بگذر از مردمِ سجاده نشینی که هنوز/ نرسیدند به ایمانِ نباید ترسید/ عاقلان اهلِ سکوت اند اگر حرفی نیست/ از هیاهوی دو دیوانه نباید ترسید... --------------------------------------- شک ندارم که به معراج مرا خواهد برد/ آن نمازم که به لبخندِ تو باطل شده است... --------------------------------------- من ولی باز هم همان هستم/ سر به زیر و صبور و ساکت و سرد/ مثلِ یک تاک می روم بالا/ به خودم پیچ می خورم از درد... --------------------------------------- حق دارم اگر عابدِ پنهان باشم/ از مسجد و محراب گریزان باشم/ اسلام اگر دینِ شما خوبان است/ مؤمن تر از آنم که مسلمان باشم...
در قطاری که تو در آن هستی خانه ام روی ریل بود ای کاش کورکورانه دوستت دارم شعرهایت بریل بود ای کاش
پاک کن خط چشم هایت را
آرزوهای لمس کردنی ام بی حساب و کتاب می ماند نسبت من به تو طبیعی نیست مثل آتش به آب می ماند
تو کتاب علوم را خواندی؟
زندگی هرچه بوده کم بوده زندگی هرچه هست، بسیار است من همینم! همین که می بینی دست بالای دست بسیار است
دست بالای دست بسیار است
"ندیده بانی" یه مجموعه ی شعر هوشمندانه و قابل قبوله. شاعر و همسر هنرمندش، حنانه حقیقت، از تازه های دوست داشتنی دنیای شعرن. شعرها فرزند زمان هستن و به خیلی از نوستالژیای این دوره اشاره دارن
طرح جلد کتاب خیلی خلاقانه و یونیکه اما محتواش کمی تا قسمتی دچار سانسور شده و این شاید خواننده رو اذیت کنه، بهرحال یاسر قنبرلو شاعر جوانیه و البته همیشه بدیع هم سروده، به امید موفقیت بیشتر ایشون.
زمانی که تقریباً تازه منتشر شده بود خوندمش. الان باز نگاهی انداختم و دیدم هنوز خیلی خوبه. جای ناراحتیه که کمتر از ایشون اسمی هست و اثر جدیدی خیلی وقته ندیدم