سید محمّد دبیرسیاقی (زادهٔ ۵ اسفند ۱۲۹۸ خورشیدی در قزوین) پژوهشگر، نویسنده، شاعر و استاد ادبیات فارسی است. وی از ارکان چهارگانهٔ «بنیاد لغتنامهٔ دهخدا» و مصحح بسیاری از متنهای کهن فارسی است. وی پس از گذراندن دورههای ابتدایی و متوسطه در قزوین و تهران و گرفتن دیپلم از دارالفنون در ۱۳۱۸ در ۱۳۲۴ دکتری ادبیات فارسی خود را از دانشگاه تهران دریافت کرد. در ۱۳۲۵ به عضویت انجمن ایرانشناسی درآمد. آنگاه به استادی در دانشگاه تهران و نیز دانشگاههای چین و مصر پرداخت. دبیرسیاقی تا ۱۳۵۳ که بازنشسته شد در استخدام وزارت دارایی بود. او میان سالهای ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۴ در گردآوری لغتنامه با علیاکبر دهخدا همکاری داشت. از آن پس همکاری او با سازمان لغتنامه تا ۱۳۵۹ -که کار این اثر به پایان رسید- پی گرفته شد. او نزدیک به ۸۰ متن ادبی و تاریخی را تصحیح و منتشر کردهاست، که از میان آنها میتوان از دیوان منوچهری، نزهةالقلوب، فرهنگ سُروری و سلطان جلالالدین خوارزمشاه نام برد. دکتر دبیرسیاقی در ۱۶ مهرماه ۱۳۹۷ در زادگاه خود، قزوین، درگذشت.
شاعری تیز هوش... از خواندنِ اشعارش لذت بردم.. البته تعریف و تمجیدش از محمودِ غزنوی، خسته کننده و تکراری بود.. ولی احساس میکنم این تعریف ها سبب شده بود تا دستِ او برای شاعری باز باشد و بر اشعارش از طرفِ مسلمانان و عرب پرستان، ایراد وارد نشود... آن هم در دورۀ غزنویان به این ابیات دقت کنید
نوروز بزرگ آمد ، آرایش عالم میراث به نزدیک ملوک عجم از جم بر دولت شاه ملکان فرّخ و پیروز آن قبله ی فخر و شرف گوهر آدم
یا این بیت
رامش افزای باد و نیک اختر بر ملک اورمزد شهریور
همانطور که مشخص است عنصری دستش برایِ شاعری باز بوده و به راحتی در مورد ایران و جشن ها و شادباش هایِ نیاکانِ بزرگوارِ ما شعر سروده و و در بینِ اشعارِ باقی مانده از او، اشعارِ عرب پرستانه کمتر دیده شده، که به همین منظور، یادش گرامی
پیروز باشید و ایرانی
Merged review:
دوستانِ گرانقدر، بیشترِ اشعارِ <عنصری بلخی> در مدح و ستایشِ محمودِ غزنوی سروده شده است... دیوانِ وی از 435 صفحه تشکیل شده است.. از آنجایی که هیچگونه علاقه ای به محمود غزنوی نداشته و میدانم که شما نیز علاقه ای به خواندنِ اشعاری که در ستایش او بوده، ندارید... بنابراین ابیاتی را از رباعیاتِ عنصری برایِ شما ادب دوستانِ گرامی برگزیدم که در موردِ عشق است و چه چیزی زیباتر از عشق وجود دارد!؟ --------------------------------------------- گفتم صنما، دلم تُرا جویانست گفتا که لبم دردِ تُرا درمانست گفتم که همیشه از منت هجرانست گفتا که پری زِ آدمی پنهانست ****************************** از بوسه تو مُرده با روان تانی کرد وز چهره، دلِ پیر جوان تانی کرد رخ گاه گل و گه ارغوان تانی کرد وز غمزه فریبِ جاودان تانی کرد ****************************** ای شب نکنی اینهمه پرخاش که دوش رازِ دلِ من مکن چنان فاش که دوش دیدی چه دراز بود دوشینه شبم هان ای شبِ وصل، آنچنان باش که دوش ****************************** ای دل زِ وصالِ تو نشانی دارم وی جان زِ فراقِ تو امانی دارم بیچاره تنم همه جهان داشت بتو واکنون بهزار حیله جانی دارم ****************************** شبها چو زِ روزِ وصل او یاد کنم تا روز هزار گونه فریاد کنم ترسم که شبِ اجل امانم ندهد تا باز بروزِ وصل، دلشاد کنم ****************************** بر آتشِ هجر، عمری ار بنشینم خاکِ درِ تو همی بدل بگزینم از باد همه نسیم زلفت بویم در آب همه خیالِ رویت بینم ****************************** در عشقِ تو، پای کس ندارد جز من در شوره کسی تخم نکارد جز من با دشمن و با دوست بدت میگویم تا هیچکست دوست ندارد جز من ****************************** بر چهرهٔ خوبت آفرین کرده کسی کس با تو شود ازین جهان دسترسی گر میزنم از آتش عشقت نفسی تا سوخته در جهان نمانند بسی ****************************** تا نسرائی سخن، دهانت نبود تا نگشائی کمر، میانت نبود تا از کمر و سخن نشانت نبود سوگند خورم که این و آنت نبود --------------------------------------------- امیدوارم این انتخابها موردِ پسند بوده باشه <پیروز باشید و ایرانی>
اشعار بازمانده از عنصری به حدود دو هزار بیت میرسد که به نقل از مجمعالفصحا اصل این دیوان سیهزار بیت بوده است و شامل قصیده، غزل، رباعی، قطعه، ترکیببند، و مثنوی است. بیشتر قصیدههای او در ستایش سلطان محمود غزنوی و مسعود غزنوی است .دانلود رایگان https://taaghche.com/book/39517