالا در حومه فرانسه پاریس در اقامتگاهی که برای پناهنده‌ها برپا شده زندگی می‌کنن. آذر از ابتدای کنار یه کلمه‌ای رو به فرانسوی زیاد تکرار می‌کنه: «مِرد» به فرانسوی معنی لعنت می‌ده. قصه غمناکی داره و در مورد آدم‌هاییه که آرزوشون اینه که بتونن یه جایی ساکن بشن که بتونن بهش بگن خونه! آدم‌های خسته از یاد گرفتن زبان‌های جدید، خسته از بی‌آشیون بودن. راوی داستان خود آذره که دختر نوجوونیه که یه جورهایی بار کل زندگی و خانواده افتاده روی دوشش و نسبت به سن‌و‌سالش انگار که چیزی به اسم جوونی براش وجود نداشته. تنها تفریحش در آشوب و تکه‌های غمناک داستان چرخ زدن در پیاده‌روهای پاریس به دنبال یه نوازنده خیابونیه و تماشا کردنش، تنها جاییه که انگار غم غربت نمی‌تونه به هاله‌ش نفوذ کنه. نوشتار کتاب اما به‌خاطر سن راوی نوشتار ساده‌ایه و نسبتاً شفاف. اگه بخوام نقطه قوت کتاب رو بگم به دیالوگ‌نویسی اشاره می‌کنم چون نسبت به رمان‌های فارسی این‌روزها لااقل نویسنده یک چیزهایی از دیالوگ درست متوجه می‌شه. نسیم مرعشی ادعا کرده که این داستان رو از روی شخصی به همین نام الهام گرفته و قصه اون رو داره تعریف می‌کنه و حدود هفت سالی از وقتش رو پای این رمان گذاشته. رمان آذرباد به طور کل رمان بدی نیست اما یک رمانی که نیاز به هفت سال وقت و فکر داشته هم نیست. نسبت به کتاب هرس عقب‌گرد کرده و نسبت به کتاب پاییز بهتر شده. فضاسازی‌های خوبی داره اما جاافتادگی رمان و کشش داستانش در حدو‌اندازه چیزی که باید نیست و قصه و شخصیتی نداره که بشه گفت توی ذهن آدم حک بشه و در مجموع تجربه‌ی زودگذر و بدون عمقیه. اما در مجموع بهش سه ستاره می‌دم به دلیل خاطره خوبی که موقع خرید کتاب ازش برام به جا مونده.
Profile Image for Mahboobeh Hamzeloo.
17 reviews3 followers
October 5, 2025
واقعا ارزش خوندن نداشت
اصلا دوستش نداشتم
کتاب صوتیش رو گوش دادم
و صدای گوینده واقعا افتضاح و بی روح بود
Profile Image for Zahra Shiri Daryani.
14 reviews6 followers
June 6, 2025
از نویسنده ی " هرس " و " پاییز فصل آخر سال است" انتظار فراتر از این ها داشتم ... به نظرم واقعا سبک نوشتاری فاجعه بود ... وقتی فهمیدم که نسیم مرعشی کتاب جدید داده؛ درنگ نکردم برای خریدش .... اما واقعا تو ذوقم خورد!!! 30 تا 40 صفحه رو رد کردم که ببینم تهش چی می شه! داستان بدون تعلیق و هیجان و فراز و فرود بود ... و فوق العاده کسل کننده و یکنواخت!
4 reviews
July 17, 2025
غم‌نامه نوشتن و هر اتفاقی را در وضعیتی اغراق‌آمیز تلخ تعریف کردن نویسندگی نیست.‌آذرباد اصلا وارد ساحت رمان نمیشود.
Profile Image for Felor.
48 reviews2 followers
August 10, 2025
نویسنده حتی زحمت تحقیق درست رو به خودش نداده. پر از کلیشه‌های تکراری درباره‌ی پناهنده‌ها، کمپ و پاریس، انگار فقط چند تا داستان شنیده و سرهم کرده. شخصیت‌ها کاغذی، فضاها مصنوعی، و همه‌چیز پیش‌بینی‌پذیر. یک رمان سطحی که سعی کرده جدی باشه ولی نشده.
Profile Image for Sadra Kharrazi.
539 reviews102 followers
September 29, 2025
سخته نوشتن راجع به آذرباد و احساسات دوگانه‌ای نسبت بهش دارم

از یه طرف ایرادات قابل توجهی بهش وارده:

استفاده از اصطلاحات سطحی که آدم فکر می‌کنه از هوش مصنوعی یا حتی گوگل ترنسلیت گرفته شدن

"به غم نزدیک بودم"

اصرار بیش از حد نویسنده به القای تلخی و غم و به کار بردن جملات و عبارات تکراری

"گریه کردم
گریه کرد
صدای گریه می‌آمد
بغض کردم
بغض کرد
روز تلخی بود
غمگین بودم"

صدها بار چنین جملاتی تکرار شدن که واقعا آزار دهنده بود

وقتی شما چنین فضای تب‌آلود و غمناکی رو به تصویر می‌کشی، خود مخاطب طبیعتا غم رو درک می‌کنه، هی نیاز نیست یادآوری کنی چون از یه جایی به بعد قضیه لوس و مشئزکننده میشه

و وقتی شما به این فکر می‌کنی که نویسنده این کار کسیه که هرس و پاییز رو به عنوان دو تا از بهترین آثار حداقل ده، بیست سال گذشته نوشته، بیشتر برات عجیب میشه

ولی از یه طرف هم فکر می‌کنم که خیلی هم کتاب بدی نبود
یه جاهایی تونست من رو با خودش همراه کنه
هر چند که شخصیت‌سازی به نظرم در نیومده بود، ولی موضوع داستان برام قابل تامل بود
جملات و دیالوگ‌های زیبایی هم داشت
به خصوص آخرای کتاب و بهتریش با این مضمون که

"من هم از ادامه دادن خسته‌ام، هم از جنگیدن برای ادامه ندادن..."

در کل از خوندنش به هیچ وجه پشیمون نیستم و کاملا راضی‌ام ولی بعیده کتابی باشه که قصد بازخوانیش رو داشته باشم
Profile Image for Sara.
158 reviews56 followers
September 26, 2025
خیلی وقت‌ها تو زندگی خسته و گیج می‌شی، گاهی دلت می‌خواد فرار کنی و پشت سرت رو هم نگاه نکنی، گاهی حس می‌کنی همه دردها روی دوش توئه و تنها کاری که دلت می‌خواد بکنی اینه که بشینی یه گوشه و بذاری دنیا هر جور که دلش می‌خواد بچرخه و تو رو ببره اونجایی که خودش می‌خواد.

آذرباد نوجوونیه که محکومه با یه کوهی از فشار کنار بیاد: هم باید با غربت و تنهایی کمپ پناهندگان بسازه، هم غم و ناراحتی بقیه رو به زبون خودش ترجمه کنه و بهشون منتقل کنه. این فشار چند برابر سنگین‌تر و نفس‌گیرتر از هرکسی که تو کمپ داره زندگی می‌کنه حس میشه، این‌که مجبوره یه وقتایی درداشو با لگد پرت کنه یه گوشه و به درد و دلا و زخمای بقیه رسیدگی کنه و ته تهش اگه یه وقتی موند برسه به حال دلش!

داستان ساده پیش میره، زیاد غافلگیری خاصی نداره و بعضی شخصیت‌ها اونقدر سطحی میان و می‌رن انگار یه روح رد شده از وسط داستان و بعدا رد و اثری ازشون باقی نمی‌مونه. نقطه قوت داستان همون حس غم و بدبختیه که خیلی واقعی منتقل می‌شه؛ یه جوری که رنج آدم‌هایی که حتی نمی‌شناختمشون، ولی بغض و دردشون گریبانم رو گرفت. با این حال وقتی تمومش می‌کنی، یه حس واقعی از دلتنگی، امید و تلاش برای زنده موندن تو وجودت می‌مونه.


من معمولاً کتاب‌هامو فیزیکی می‌گیرم و شنیدن کتاب صوتی اون حس واقعی خوندن رو بهم نمی‌ده، ولی این بار اول یه چیزی شنیدنی می‌خواستم تا شب‌ها به جای زل زدن به کلمه‌ها، گوش کنم. خلاصه «آذرباد» نسخه صوتیشو گرفتم و خیلی خوشحالم از انتخابم؛ گوینده عالی تونسته فضای سرد و غمگین کمپ رو منتقل کنه و حتی موسیقی متن هم تجربه شنیدنی رو کامل کرده بود :)
Profile Image for میعاد.
Author 13 books363 followers
July 15, 2025
شاید اگر دو رمان قبلی نویسنده رو نخونده بودم و توقعی نداشتم این‌قدر از قلمش متعجب نمی‌شدم، گرچه دیدگاهش رو هم چندان درک نکردم.
Profile Image for زینب سهراب‌پور.
43 reviews
May 22, 2025
یادآور لحظه‌های پر از اضطراب خداحافظی و دوری
در دنیای باهمانِ تنهایان خیال اینکه این احساسات و تجربه‌ها مختص تو نیست و دیگرانی هم هستند که از سرش گذرانده‌اند، مایه تسلی خاطر است تا حدی.
Profile Image for Fatemeh.
380 reviews66 followers
December 20, 2025
نمی‌دونم آدم‌ها چرا اینقدررر نظر منفی داشتند در مورد این کتاب. خوب و روال بود به نظرم. آره، نسیم مرعشیِ «پاییز فصل آخر سال است» نبود، ولی اوکی بود به نظر من.
Profile Image for Mehrnaz.
206 reviews23 followers
December 5, 2025
«آذرباد» داستان آدم‌هایی است که برای فردای بهتر مهاجرت می‌کنند، اما در برزخ می‌مانند. این رمان با تصویری واقعی و انسانی از پناهنده‌ها، نه فقط روی بدبختی و بیچارگی تمرکز ��ارد، بلکه گاهی رگه‌هایی از امید و مقاومت را هم نشان می‌دهد.

شخصیت‌ها جذاب و زنده‌اند؛ از جنگندگی آذرباد گرفته تا عشق پدربزرگ به ایران، همه حس زندگی واقعی را منتقل می‌کنند. فضاسازی مرعشی به‌ویژه فضای کمپ، بسیار ملموس و دلنشین است و خواننده را کاملاً در داستان غرق می‌کند.

تنها نکته‌ی کوچک شاید تکرار زیاد «گفتم، گفت» و فعل‌های مشابه باشد، اما در کل نثر روان کتاب، تجربه‌ی خواندن را شیرین و تاثیرگذار می‌کند.
Profile Image for Mahsa Shahshahani.
104 reviews26 followers
December 25, 2025
چند ماه پیش که می‌خواستم این کتاب را بخوانم ریویوهای خیلی منفی یک ستاره‌ای باعث شدند قیدش را بزنم.
اما ریویوهای مثبت‌تر دوستان نزدیکترم باعث شد نظرم را عوض کنم و به این کتاب شانس بدهم.
نتیجه اینکه واقعا متوجه نمی‌شوم دلیل این همه امتیاز منفی و ریویوی خیلی منفی چیست.
تمام توصیفات نویسنده از پاریس با تمام واقعیتی که از نزدیک دیده‌ام هماهنگ بود. با تجربیاتم از کار داوطلبانه‌ی ترجمه برای کمپ پناهندگی هم همینطور.
احساسات زیبا و ساده و روان توصیف شده بود و شخصیت‌ها در ذهنم جان گرفته بودند. من این کتاب را در دو نشست خواندم و دلم نمی‌خواست از دنیایش جدا شوم. حتی در اوج غم و آوارگی‌اش هم حس امید و جنگیدن جاری بود.

در عین حال، باید بگویم که این کتاب از نظر ادبی یا داستانی و روایی هیچ پیچیدگی خاصی نداشت و حتی مطمئن نیستم که عناصر داستانی کافی داشت برای اینکه رمان یا حتی novella باشد. ضمناً قوت قلم نویسنده به اندازه‌ی کتاب‌ «پاییز فصل آخر سال است» نیست (هرس را نخوانده‌ام).‌
از نظر توصیف احساسی هم از سطح فراتر نمی‌رود و عمقی در آن نبود. به همین خاطر با وجود اینکه خواندن کتاب برایم لذت‌بخش بود، به ۳ ستاره اکتفا می‌کنم.
Profile Image for Shadi.
6 reviews
July 28, 2025
دلم میخواد برگردم به زمانی که این کتاب چرند رو‌ نخونده بودم. فقط روضه و غصه‌ی مدل سریالهای صدا و سیما...
خاک بر سر نشر چشمه.
Profile Image for Mehdi Faraji.
10 reviews1 follower
December 15, 2025
بعد از خوندن هرس و پاییز فصل آخر سال است، انتظارم خیلی بالاتر بود. رمان جالبی بود، موضوع هم در‌نوع خودش تازه بود، اما نویسنده انتظار من رو بالا برده بود و منتظر اثری در حد دو رمان قبلی بودم.
Profile Image for مصطفا جواهری.
106 reviews22 followers
May 30, 2025
دو رمان قبلی نسیم مرعشی هیچ‌وقت سلیقهٔ من نبودند. آذرباد هم همین شد. من با آذرباد چندروزِِ غمگین را گذراندم. شب آخر مطالعهٔ کتاب، بالاخره گریه‌ام را درآورد و مثل همیشه از نثر درخشان نویسنده لذت بردم.

اما جهانِ داستانی نسیم مرعشی، دلخواه و دلچسب من نیست. هیچوقت نفهمیدم و نمی‌فهمم این حجم از غم‌نویسی چه خاصیتی دارد. حتی اگر فرض هم بگیریم نویسنده، سیاه‌نمایی نمی‌کند، فایدهٔ سیاه‌نویسی چیست؟ و فایدهٔ سیاه‌خوانی برای مخاطب؟ مخاطبی که به میزان کافی در روزمرهٔ خودش درگیر غم و اندوه هست...

اگر روزهایی غمگین را می‌گذرانید، اصلا کتاب مناسبی نیست. اگر هم دو کتاب قبلی نویسنده را دوست داشتید، حتما از آذرباد لذت بیشتری خواهید برد.
Profile Image for Parham.
39 reviews1 follower
July 20, 2025
۳.۷۵
درسته که از بقیه کتاباش ضعیف تر بود, ولی کتاب بدی نبود. فضا سازی جالب، کارکتر های متنوع و کلا سوژه خوبی داشت.
Profile Image for Saeedeh Z‌are.
96 reviews3 followers
July 24, 2025
کتاب تلخی بود، درست مثل پاییز فصل آخر سال است و هرس. انگار تلخی قلم مرعشی امضای کارشه. به اندازهٔ کتاب‌های قبلیش خوب نبود، اما ارزش یک‌بار خوندن رو داره.
Profile Image for tz.bookish.
17 reviews
October 2, 2025
با تجربه‌ای که از هرس و پاییز داشتم میدونستم سراغ کتاب غمگینی میرم ولی این حجم غم و درد بنظرم عجیب زیاد بود!


شخصیت سازی ها بنظرم خیلی ضعیف بود و روند داستان اگر حداقل چندتا فلش بک میخورد و پیشینه‌ی شخصیت‌ها، تصمیماتشون و اجبار به مهاجرتشونو تعریف میکرد بهتر از این روند کند و یکنواخت و تکرار این حجم کلمات غمگین بود.

حتی پایان بندی کتاب هم برام قوی نبود و این حسو بهم میداد که نویسنده فقط خواسته تمومش کنه به هر شکلی که تونسته.
ولی یه سری جمله ها و یه جاهایی حس‌هایی که برام آشنا بود رو از کتاب دوس داشتم و دو ستاره‌رو فقط به همین دلیل میدم.
Profile Image for M&A Ed.
407 reviews62 followers
September 20, 2025
رمان. هویت. مهاجرت
رمان «آذرباد» نوشته‌ی نسیم مرعشی یکی از آثار تازه‌ و بحث‌برانگیز ادبیات معاصر ایران است که به‌طور جدی به مضامین هویت، خانواده، و مهاجرت می‌پردازد.
مرعشی در «آذرباد» همچون آثار قبلی‌اش به سراغ موضوعات اجتماعی و تاریخی رفته است. رمان حول مسائلی چون مهاجرت، درگیری‌های خانوادگی، سرگشتگی هویتی و تضاد میان گذشته و حال می‌گردد. نام "آذرباد" نیز خود بار تاریخی و اسطوره‌ای دارد و به نوعی نماد مقاومت و ماندگاری در برابر فراموشی است.
شخصیت‌ها زنده و باورپذیرند؛ هرکدام با گذشته‌ای پرزخم و آینده‌ای مبهم. یکی از ویژگی‌های مهم کار مرعشی این است که شخصیت‌ها صرفاً تیپ اجتماعی نیستند، بلکه لایه‌های عاطفی و روانی متعددی دارند. این باعث می‌شود خواننده به‌راحتی با آن‌ها همذات‌پنداری کند.
مرعشی از زبانی ساده اما شاعرانه بهره می‌گیرد. جملات روان و گاه کوتاه، ریتم خواندن را تند می‌کند، در حالی‌که لحن احساسی و تصاویر ادبی فضای رمان را غنی‌تر می‌سازد. او میان روایت خطی و فلاش‌بک تعادلی ایجاد کرده که باعث می‌شود داستان هم معاصر به نظر برسد و هم ریشه در تاریخ و گذشته داشته باشد.
Profile Image for Mehrnoosh Arzaghi.
57 reviews1 follower
November 8, 2025
نسیم مرعشی قصه‌گویی را بلد است. همدلی آدم‌های کمپی در پاریس که پناهنده‌اند و در بی‌پناهی بهم پناه آورده‌اند به خوبی تعریف می‌شود. ترسیم شخصیت‌ها گاهی کلیشه‌ای اما باورپذیر است. تاویل‌پذیری نام شخصیت‌ها، مثل آذرباد، پناه و .. در کنار توصیف مکان‌ها، فضاسازی خوبی ایجاد کرده.
برای ما بسیار پیش‌بینی‌پذیر است که در دل‌کندن‌ها، دوباره دل سپردن‌ها و دلتنگی‌ها، قرار است زور زندگی بچربد.
Profile Image for Kiana Taghikhan.
43 reviews1 follower
June 7, 2025
مهاجرت و پناهندگی
مسئله مهم و همشگی ما ایرانی ها
کتاب رو خیلی دوست داشتم، فضاش، شخصیت های آشنا، رنگ و شادی و مرگ و زندگیش رو
Profile Image for Sanam Abedini.
12 reviews
May 26, 2025
گاهی داستان رو دوست نداشتم، گاهی باهاش همزاد پنداری کردم، یه صفحه‌هایی اشک ریختم به پهنای صورت. اگر بخوام از دید یه خواننده بگم، پر از حس بود! پر از اتفاقایی که بهت حس خوب می ‌داد! اما دید غیر یه خواننده که از قلم مرعشی خوشش میاد! یه جاها پرش زیاد بود، همین باعث می شد، نتونی با خط داستان هم‌گون پیش بری… یه جاها با همه‌ی اطلاعات نویسنده، به خاطر محدود بودن زاویه دیدش درک صحنه‌هایی هم که نوشته بود سخت می‌شد( هر چند که توصیف‌های ادبی باعث لذت بخش بودن اون بخش ها بود)
Profile Image for Nooshin.
55 reviews6 followers
June 28, 2025
کارهای نسیم مرعشی رو دنبال می‌کنم و به نظرم نویسنده‌ی بسیار دقیقی هست. در تصویرسازی استاد هست. گرچه بیشتر ترجیح می‌دم جمله‌بندی‌ها رو کوتاه‌تر کنه. چون جمله‌ها خیلی طولانی هست.
دلم می‌خواد کتاب بعدی نسیم مرعشی خیلی متفاوت‌تر باشه. آذرباد رو میخوندم همش حس می‌کردم همون راوی پاییز داره حرف می‌زنه.
واقعا امیدوارم اثر بعدی نسیم مرعشی خیلی متفاوت‌تر و برجسته‌تر باشه.
چون میدونم نویسنده‌ی خوبی هست و به عنوان مخاطب انتظارم ازش بالاست.
Profile Image for Reza Shahabadi.
5 reviews
August 5, 2025
دیگه هیچ شکی ندارم که نشر چشمه پروموت‌کننده‌ی نویسنده‌های کم‌مایه و آثار بی‌ارزشه.
فردا اگر به همین رمان سخیف چندین جایزه از جانب دست‌پرورده‌های دیگر این نشر اهدا نشد، باید تعجب کنیم.
همین کتاب که انتشارش محصول رانت و روابطه، به چندین زبان ترجمه میشه و حلوا حلواش میکنن.
Profile Image for Bahar D.
30 reviews12 followers
August 19, 2025
نسیم مرعشی جوری مینویسه که سخت میشه باور کرد اون زندگی رو کامل و دست اول زندگی نکرده. و حالا حتی من خواننده هم بعد از تموم کردن کتاب انگار خاطراتی قرض گرفتم از زندگی که زندگی من نیست!
دست مریزاد :)
Profile Image for Dream.M.
1,039 reviews655 followers
November 24, 2025
نسیم مرعشی هفت سال تحقیق کرده، رفته کمپ‌های پاریس، با صدتا پناهجو حرف زده، برگشته و به جای اینکه یک رمان بنویسه، یک دفترچه خاطرات سانتی‌مانتال تحویل داده که روی جلدش نوشته «رمان».
این کتاب رمان نیست؛ یک لانگ‌فورم اینستاگرامی ۱۸۹ صفحه‌ای عه که توی هر صفحه‌اش می‌گه «مهاجرا بدبختن»، «دردشون ترجمه نمی‌شه»، «کمپ بو می‌ده»، «فرانسه سرده و مردم‌ش بی‌تفاوتن». آقاا اوکی، فهمیدیم! لازم نبود دویست و پنجاه بار بزنی اینو تو صورتمون. زخم شدیم بابا.

شخصیت اصلی آذرباد: عیسی مسیح کمپ پاریس، فقط به جای شفا دادن، فرم بیمه پر می‌کنه.
اون هیچ اراده‌ای نداره، هیچ انتخابی نمی‌کنه، هیچ عواقبی نمی‌پردازه؛ فقط یک دوربین زنده اس که غم دیگرانو ضبط می‌کنه و هرازگاهی می‌ناله که «چرا باید درد را به زبانی دیگر ترجمه کنم؟» خب نکن دیگه! استعفا بده، فرار کن، خودکشی کن، عاشق شو و خیانت کن، یکاری بکن که مام تکون بخوریم. ولی هیچی، هیچی، هیچی...

ونسان: فلوت‌زن کارتن خواب فرانسوی که انگار از لپ‌لپ درومده. و رابطه عاشقانه‌ آذرباد با ونسان؟ یک سکانس آبکی جشنواره‌ فیلم فجر که می‌خواد بگه «حتی در کمپ هم می‌شود عاشق شد». نه ریسکی داره، نه ممنوعه، نه هیحان، نه عواقب؛ فقط دوتا آدم غمگین که گاهی همدیگه رو بغل می‌کنن تا خواننده بگه اوخییی، چنگده گشنگه! این همون چیزیه که تو فیلم‌های ایرانی بهش می‌گن «سکس‌سین»، فقط بدون سکس، بدون سین، یه نگاه به هم و یه نت مینور...
مادر آذرباد هم دستگاه اشک‌ساز اتوماتیک، که هر صفحه یه لیتر اشک می‌ریزه، قبض آبشون باید وحشتناک باشه. بقیه کاراکترها هم اکسترا، فقط برای پر کردن صفحه‌ن و اینکه نشر چشمه بگه «ما هم رمان اجتماعی داریم».

نثر؟ نثر تمیز احساسی شهر کتابی؛ مناسب هایلایت رنگی رنگی. نه یک جمله جسورانه داره، نه یک تصویر تازه می‌سازه، نه یک ریتم شکسته. همه‌چیز صاف، مرتب، مودب، قابل‌انتشار توی اینستاگرام و چنل‌های ادبی تلگرام.
این کتاب همون چیزیه که وقتی یه نویسنده اینستاگرامی تصمیم می‌گیره «صدای مظلومان» بشه میده بیرون و نشر چشمه هم می‌گه «بفرمایید! میشه ۲۹۰ هزار تومن ناقابل».
بی‌تعارف، «آذرباد» یک ایده درجه‌یکه که نویسنده جرأت تبدیل کردنش به رمان واقعی رو نداشته. ترجیح داده امن بازی کند، گریه خواننده رو دربیاره، لایک جمع کنه .
ببخشید، ولی این رمان نیست؛ سوءاستفاده از درد واقعی برای فروش احساسی عه، کتاب روضه‌س. هرچی یک خواننده از رمان انتظار داره (درام، تنش، تحول، زبان خلاق) توش غایبه و هرچی نباید باشه (تکرار، توضیح، یکنواختی احساسی) فراوونه.
و دقیقاً به همین دلیل وقتی داری می‌خونیش دلت می‌خواد پرتش کنی تو سطل آشغال و از نویسنده‌ش برای زخمی کردن روانت شکایت کنی.
بنظرم بجای این بهتره «مترجم دردها» رو بخونیم؛ یا حتی «کایت‌رانر» رو، یا «وزارت درد» رو، یا «زنبوردار حلب»، یا هر چیز دیگه‌ای که حداقل یه ذره خون تو رگ‌هاش جریان داره.

......
باتشکر از همخوان عزیزم برای معرفی و پیشنهاد این کتاب که باعث شد مرز دقیق تری بین ادبیات و جفنگیات بکشم 🥰
Profile Image for Leila karbalaee.
43 reviews
September 3, 2025
روایتی اول شخص از زبان دختر 19 ساله ای که وانمود می کند 16 ساله است. دختر، آذرباد که زبان می داند و وظیفه صحبت با ماموران مهاجرت در کمپ را بر عهده دارد تجربه رنج اوری از زندگی هر یک از پناهجویان را به دوش می کشد. انگار که دانستن این زبان غریبه همچون وزنه ای به پاهایش او را به پشت سر می کشد. در این کتاب با رنج های جدیدی اشنا شدم. رنج عبور از مرزهای مختلف وقتی که می دانی هیچ جایی از دنیا متعلق به تو نیست. رنج و قوت خانواده شدن پناهجویان کمپ و گرمی ارتباط آدم هایی که از کشورها و اقوام مختلف، آواره ی یافتن جایی برای زندگی بهتر شده بودند.

با این حال چیزی در این کتاب برایم غریب بود. نویسنده ی مورد علاقه ام که در هرس پابه پای التهاب قصه اش به حزن نشستم و در پاییز فصل اخر سال است سرخوردگی و تنهایی را به سردی لمس کردم، در این کتاب انگار از زبان دختری پناه جو ولی با افکار یک مدافع حقوق بشر قصه را روایت می کند.

کتاب انگار ادای دینی به ادمهایی ست که دنیا به اندازه ی کافی به انها اهمیت نداده است. ادمهایی که به اندازه کافی مهم نبودند که به جایی از دنیا تعلق داشته باشند. نه اینکه بدانم رنج پناهنده ای اواره در کشوری غریب بودن چگونه است، نه. ولی این را میدانم که رنج دیده چگونه برای دیگر رنجوران دل می سوزاند و نگاه او به آنها چگونه است. نگاهی متفاوت از کسانی که تنها تماشاچی رنج دیگری بوده اند و سهمی از ان را در زندگیشان نداشته اند.

این تناقض ها، آذرباد داستان را برایم ناآشنا می کرد. انگار بیشتر از این که شخصیت سازیش به واقعیت یک نوجوان رنج دیده بماند شبیه به تفکرات کسی است در رفاه، که برای کودکی آواره دل می سوزاند.
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Javad Usefabadi.
59 reviews
September 13, 2025
آذرباد داستان زنی است که در حاشیه‌ی پاریس، در کمپ مهاجران غیرقانونی زندگی می‌کند. او با تسلطی کم‌نظیر بر زبان فرانسه، به عنوان واسطه‌ای میان مهاجران و نهادهای اداری، پزشکی و بیمه‌ای فعالیت دارد. اما این نقش، باری‌ست سنگین: ترجمه‌ی درد، استیصال، بی‌قراری و دلتنگی مردمانی که اغلب چیزی جز زخم و امید با خود نیاورده‌اند.
کتاب آذرباد را واقعا دوست داشتم و از همان ابتدا غم و شادی آذرباد شد غم و شادی من انگار که یکی از اعضای خانواده ام باشد.
من تجربه ی مهاجرت و آوارگی ندارم اما غم و اندوه غربت و آوارگی آذرباد قلبم را لمس کرد و خوب درکش کردم.
کتاب تمام شده من اما نگران آذربادم!
نگران اینکه نتواند با اندود دل کندن از پاریس و وطن کوچکی که برای خود ساخته بود کنار بیاید
و نگران رنج بیشتری ام که باید در بوردو تحمل کند به دور از تمام دلبستگی هایش و کسی که دوستش دارد.

پی‌نوشت:من نسخه‌ی صوتی کتاب رو با خوانش مهسا حجازی گوش کردم.
Profile Image for Roya.
21 reviews
Read
September 6, 2025
من کتاب صوتی این کتاب رو با صدای مهسا حجازی شنیدم. بنظرم صدای مهسا حجازی خیلی به داستان و شخصیت کتاب نشسته بود، و میتونستم دختری که پناهجو و با خانوادش توی سختی ان رو حس کنم.
نظری به داستان کتاب ندارم، پناهجوها بنظرم خیلی سختی میکشن و اگر خودخواسته این اتفاق بیفته بعد از مدتی شاید آدم به پوچی برسه. مثل مامان آذرباد و یا بابای آذرباد که بخاطر داشتن رویای خونه دار شدن تو کشور غربی، خانوادشو آواره کرده بود.
این اولین کتابی بود که از این نویسنده خوندم/شنیدم، توی کامنتا ازش به شدت انتقاد کردن در مقایسه با کتاب قبلیش.
من خوندن این کتابو توصیه نمیکنم، خوندنش میتونه کسل آور باشه و داستان غمگین و ناامیدانه ای داره. داستانی نیست که بخوام به کسی پیشنهاد خوندنشو بدم، من فقط بخاطر مهسا حجازی این کتاب رو گوش کردم و از همراه شدن با صداش با داستان، خوشم اومد
Displaying 1 - 30 of 57 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.